امروز : دوشنبه, ۲۵ آذر , ۱۳۹۸
تاریخ : ۱۳۹۵/۰۸/۱۵ - ۲۳:۲۲ ذخیره فایل ارسال به دوستان
گفتگو با سجاد کرباسچی، رتبه 9 کنکور انسانی 95

جوان نخبه ای که کنکور را بهانه ای بیش نمی داند/از ریاضی به انسانی تغییر رشته داده و علاقه ای به «حقوق» ندارد/ شاید روزی بیاید که ماهم مدافع حرم شویم

کنکور زیاد بزرگ شده است. کنکور یک سال است که انسان را درگیر می کند و تمام می شود. به نظر من کنکور خیلی چیز بی خودی است. این هم یکی از مشکلات نظام آموزشی ماست. نهایت کاری که این نظام آموزشی برای جامعه می تواند انجام دهد این است که کارمندان خوبی تربیت کند. نه بیشتر. کنکور هم که یک سال از بهترین سالهای عمر هر انسانی که درگیرش باشد را در گیر درس می کند.

به گزارش بابل نوین، به نقل از رجانیوز :  با آقای کرباسچی رتبه ۹ کنکور انسانی که تا اتفاقا از ریاضی به علوم انسانی تغییر رشته داده بود صحبت کردیم و در خلال حرفهایمان درباره یکی از دغدغه های امروز جوانان هم پرسیدیم«روزی میرسد که شما هم به جمع مدافعان حرم بپیوندید؟». آقای کرباسچی هم جواب جالبی به این سوال داد.

 ساکن تهران هستید؟

بله

در کدام محله؟

محله خیابان ایران

محیط خانواده برای درس خواند چطور بود؟

من دو برادر دارم. برادر بزرگتر من المپیاد فیزیک قبول شد و وارد ۴۰ نفر  شد. در اردو هم شرکت کرد ولی ادامه نداد و رفت حوزه و الان فکر کنم سال هفتم را شروع کرده باشد.

چقدر برای شما اهمیت داشت که در کنکور رتبه تک رقمی کسب کنید؟ برای این رتبه پیش قبلا برنامه ریزی کرده بودید؟

آن قدر برایم کسب چنین رتبه ای مهم نبود. حتی بعد از کنکور هم به این رتبه فکر نمی کردم. البته پیش بینی خودم رتبه ای در حوالی ۲۰ بود. اما فکر نمی کردم تک رقمی بشوم.

پس آمادگی شنیدن این رتبه را نداشتید؟

نه. البته بعد از کنکور تصحیح نکردم بنا بر این نمی دانستم که چه طور کنکور داده ام. اما منتظر رتبه ای نزدیک ۲۰ بودم ولی خب منتظر تک رقمی نبود. با این وجود خیلی هم بین ۲۰ و ۹ اختلاف زیادی نیست.

تا به حال به قبول نشدن فکر کرده بودی؟

نه. چون قبل از کنکور چند کنکور آزمایشی شرکت کرده بودم و رتبه ای که در آنها داشتم همین حدود بود.

پس کنکور آزمایشی هم شرکت کرده بودید؛ کلاس های کنکور چطور؟

نه فقط چند کنکور آزمایشی شرکت کرده بودم.

تا الآن از موسسه های آموزشی با شما تماس گرفته اند که از اسم شما برای تبلیغاتشان استفاده کنند؟

با خود من تماس نگرفته اند، ولی شنیده ام که به خانواده زنگ زده اند و این در خواست را داشته اند. اگر با من صحبت می کردند که قطعا مخالفت می کردم و اجازه این کار را نمی دادم. و اطلاع ندارم که خانواده چه جوابی داده اند.

اولین کسی که به شما تبریک گفت که بود؟

زمانی که نتایج رتبه های برتر اعلام شده بود، من با دوستان رفته بودیم کوه و بالای تپه نورالشهدا بودیم. همان بالا با اینترنت موبایل سایت سازمان سنجش را باز کردیم. وقتی که تصویر خودم را دیدم شوکه شده بودم. در واقع اولین نفری که متوجه شد خودم بودم.

بالای کوه خبر رسیده است که رفیق ما رتبه ۹ کنکور شده است، دوستان شما آن بالا چه واکنشی داشتند؟

شادی و خوشحالی بود…

معمولا از سازمان سنجش با رتبه های برتر تماس می گیرند. با شما تماس نگرفتند؟

من چون شماره ام را تغییر داده بودم فکر کنم نتوانستند با من تماس بگیرند و من خبر را خودم در سایت سازمان سنجش دیدم.

خوشحال شدن چه کسی برای شما بیشتر از همه اهمیت داشت؟

در درجه اول خوشحالی پدر و مادر مهم تر است. آنها هستند که بیشترین زحمات را کشیده اند. و  قطعا به نظرم آنها هم از سایرین بیشتر خوشحال باشند.

این روزها بیشترین سوالی که از شما پرسیده می شود چیست؟

دوستان که خیلی سوال خاصی نکرده اند چون در جریان بودند و آنها می دانستند.

پس آنها آمادگی داشتند که سجاد کرباسچی باید به چنین رتبه ای برسد؟

خب چون نتایج کنکور آزمایشی ها را دیده بودند پیش زمینه داشته بودند. اما بیشترین سوالی که خبرگزاری ها در این چند وقت پرسیده بودند و در سوالهای همه آنها اشتراک داشت این بود که معنویت چقدر در نتیجه کنکور شما تاثیر داشت؟.

شما چه جوابی داده اید؟

هر چه فکر می کنم جواب دقیقی نمی توانم به این سوال بدهم. نمی توانم بگویم که چون فلان کار را انجام داده ام این نتیجه به دست آمده است. اما جوابی که دادم این بود که اگر آدم با یک برنامه پیش برود و تلاش هم کند، در واقع اول تلاش کند و بعد توکل هم داشته باشد قطعا نتیجه می گیرد. مگر این که قسمت او این نباشد.

اگر بخواهید درصد بدهید چند در صد این نتیجه را ناشی از تلاش خود می دانید و چند در صد آن را نتیجه توکل؟

قطعا اگر کسی تلاش نکرده باشد و صرفا توکل کند نتیجه نخواهد گرفت. یعنی به نظرم اولویت اول هرکس باید تلاش باشد و در کنار آن هم توکل باید داشته باشد. در واقع این دو مکمل هم دیگر هستند.

کنکور امسال یک تفاوتی با سال های قبل خود هم داشت و آن این بود که ماه مبارک رمضان قبل از کنکور بود و نزدیک به یک ماه از زمانی که باید آماده کنکور می شدید را در ماه رمضان سپری کردید. این مساله چقدر تاثیر داشت؟ شاید بعضی ها به خاطر کنکور روزه نگرفتند. شما آن ایام را چه کار کردید؟

من شنیده بودم که در آن ایام برخی که عقیده داشتند ولی نمی توانستند در حین درس خواندن روزه بگیرند هر روز یک مقداری را از شهر خارج می شدند تا حد ترخص را رد کنند و بتوانند روزه خود را بخورند و بعد برمی گشتند. ولی من پاسخم به آنها این بود که با یک برنامه ریزی درست می توان به همه چیز رسید.  میتوانیم روزه بگیریم، می توان به سفر کربلای اربعین رسید و هم می توان در درس هم پیشرفت کرد.

شما امسال اربعین کربلا هم رفتید؟

بله

به درستان لطمه نزد؟

خب بالاخره آدم بعد از سفر کربلا یک افتی خواهد کرد ولی می شود با یک برنامه ریزی درست دوباره اوضاع را مدیریت کرد. چون حداقل یک هفته از درس فاصله می گیرد و خستگی سفر هم باعث می شود که در ادامه درس خواندن یک افتی پیدا کنیم. ولی برنامه در روند انسان خیلی تاثیر دارد. با برنامه می توان به راهپیمایی روز قدس و ۲۲ بهمن هم برسیم. می توان دهه اول محرم هیئت خود را هم از دست ندهید. ولی مهم این است که برنامه داشته باشید.

پس دهه اول محرم هر شب هئیت هم می رفتید و باز هم در مطالعه عقب نماندید

ما در خانه خودمان هئیت داشتیم.

با این وجود شما در آن ایام مشغله بیش تری هم داشته بودید

البته تا ساعت ۶ یا ۷ مدرسه می ماندیم و درس می خواندیم و بعدش بر می گشتم و به کار های هیئت می رسیدم

عجیب ترین واکنشی که اطرافیان شما برای نتیجه کنکور داشتند چه بود؟

واکنش خیلی عجیبی نبود. همان خوشحالی و تبریک بود.

شما دیپلم‌تان ریاضی بود و برای پیش دانشگاهی تغییر رشته دادید و انسانی را برای کنکور انتخاب کردید. علت این تغییر مسیر چه بود؟

از همان اوائل در ذهن من انسانی بود ولی قطعی نبود. مشاور مدرسه هم می گفت که چون هنوز به صورت قطعی تصمیم نگرفته ای ریاضی را انتخاب کن تا در تصمیمت مصمم بشوی.

در زمینه ریاضی هم قوی بودید؟ یعنی قبل از تغییر رشته در بین دانش آموزان رشته ریاضی هم جزو نفرات برتر بودی؟

بله.

یعنی با علاقه آن ایام درس می خواندی؟

بله.مخصوصا هندسه. برخی از مباحث حسابان سال سوم هم برایم شیرین بود

خب چه شد که تصمیم نهایی خود را گرفتید که علاقه واقعی شما به انسانی است و باید برای ادامه مسیر در رشته انسانی باشید؟

خب بالاخره هر چه زمان پیش می رود انسان به علاقه هایشان بیشتر آشنا می شود و متوجه می شود که چه چیزی را بیشتر دوست دارد. نگاه انسان در اول دبیرستان با سوم دبیرستان قطعا خیلی تفاوت می کند و آن موقع بیشتر متوجه می شود که نیازش چیست و در چه زمینه ای موفق تر خواهد بود.

هنوز این نگاه وجود دارد که کسانی که رشته انسانی را انتخاب می کنند از ناچاری است و به خاطر این است که توانایی در رشته ریاضی و یا تجربی نداشته اند. نظر شما در خصوص این روایت چیست؟

خب بله این نگاه هنوز هم هست ولی به نظرم در سالهای اخیر این نگاه در حال تغییر است و هر چه پیش می رویم رقابت در کنکور انسانی بیشتر می شود. اما نتیجه کار به نظر من مهم تر از این حرفهاست. مهم این است که انسان مسیری و رشته ای را انتخاب کند و در آن قدم بر دارد که می داند در آن مسیر موفق می شود.

الان پشیمان نیستید که چرا تغییر رشته داده ام؟ می توانستید در آینده یک مهندس باشید

هر کس باید هدف و وظیفه خودش را ببیند. شاید کسی وظیفه اش در شیمی خواندن باشد. ولی کسی می بیند که وظیفه و استعدادش در جای دیگر است و باید همان را انتخاب کند.

برای دانشگاه چه رشته هایی را انتخاب کرده اید؟

اولویت اول من روانشناسی بود

معمولا حقوق در بین کسانی که کنکور انسانی می دهند طرفدار بیشتری دارد. شما چرا روانشاسی را انتخاب کرده اید؟

 من حقوق را دوست نداشتم. از همان اوئلی که به انسانی علاقه مند شدم نگاهی هم به رشته روانشناسی و رشته های مشابه آن داشتم. ولی همان موقع هم می دانستم که علاقه ای به حقوق ندارم. هر چقدر هم در باره رشته ها می خواندم بیشتر مطمئن می شدم که حقوق را دوست ندارم.

بعد از روانشناسی چه رشته ای را انتخاب کرده اید؟

بعد از آن علوم تربیتی را انتخاب کردم.

همه صد انتخاب را پر کردید؟

نه حدود ۱۵ تا را انتخاب کردم.

در این ۱۵ رشته اصلا حقوق را انتخاب نکردید؟

چرا حقوق را هم در اولویت ده به بعد انتخاب کردم

اطلاع دارید که تفاوت نفر نهم با نفر اول چند تست بوده است؟

نه هنوز نمی دانم.

درسی هم بود که ۱۰۰ در صد بزنید؟

بله. ریاضی، اقتصاد و ادبیات اختصاصی را صد در صد زدم

پایئن ترین درصد چه بود؟

زبان را ۳۳ درصد زدم

یک اصطلاحی در بین دانش آموزان معروف است به نام خرخوانی. شما در این تعریف قرار می گیرید؟

من سال پیش دانشگاهی هر کاری که می توانستم انجام دادم. اما جایی که باید درس می خواند، حتما وقتم را هدر نمی دادم.

روزی چند ساعت درس می خواندید؟

۹ تا ۱۲ ساعت. قبل از عید که کلاس ها برگزار می شد کمتر بود. هفته ای حدود۳۷ تا ۴۲ ساعت.

زمان های استراحت را چه طوری میگذراندید؟ در برنامه ات زمانی برای تفریح هم بود؟

بعد از عید تفریح را کم کرده بودم. یادم هست در ایام عید نوروز از دوم تا ۱۲ اردو درسی داشتیم و فقط سیزدهم تعطیلی داشتیم. ولی بازهم تفریح داشتم. مثلا روزهایی که کنکور آزمایشی داشتم بعد از آن را بیشتر استراحت می کردم.

استراحت رتبه‌ی ۹ کنکور چگونه بود؟

تلوزیون خیلی کم نگاه می کردم. مثلا با خانواده بیرون می رفتیم یا شاید هم مهمانی می رفتم.

چقدر از اینترنت و شبکه های اجتماعی استفاده می کردی؟

مشاوره مدرسه که خیلی می گفت که وقت نگذارید ولی من استفاده می کردم. برنامه من این جور بود که تا یازدهم شب آن مقدار مطالعه ای که باید می کردم را تمام کنم. برای این کار حتی از بازه های فشرده دو ساعته هم داشتم تا مقداری که باید برای ان روز مطالعه کنم تمام شود تا بازه زمانی یازده تا دوازده یک زمان آزادی باشد که به کار های خودم برسم یا تلوزیون نگاه کنم و از اینترنت استفاده کنم.

چه شد تصمیم گرفتید در این سال که هر روزش برای خیلی ها اهمیت دارد شما، در اربعین به کربلا بروی؟ مخالفتی از سوی اطرافیان با این تصمیم نشد؟

خانواده که خیلی مخالفتی نداشتند. مدرسه یکم مخالف بود ولی با صحبت کردن این مخالفت هم رفع شد. اما اربعین است دیگر. نمی شود که نرفت. من چون سال قبلش هم رفته بودم امسال هم نمی توانستم که نروم. کنکور هم آنقدر برایم مهم نبود که بخواهم به خاطر آن از همه چیز بزنم.

در این مدت برای شما پیش آمد که از درس خواند خسته شوید و درس را کنار بگذارید؟

پیش آمد. البته خیلی زیاد نبود. شاید خسته می شدم و مثلا یک روز درس را کنار بگذارم. اما بیشتر نبود. شاید دی ماه بود که این حالت برایم پیش آمد. شش ماه درس خوانده بودیم و شیش هفت ماه هنوز باقی مانده بود و خستگی سراغ آدم می آید. سعی می کردم با کسانی که تجربه بیشتری دارند صحبت کنم. این باعث می شد که ریکاوری بشوم و روحیه دوباره بازگرد.

از طرف خانواده فشاری وارد می شد که حتما باید رتبه خوبی در کنکور کسب کنید؟

نه اصلا. در انتخاب رشته هم این را به اختیار خودم گذاشته بودند.

اهل مطالعه غیر درسی هم هستید؟

بله ولی خب آن قدر ها هم نیست که بتوان گفت هر روز دو ساعت مطالعه غیر درسی دارم.

چه کتاب هایی را بیشتر می خوانید؟

بیشتر رمان. برخی از کتاب های شهید آوینی را هم می خوانم. سیر مطالعاتی شهید مطهری و این روزها هم کتاب دغدغه های فرهنگی را شروع کرده ام.

یک جمله ای در صفحه اینستاگرام خود نوشته بودی که «از عناوین جهان مرثیه خوان ما را بس» چقدر به این جمله عقیده داری؟ به طور واضح الان که به عنوان رتبه ۹ کنکور شناخته می شوی کدام یک را بیشتر می پسندی؟ این که به عنوان یک مرثیه خوان شناخته شوی یا این که شخصیتی که جزو برترین های کنکور است؟

واقعیت همین است کنکور زیاد بزرگ شده است. کنکور یک سال است که انسان را درگیر می کند و تمام می شود. به نظر من کنکور خیلی چیز بی خودی است. این هم یکی از مشکلات نظام آموزشی ماست. نهایت کاری که این نظام آموزشی برای جامعه می تواند انجام دهد این است که کارمندان خوبی تربیت کند. نه بیشتر. کنکور هم که یک سال از بهترین سالهای عمر هر انسانی که درگیرش باشد را در گیر درس می کند. به خصوص برای بچه هایی که ریاضی یا تجربی هستند. شاید بتوان گفت که یکی از بدترین و جدی ترین مشکلات نظام آموزشی ما همین کنکور باشد. کنکور غیر واقعی بزرگ شده است. شاید کسانی باشند که خیلی بهتر از من بوده اند ولی در کنکور نتیجه دیگری گرفته اند. این دلیل نمی شود که ارزش افراد با عدد و رتبه کنکور آنها محاسبه شود. مداح بودن هم لیاقت می خواهد. من از کودکی گاها مداحی می کردم. الان هم فعلا به دنبال آن هستم و نزد برخی از اساتید برای یادگیری آن می روم.

برای روزی که از دانشگاه خارج می شوی چه آینده ای را می بینی و چه افقی را ترسیم کرده ای؟

این که دقیق بخواهم بگویم افق مشخصی را در نظر گرفته ام این گونه نیست. ولی این را می دانم که روانشناسی خواندنم برای این نیست که یک مطب یا کلینیک بزنم. ما به هر حال نسبت به کشور و جامعه مان مسئولیم. این دغدغه انسان را از این وا می دارد که به یک مطب بسنده کنیم. شاید این هم کار ارزشمندی باشد ولی کارهای بالاتری هم هست و این را مطمئنم که از یک مطب زدن بالاتر است.

به عنوان سوال پایانی تا به حال به این فکر کرده ای که به سوریه بروی و مدافع حرم بشوی؟

بله. ولی من می گویم تشخیص وظیفه مهم است. هر کس باید ببیند در مقطع کنونی چه وظیفه ای دارد. چه کسی باید برود و چه کسی باید بماند. یک امر کاملا فردی است. ولی شاید هم روزی برسد که ماهم باید برویم.

نظرات خود را در باره این کلمات بگویید:

کنکور:

وقت تلف کردن

آزمون آزمایشی:

به نتیجه اش نمی توان صد در صد تکیه کرد

ایران:

قدرش را بدانید

دانشگاه:

یاد آن جمله می افتم که بالای برگه سنجش نوشته بود. «اگر دانشگاه اصلاح شود جامعه اصلاح می شود».

نمره منفی:

تعریف نشده

ریاضی:

درس شیرین و قشنگ.

برجام:

برد باخت

هیئت:

جای خوبی برای ریکاوری

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين