امروز : شنبه, ۱۵ آذر , ۱۳۹۹
تاریخ : 2015/04/12 - 6:06 ذخیره فایل ارسال به دوستان

هوشنگ ابتهاج / رد پای ِ محو نشدنی ِ احساس

هوشنگ ابتهاج / رد پای ِ محو نشدنی ِ احساس

به کوشش محمد محمودی


 

چه فکر می کنی ؟۲۳۹۲۴_ceyJ19LN

جهان چو آبگینه ی شکسته ایست

که سرو راست هم در او شکسته می نمایدت ؟

چنان نشسته کوه در کمین ِ دره های این غروب ِ تنگ

که راه بسته می نمایدت ؟

زمان ِ بیکرانه را تو با شمار گام عمر ِ ما مسنج

به پای او دمی است این درنگ ِ درد و رنج

بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند۸۱۲۵۵۷_orig

رونده باش

امید هیچ معجزی ز مرده نیست

زنده باش !

امیر هوشنگ ابتهاج ، شاعر و موسیقی پژوه ایرانیست که نگرشی خاص به سمت و سوی ِ عواطف ِ فردی دارد.او در ایام جوانی دلباخته دختری ارمنی به نام – گالیا که در رشت ساکن بود،می شود و این رویداد،دست مایه اشعار او در ادامه ی مسیر سرایندگی قرار می گیرد.قصه ی گالیا آنچنان طولانی نیست اما، در نوشتن ِ آن، چیزی سخت تر از شرح و بیان ِ احساسات این شاعر فقید نیست،چرا که توصیف یک رنج ِ باشکوه از زبان حقیر قاصر است.

دیر است گالیا …

نجوای او در پس ِ نرسیدن، توصیف ِ همراهی با کاروان ِ ناهمگون،که سایه را جدا می کند،افسانه ی دلبستگی، دلداگی. و اما حکایت ِ آن; همانند گریز ِ دلپذیر ، همانند ِ مغموم بودن ِ همسو با دیگر کسانی که روزگار را سپری می کنند،صحبت از بر روی مخند! که آسمان ِ ابری ِ حال و هوای آن زمان را توصیف می کند.

هوشنگ ابتهاج متولد ۶اسفند ۱۳۰۶ می باشد که در ایام نوجوانی ، با طبع ِ شاعری خود دست به قلم می شود و اولین دفتر شعرش را به نام – نخستین نغمه ها منشر می کند.سیر ِ شاعری ابتهاج پُر تلاطم و دارای ضربان ِ آغشته به درد بوده که حتی در اندک ثانیه های ِ عمر شعرهایش می شود با آن زندگی کرد.او درختی در خانه خود دارد بنام ارغوان – که برای آن شعر گفته است.

ارغوان شاخه ی همخون جدا مانده من

آسمان ِ تو چه رنگ است امروز؟FotoSketcher image

آفتابی ست هوا؟ یا گرفته است هنوز؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است، آفتابی به سرم نیست، آنچه می بینم دیوار است،آه این سخت سیاه…

خانه ی ابتهاج ، در سال ۸۷ به ثبت سازمان میراث فرهنگ رسیده و دارای ارزش فرهنگی بالایی برای اهالی شعر و ادبیات بوده و خواهد بود.از غبارهای ِ رسیده ایی که یک همسفر گمشده را باز می خواند شعر می گوید،از رسیدنِ برای تسکین:

 فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست…

سایه به تصحیح غزل های حافظ نیز پرداخته و آن را در کتابی به نام : حافظ به سعی سایه – به چاپ رسانیده و بعدها مورد تجدید نظر خود او نیز قرار گرفته که حاصل بیشتر عمر او در این راه بوده است.طبع شاعری او غزل است که حالت نیمایی نیز به خود دارد.

مدتی که سایه به سرودن اشعار عاشقانه مشغول بود بعد از چاپ چند مجموعه، به سرودن اشعار اجتماعی روی آورد و با کتاب شبگیر- که حاصل سال‌های پر تب و تاب پیش از سال ۱۳۳۲بوده، راه روشن و برگ جدیدی را در شعر معاصر ورق می زند.

هـ. الف سایه – اکنون ۸۷ ساله است و در کُلن آلمان زندگی می کند.

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين