امروز : پنج شنبه, ۱ آبان , ۱۳۹۹
تاریخ : 2015/03/26 - 8:59 ذخیره فایل ارسال به دوستان

اخوان ثالث : و زمستان ، با او

اخوان ثالث : و زمستان ، با او

محمد محمودی۶۶

قرار شد هر کسی ماه ها و روزها را از خود ِ نوع،شروع و به پایان برساند،از خود ِ آغاز و پایان،تناقض نیست.تو از آغاز،شروع میشوی و پایان ِ تو وقتی است که باز هم روح ِ ساخته شده ی تو ، کالبد ِ عُمرت را نشان می دهد!

و بازهم نمایانگر ِ تفکرات ِ آندری تارکوفسکی و اینگمار برگمان در بُرهه ی برخورد با انسانیت و معنویت،اقرار می کنم که همیشه تأثر در جسمِ بی شکل من غطه ور می شود! تا آن را از خط ِ ظاهر جدا و به روحم برسانم.می خواهی بگویی ادراک اینگونه تفسیر نمی شود؟من ِ نوعی را اینکه با تمام ِ کلیشه ایی ها،می گویند،با کالبد ِ پوست انداخته ام،شاید ! بپذیر!

این ها هم تناقض نیست!نه اینکه فکر کنم در راستای ِ شیفتگی به سرمی برم،می توان گفت ادارک ِ من از معنویت است؟شاید اینگونه باشد،توهم را جدا کرده ام یا با او سیر می کنم؟شاید اینگونه باشد،اما همانگونه که قرار شده بود ردِ ایامی،از سر گیری کنیم و بد ساخته ها را دوباره بسازیم،می گویم،زمستان تمام شد،ولی با او ماند!

همین اطراف ، قسمت های دور ِ لحظه ها و ثانیه ها،که گذشت ، اخوان ِ کوکب نامی بود که من کلیشه ایی می کنم همه چیز را حتی! می گویم،مثل ِ همه ی دیگری، دارم سخت می گیرم اما شیرین، با لبخند به آمدن نگاه می کنم!چیزی در پیکره ی شعر و شاعری !

اخوان ثالث – مهدی اخوان ثالث – م. امید ، آمیزه ایی از شعر کلاسیک فارسی و گرایش ِ آن به شعر نو و تکثیر ِ احساس در آن بود.تار که می نواخت،من ذره ایی از آن شنیده ام،و البته به مقام های موسیقیایی آشنا بود.اخوان ثالث ، داستان ِ درازی از آغاز تبار ِ خود و ریشه ی اسمی و نامی خود،تا به لحظه ی مرگ دارد.اقرار داشت به اینکه سبک شناس نیست و البته ناقد هم نیست.اقرار به الهام گرفتن از شعر نیمایی ، احوال ِ عصر خود را از خلال ِ اسطوره های کهن، نقاشی کرده و این جمله به معنای ظاهر،چیزی همانند کلاسیک بودن آن،شور و شور انگیزی،سر مستی، به ما تزریق می شود،مگر اینکه تمام ِ آثار و نوشته هایش را بخوانیم و درباره اش صحبت و بحث کنیم.

۱ (۱) ۱ (۳) ۱ (۴)

چرا ستون های اصلی شعر نوین است،به نظر حقیر، می تواند اینگونه باشد که مسلما یک میراثی از غزل ها و اشعارش به جای گذاشت که ما نمی توانیم مخصوص،بر کسانی که به بعد از خود تأثیر گذاشت،نام ببریم،یعنی مهدی اخوان ثالث بر تمام ِ شاعران ِ پس از خود تأثیر گذاشته است.

شاید ترکیب ِ اخوان ثالث در دو وجه آرکائیسم و زبان ِ امروز ما را به خواندنش وا داشته، اما زبان ِ او، یک زبان خاص برای انسانهاییست که به شعر به عنوان حس مکتوب شده در مغز می نگرند.

م. امید ، گذری ویل دورانتی برای من است که تقدم وتأخر ها را در ذهن رعایت می کند،ثبت شدن آن، احساس ِ امنیت،حاصل و استواری ِ شعر های بی بدیل او ، در جان ِ من،و البته انسانهای دگر،بی نهایت دوست داشتنی است.نمی خواهم مختصات و ترکیب اخوان ثالث و سرشت ادبی آثارش را نقد کنم،چون او بی درنگ محق ِ مُلهمات چرک نویسانه ی بنده بوده،برای نثر نویسی ها،بی اندازه پر بار بوده و خواهد بود.

او آثار و نوشته هایی بر جای گذاشت که حتی برای دوست داران ِ شعر و ادب،بایدی دارد،که پیدایش خواهد بود.

سرما سخت سوزان است،تصویر ، سخت و دردناک است!

نفس کاین است،چشمهایم همچنان نظاره گر ِ همه جای ِ هستی خواهد بود و لبهایم از گسستگی حرف نمی زند.

م.امید قدم زدن در راه ِ بی فرجام را دوست داشت و دلتنگی و ساز و ساختار ِ راضی کننده ای داشت.

سلامم را تو پاسخ گوی،در بگشای

زمستان ، با تو بوده،و خواهد بود!

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين