امروز : چهارشنبه, ۷ آبان , ۱۳۹۹
تاریخ : 2015/06/28 - 15:10 ذخیره فایل ارسال به دوستان

ادیان در عصرِ هخامنشیان/ نقشِ روحانیت قبل از زرتشت

مهر پرستی یا «میترائیسم» یکی از ادیانِ با سابقه در میانِ مردمِ ایران باستان بود. این آئین را آریاها به ایران آوردند، آنگونه که به هند بردند. این آئین به مدتِ دو هزار سال، آئین هایِ دیگر را تحت الشعاعِ خود قرار داد.

محمد محمودی؛ بابل نومه : ادیان ؛ یکی از مهمترین مواردی است که علاوه بر اینکه وقتِ آدمی را به اندازه یِ بزرگی در خود قبض می کند، مطالعه و خوانشِ آن، با استفاده از منابع متعدد و معتبر ضروری و بخصوص در ایران همیشه موردِ شبهاتِ فراوانی بوده. در همین مسئله، با توجه به عام بونِ آن ، بازخوانیِ دین و مذهب و روحانیت در عرصۀ قبل از اسلام در ایران و  نگاهی کوتاه به یک دوره مهم از تاریخِ ایران و قومیّت هایِ آنان، مورد بررسی قرار می گیرد، ضمن اینکه در مستندات و منابعِ این نوشتار تحقیقاتِ لازم انجام شده است.

دودمانِ هخامنشیان؛ که همیشه صحبتِ مسلّم در آن باعثِ جدال و برداشت هایی متفاوتی بوده؛ مربوط به عهدِ باستانِ ایران می باشد. مذهبی که در این دوره از ایران اکثراً عنوان می شود مبنی بر عمومیتِ آن و عدمِ جلوگیری از رواجِ مذاهب در قلمرو خود بودند، اما این نمی تواند دلیلِ کافی برایِ صحّه گذاشتنِ مذهبِ مشخص باشد، ارائه ایی که بصورتِ جمعی هم بیان شده هنوز موردِ اختلاف و شبهه است. دانشمندان زیادی برای این مسئله در عرصه ادیان به تحقیق و جستجو پرداختند و هریک دلایلی جداگانه برای خود آوردند. الواح و آثارِ موجودِ عصرِ هخامنشیان حکایت از این دارد مپکه مذهبِ غالبِ این عصر، آیینِ «زرتشت» یا تعالیمِ مشابهِ آن بوده است. اینکه مورد مشابهِ آن چه مذهبی برجسته است عنوانی نشده، امّا «ژاک دوشِن گیمِن» استادِ بزرگِ ایران شناسِ اروپایی هم در گفتارِ خود ضدّ و نقیضی دارد و از قاطعیتِ محکمی صحبت نمی کند. او می نویسد؛ دینِ هخامنشیان، شکلِ تغییر یافته ایی از دینِ زرتشت است.[۱] در عینِ حال الواح و کتیبه ها نشان می دهد که مذهبِ «مهر پرستی» نیز رایج بوده است. مهر پرستی یا «میترائیسم» یکی از ادیانِ با سابقه در میانِ مردمِ ایران باستان بود. این آئین را آریاها به ایران آوردند، آنگونه که به هند بردند. این آئین به مدتِ دو هزار سال، آئین هایِ دیگر را تحت الشعاعِ خود قرار داد.[۲] مهر پرستان هر سال در ماه مهر گاوی را زینت کرده و با جلال و بزرگی به میدان آورده و آن را ذبح می کردند. پس از عزاداری گوشتِ گاو را پخته و می خوردند. فلسفه این کار این بود که می خواستند از وجودِ معبود در آنان چیزی بماند تا آنها را به سویِ معبود راهنمایی کند و این همان کاری است که مسیحیان می کنند.[۳] در یکی از کتیبه ها اردشیرِ دوّم [۴] می گوید: من صورتِ مهر و ناهید را می سازم و در این ساختمان قرار می دهم. و این خود با تعالیمِ زرتشت که ساختنِ صورتِ خدا یا خدایان را حرام می دانست، منافات دارد. برخی محققان معتقدند که ایرانیان از دیرباز «ناهید» را می پرستیده اند، بنابراین مذهبِ هخامنشان هر چه بود تعارضی با پرستشِ ناهید نداشته است. همچنین شیوهِ دفنِ اموات در عصرِ هخامنشی با آئینِ زرتشت منافات داشت. در آئینِ زرتشت مردگان را دفن نمی کردند، بلکه آنان را در قلعه خاموش می گذاردند تا پرندگان از جسد بهره برند. علّتِ عدمِ دفنِ اموات توسطِ آنها احترام و قداستی بود که زمین نزدِ زرتشتیان داشته است، حال آنکه در عصرِ هخامنشیان مردگان را دفن می کردند و شاهانِ این سلسله آرامگاه خانوادگی نیز داشته اند.[۵] ایرانیان در عصرِ هخامنشیان ، علاوه بر پرستشِ اهورا مزدا، چهار عنصرِ دیگر را می پرستیده اند؛ نور، آفتاب و ماه، آب، خاک ، باد . از این می توان چنین استدلال نمود که آزادیِ مذهبی وجود داشت. «کوروش» پادشاه بزرگ بابل «مردوک» [۶] را می پرستید، داریوش هم وقتی مصر را در اختیار خود گرفت به ادیانِ آن دیار احترام گذاشت و خود در مراسمِ عبادی آنان شرکت می کرد. مُغ ها [۷] کسانی بودند که جادوگری را در جامعه ایرانی رواج می دادند. آنها متولیّانِ رسمی ادیان و مذاهب قبل از زرتشت بودند. آنان فنّ ِ جادوگری را از بابِلی ها و کلدانی ها آموخته بودند. مُغ ها طایفه ایی از طوایفِ شش گانه قومِ ماد بودند، هرودِت می گوید: این مُغ ها بودند که مذهب را به خرافات و جادوگری آلودند. نفوذِ آنها به حدّی بود که پس از انقراضِ مادها حضور داشتند. لبته مُغ هایِ ایرانی به تعالیمِ زرتشت آشنائی کامل داشتند.

حتّی در قرونِ وسطا جنازه چهل کودک کمتر از چهل روزه در محراب کلیسائی متروک در «وِرسای» به دست آمد که دلیلی است بر جنایکاریِ سحر و جادو، و بر خلافِ آنچه جامعه شناسی چون «دور کیم» ادعا می کند، میانِ سحر و جادو و دین، هیچ شباهتی نیست، که سحر و جادو جنبۀ فردی و ضدِّ اجتماعی دارد و مذهب جنبه اجتماعی و ضدِّ فردپرستی. این است که جادو (مطرودِ شرع و دین و وجدانِ عمومی) همواره پنهانی و مخفیانه در انحرافِ گناه زندگی می کند، در حالی که مذهب همیشه اجتماعی بوده و هست.[۸]

_____________________________________________________________

[۱] تاریخ مطالعات زرتشتی، ص۲۰

[۲]رشید یاسمی / خطابه سال ۱۳۱۵ ص۶۵

[۳] آذربایجان پیش از تاریخ ۱۰۱-۱۰۵

[۴] نُهمین پادشاه هخامنشی، پسر بزرگ داریوش دوم و پروشات بود که پس از مرگ پدر در سن چهل سالگی به سلطنت رسید.

[۵] تاریخ ادیان و مذاهب جهان/ ج ۱ / مبلغی آبادنی ص ۳۲۱

[۶] یکی از خدایان باستانی تمدن بابل است. در تمدن بابلیان مردوک به عنوان خدای باروری و آفرینش مطرح است. او در دوره حمورابی به‌عنوان محافظ بابل به شمار می‌رفت.

[۷] در اصل طایفه‌ای از مادها بودند که اجرای امورات مذهبی را بر عهده داشتند. با روی کار آمدن هخامنشیان مغان همچنان تولیت امور مذهبی را حفظ کردند و عرصهٔ فعالیت آنها دیگر منحصر به ماد نبود. در دوران ساسانیان مغ به پایین‌ترین مرتبه از سلسله مراتب روحانیت زرتشتی اطلاق می‌شد. مغان در نزد غربیان نیز به عنوان گروه اسرارآمیز شناخته بودند و کلمهٔ Magic یا مشابهات آن در زبان‌های اروپایی (به معنی جادو) برگرفته از کلمهٔ مغ است.

[۸] دکتر علی شریعتی/ تاریخ ادیان

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين