امروز : یکشنبه, ۹ آذر , ۱۳۹۹
تاریخ : 2015/03/24 - 23:24 ذخیره فایل ارسال به دوستان

نگاهی به فیلم خشم

 نگاهی به فیلم خشم

به کوشش محمد محمودی۶۶

نویسنده و کارگردان: دیوید اَیر

__________________

داستان فیلم در ماههای آخر جنگ جهانی دوم در آوریل ۱۹۴۵ واقع می‌شود. در شرایطی که متفقین آخرین ضربات خود را به European Theater (بخش اروپای جنگ جهانی) وارد می‌کنند، یک گروهبان آموزش دیده در لشکر دوم زرهی نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا به نام واردَدی(پیت) فرماندهی یک تانک شِرمن به نام فیوری با پنج نفر افراد آن را برای یک ماموریت مرگبار در خط مقدم دشمن برعهده دارد. برد پیت و افرادش که تعدادشان کم است و گلوله هایشان هم تمام شده حالا با مشکلات زیادی برای زدن به قلب نازی‌ها روبرو هستند.تانک شرمن یا همان ام۴ شرمن یک تانک متوسط آمریکایی بود که مهمترین تانک این کشور در جنگ جهانی دوم محسوب می‌شد. این تانک به افتخار ژنرال ویلیام شرمن، از فرماندهان مهم جنگ داخلی آمریکا نام‌گذاری شده بود. حدود ۵۰ هزار دستگاه از این تانک در جریان جنگ جهانی دوم تولید شد که بسیاری از آن‌ها به دیگر نیروهای متفقین واگذار شدند. شرمن در این جنگ قابلیت‌های خود را به عنوان یک ابزار جنگی باارزش نظامی ثابت کرد.

دیوید آیر نشان داده،که در مقوله ی کارگردانی صاحب ِ سبک و البته متفاوت تر از سایر فیلسمازها عمل می کند،او در پنجمین ساخته ی بلند خود،به جنگ جهانی پرداخت،یک دوره از جنگ جهانی که متفقین محکم تر عمل می کنند و دوربین را می برد سمت ِ یک نقطه ی خاص ِ آن.چرا خشم؟ روی تانک هر یک از دسته ی جنگی ِ گروه ، اسم های آن ها بطور خاص نوشته شده بود،برد پیت اسم ِ تانک خود را Fury : خشم ثبت نموده بود.حال اینکه داستان ِ یک تانک شرمن را دارد بطور عمیق با شخصیت های پر از حرف را به ما نشان می دهد یا توان ِ او،نقش ِ او در این برهه از زمانی ِ جنگ،بحثی که از همان سکانس ِ آغازین ِ فیلم به سوال ِ اندک مطروحه پاسخ می دهد!

۱۲۳۱۴۲۸-fury fury-brad-pitt

آیا جنگ واقعا پایان ِ کیفیت نیست؟

سوال ِ من در این مورد است که از آغاز ِ دایره ی داغ ِ فیلمسازی ، بسیاری انگشت خود را به مسئله ی جنگ و جنگ جهانی قرار داده اند که بهترین پردازشگر آن ،آقای ِ گیشه ها،استیون اسپیلبرگ ،در فیلم [نجات سرباز رایان] در سال ۱۹۹۸انجام داد.و البته به جرأت می توان گفت که،بهترین اثر را در ژانر خود خلق نموده.

دیوید آیر، یک ویژگی ِ متناسب با بحث ِ فیلمسازی دارد که آن موضوع ِ وارد شدن به عمق شخصیت هاست،قرار دادن ِ ۵نفر در تانکی که از آن صحبت شد و البته از آنها بازیگری دریافت شد،اولین ویژگی ِ مثبت ِ این فیلم .آیر نشان داده که یک بی رحم است،او ۲سال در نیروی دریای ایالات متحده آمریکا خدمت نموده و خواسته،نشانه ی با استنتاجی را پس از این سال ها در فیلمسازی،به ارمغان آورد.خون و گِل و لای،جاده های ِ پر از گسیختگی که در نگاه ِ اول میخواهد بی پروایی را به ما بازگو کند.حواسمان را پرت نمی کند،بیهوده کاری نمی کند.نماهای تلفیقی ِ دیدنی و جذاب،سکانس های ِ درگیری ِ پر از التهاب،فیلمبرداری پر از ساختاری که رومان واسیانوف بی نقض به کار خود ادامه می دهد.

طراحی لباس و صحنه که بدون ِ شک با حال و هوای ِ جنگ جهانی یکسوست،مولفه های کارگردانی در اواخر ِ فیلم به بلوغ ِ خود می رسد،این را به کمک ِ بازیگران ِ خود انجام می دهد،برد پیت مثل همیشه بازی ِ بسیار خوب و مبهوت کننده ایی به جا گذاشته،نقش ِ یک گروهبانی که به ما مقرراتی و منفعت رسانی را نشان می دهد و منفعت طلبی بیش از حد را درست نمی داند.تعصب ِ بیش از حد او به میهن،شی ِ نا لیبوف شکل جدیدی به خود گرفته اما یکی از مهترین بخش ها و نگاهی که میتوان به جنگ داشت این است که مذهب و اعتقاد چقدر میتواند اثر گذار باشد؟او نماد ِ دو گانه ی شخصیت ِ جنگی و خواستار ِ قرار گرفتن در ایمان بود و بازی ِ بسیار خوبی را از خود به جا گذاشت.لوگان لرمن،سرباز ِ ترسوی تازه کار که بصورت اشتباهی وارد ِ رسته ی زرهی میشود،همان کسی که برای این نقش مفید بود.و البته مایکل پنیآ در اندازه ی خود که اضافه کار نمی کند.جان برنتهال که وحشیانه نقش را جلو می برد.در نهایت:

خشم فیلمیست که تقریبا دست روی بقا و کُنش های ِ دوست داشتنی میگذارد،اما چرا محتوا اینگونه ناقص ماند؟

مسئله ی استراتژیک ها،سیاستمداری ها،مسئله ی شخصیت پردازی ِ بیش از حد که حتی روند ِ فیلم را کُند نمی کند.

خشم سزاوار ِ ماندگاریست،اما شخصیت پردازی ِ بیش از حد در ژانر خلط میشود و چارچوب ِ منطق را برهم میزند،البته ژانر وحشت و جنگ،چیزی بنام ِ منطق ِ ژانر نمی شناسد ولی ضعف ِ آیر در این فیلم نداشتن ِ تبهر و تجربه کافی در دو بخش ِ محتوا و فن بود.البته در بخش ِ فنی موفق عمل کرده.نمیشود گفت این موضوع برای او نپخته جلوه داده شده،چرا که خیلی خاص تر از عنصر ترس و شجاعت به فیلم وارد شده،این دو عنصر همیشه برنامه های دیگر فیلمسازها را مورد تنش و درگیری قرار داده است.

خشم در ۱۷ اکتبر ۲۰۱۴به اکران عمومی در آمد،هزینه ی تولید این فیلم ۶۸ میلیون دلار بوده که ۲۱۸ میلیون دلار فروش داشته است.

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين