امروز : دوشنبه, ۱۵ آذر , ۱۴۰۰
تاریخ : 2015/04/19 - 14:41 ذخیره فایل ارسال به دوستان

اُکتاویو پاز / شور و اشتیاق ِ لاتینی ِ لحظه ها

اُکتاویو پاز / شور و اشتیاق ِ لاتینی ِ لحظه ها

به کوشش محمد محمودی


اُکتاویو پاز در سال ۱۹۴۱، در مکزیکو سیتی بدنیا آمد، او توسط ِ پدربزرگ ِ روشنفکر و لیبرال ِ خود، حامی ِ رئیس جمهور ِ وقت ; پُرفیریو پاز ، بزرگ شد و بواسطه ی ِ وجود کتابخانه ی عظیم

Octavio Paz enla biblioteca de su csa en 1989. Foto: Fabrizio Leon Diez

اکتاویو پاز

پدربزرگ ِ پدری اش ، که سرشار از ادبیات ِ کلاسیک مکزیک و اروپایی بود ، به دنیای ِ ادبیات معرفی شد. او خیلی زود در سن ِ ۱۳ سالگی اولین مجموعه شعر خود را با عنوان ِ / کابلرا – Cabellera منتشر و در سن ۱۹ سالگی به همراه ِ چند تن از دوستانش اولین مجله ء ادبی خود را تشکیل داد.ورود ِ او به دنیای ِ سیاست و شکل گیری ِ جنس شعرهایش از موضوعاتی قبیل ِ جنگ و نابرابری و فرهنگ ِ جنگ زده، هنگامی نمو پیدا کرد که معالعات ِ حقوق را رها و در مدرسه ایی برای تدریس به فرزندان ِ کشاورز و کارگران مشغول شد. او تحت ِ تأثیر ِ تی .اس. اِلیوت شعری طولانی و عمیق با نام ِ / میان سنگ و گُل را در سال ۱۹۴۱ به تحریر درآورد و در برهه ایی از زمان حمایت خود را از جمهوری خواهان و ضد فاشیست بودنش را اعلام داشت،اوج ِ نوشتن ِ پاز در سال ۱۹۴۵ وقتی به پاریس اعزام گردید بود. و / در هزار توی ِ تنهایی / را منتشر نمود که تحلیلی از پوچ گرایی ِ غریزی و مکزیک ِ مُدرن و انزوای ِ مردمان ِ مکزیک بود. او در سال ِ ۱۹۹۰ موفق به دریافت ِ جایزه نوبل گردید و در اواخر ِ عمر خود با عقیده های ِ ناب تبدیل به مرد ِ ایده های ناب شد. اکتاویو پاز / در سال ۱۹۹۸، بدلیل بیماری سرطان از دنیا رفت.

قسمتی از شعر ِ  اکتاویو پاز / Octavio Paz شاعر، دیپلمات،نویسنده ی ِ انگلوساکسونی ِ را در زیر می خوانید:

آه ای زندگی ! کسی پاسخی نمی دهد؟

کلامش به غرّش درآمد و بر پهنه آذرخش ها

در سال هایی که تخته سنگ بودند و اکنون غبار مه اند

حک شد . زندگی هرگز پاسخی نمی دهد.

گوش شنوایی ندارد و صدای ما را نمی شنود;

سختی نیز نمی گوید ، زبانی ندارد

نه می رود و نه می ماند:

۰۷-Octavio-Paz-País-03.jpg

اکتاویو پاز / خوزه لوئیس سوئیوِز / گابریل گارسیا مارکز

مائیم که سختی می گوئیم،

که می رویم،

در همان حال که از پژواکی به پژواک دیگر ، از سالی به سالی دیگر

کلام ِ مان را غلطان، درون ِ تونلی بی انتها می شنویم.

آن چه ما زندگی اش می نامیم

خود را درون ما می شنود، با زبان های ما سخن می گوید،

و از درون ِ ما خویشتن را می شناسد…

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين