امروز : دوشنبه, ۱۸ آذر , ۱۳۹۸
تاریخ : ۱۳۹۵/۰۸/۲۰ - ۱۸:۱۱ ذخیره فایل ارسال به دوستان

شوکت حجت:مگر یک کشور به چند گوینده نیاز دارد؟

گفت‌وگو با شوکت حجت؛ دوبلور باسابقه و با اخلاق کشورمان که گوینده نقش‌های فراوانی چون، ایشی زاکی«فوتبالیست‌ها»، فیلیکس «قصه‌های جزیره»، سگارو «سفرهای کمان» و این شب‌ها ملکه سونگ‌مان «رویای فرمانروایی بزرگ» بوده است را در این مصاحبه می‌خوانید.

شوکت حجت:مگر یک کشور به چند گوینده نیاز دارد؟

به گزارش بابل نوین، خاطره می‌سازند با آوای خوش صدایشان، جان می‌بخشند واژه‌های جاری در تصاویر را، روح کلام را مستتر می‌سازند در لحظات هم‌نشینی تصویر و صدا، اینان اهالی اتاق‌های دربسته دوبله‌اند، موی سپید کرده‌اند و روزگار گذرانده‌اند در این اتاق‌ها اما همچنان شور جوانی را مانند روزهای رفته تداعی می‌کنند… راست گفت شاعر سفر کرده، تنها صداست که می‌ماند…

جنس صدای شما به‌گونه‌ای است که ما همیشه آن را روی شخصیت‌های مثبت و شیرین شنیده‌ایم اما در سریال کره‌ای «رویای فرمانروایی بزرگ» به‌جای ملکه سونگ‌مان که شخصیتی منفی است صحبت کرده‌اید. ویژگی‌های این کار و نحوه انتخابتان چگونه بود؟

زمانی که آقای باشکندی با من تماس گرفتند، گفتند این کاراکتر زنی منفی است، مایل هستی که آن را بگویی و من در جواب گفتم با کمال میل علاقه‌مندم که در این کار حضور داشته باشم چرا که در نوع خود یک کار جدید محسوب می‌شد و هیجان بالایی داشت به علاوه از این طریق می‌توانستم خود را در قالب گوینده این نقش محک بزنم، البته پیش از این به‌جای پسر بچه منفی حرف زده بودم اما به‌جای یک خانم که شخصیتی منفی است، نه و این سریال اولین تجربه گویندگی منفی من است. خیلی این رُل را دوست داشتم و از این کار لذت فراوانی بردم.

گفتن نقش منفی تفاوتی با رل مثبت ندارد؟ منفی بودن شخصیت باعث مردد شدن برای پذیرش آن نشد؟

فکر نمی‌کنم مشکلی وجود داشته باشد زیرا همه ما آدم‌ها هم خوب هستیم و هم بد، درواقع هردو بُعد در همه ما دیده می‌شود، به‌طوری که سعی می‌کنیم قسمت‌های بد خود را از بین ببریم به این دلیل که این خلقیات خوشایند و موردپسند افراد جامعه نیستند، چقدرخوب است که این ابعاد منفی و خاکستری را بپذیریم و جایی آن‌ها را خرج کنیم که آسیبی به کسی نرساند، این کار بهترین فرصت برای آدمی مثل من بود که خشم و قسمت‌های منفی شخصیتی‌ام را در فیلم پیاده کنم تا علاوه بر اثرگذاری به کسی هم آسیب نرساند.

همکاری با مدیر دوبلاژ این سریال یعنی علیرضا باشکندی چطور بود؟

در چند سال فعالیت گویندگی‌ام خیلی کم پیش آمده بود که با آقای باشکندی کار کنم و فرصت نشده بود تا در خدمتشان باشم به‌همین دلیل تقریبا این سریال جزو اولین کارهایی بود که من با او همکاری کردم؛ جالب بود که مدیریت و سینک بسیار خوبی در کار وجود داشت، به‌شکلی که من یک دورکار را می‌دیدم و می‌گفتم زیرا سینک کاملا درست بود، نکته بعدی آرامش او در کار بود. من به ارتباطات رفتاری حین کار اهمیت زیادی می‌دهم، خوشبختانه در این سریال رفتار بسیار خوبی را از او و همکاران می‌دیدم و از بابت این همکاری خیلی راضی هستم.

کار شما در این سریال به اتمام رسیده است؟

بله؛ گفتن به‌جای آن رل منفی تمام شده است اما بعد از ۲۰ قسمت که در«رویای فرمانروای بزرگ» گویندگی کردم مجدد به کار دعوت شدم تا این‌بار به‌جای یک شخصیت کاملا مثبت، برخلاف رل قبلی صحبت کنم.

بازخورد جالبی ازگویندگی این نقش داشته‌اید که برای ما تعریف کنید؟

بله؛ (باخنده) همسر مسئول خدماتمان به او گفته بود که برو و به این خانم بگو چرا این رفتارهای زشت از او سر می‌زند، یعنی تا این حد بیننده با کار ارتباط برقرار کرده و باورش کرده که این آقا به من می‌گفت خانم حجت، لطفا کمی رعایت کنید خانم من خیلی ناراحت می‌شود وقتی این رفتارها را می‌بیند. این حس‌ها خیلی فوق‌العاده‌اند وقتی یک نفرتا این اندازه یک نقش منفی را باور می‌کند، تا جایی که دلش می‌خواهد گوینده آن را هم تنبیه کند، این بازخوردها همیشه برای من جالب و دوست‌داشتنی هستند.

صدای شما جزو آن‌هایی بوده که قابلیت نشستن روی هر دو جنسیت (دختر وپسر) را داشته و از کودکی تا بزرگسالی یک رل را خودتان گفته‌اید. دراین زمینه با محدودیتی روبه‌رو نبودید و این ویژگی در صدا چطور به‌دست می‌آید؟

بعضی از گوینده‌ها وقتی پشت میکروفون می‌نشینند قابلیت‌‌هایی در صدا دارند که خدادادی است؛ شاید من هم جزو آن‌ها هستم به‌همین خاطر به‌شکل کاملا خود‌به‌خود صدایشان با آن رل هماهنگ می‌شود یعنی این ویژگی را در برخی گویندگان دیده‌ام. من‌جمله آقای همت و صمصامی، خانم فولادوند و… ما هر رلی را به آن‌ها می‌دهیم می‌بینم که به‌خوبی از پس آن برمی‌آیند، این خصیصه لطف خداوند است و البته به کمی باهوشی نیاز دارد که گوینده خودش را با نقش تطابق ‌دهد و با آن همراه شود، نکته مهمی که باید بگویم این است که صدا تغییر نمی‌کند، من هم‌اکنون در سن ۵۰سالگی به‌سر می‌برم و صدایم تقریبا مانند همان سال‌هایی است که وارد کار شدم فقط کمی پخته‌تر شده است وگرنه تونالیته آن همان است، بهتر است یک گوینده که از ابتدا به‌جای رلی حرف زده تا انتها و تاجایی که به کار لطمه‌ای وارد نمی‌شود خودش گوینده کاراکترش باقی بماند زیرا آن صدا برای بینندگان جا می‌افتد؛ من تا جایی که بتوانم این مورد را در کارهایم رعایت می‌کنم و از گوینده‌ای برای کارهایم دعوت می‌کنم که صدایش دارای این انعطاف باشد تا کار آسیب نبیند.


بیشتر شنوندگان و مخاطبان، شما را به‌عنوان گوینده‌ای می‌شناسند که اغلب در کارهای انیمیشن و به‌جای شخصیت‌های محبوب کارتونی صحبت کرده‌اید، یکی از این کاراکترهای محبوب ایشی‌زاکی در سریال «فوتبالیست‌ها» بود، شیرینی‌های این نقش را به چه شکل درآوردید؟

تصور می‌کنم «فوتبالیست ها» برای ۲۵ سال پیش است، آن زمان زنده یاد آقای شایگان برای این کار از من دعوت کردند، قبل از آن هم من نقش‌هایی پرجنب‌وجوش و نزدیک به ایشی را گفته بودم مثل سگارو در«سفرهای کمان»، «شاهزاده و گدا» و… ایشی جای طنز داشت اما جملات طنز برای آن خیلی وجود نداشت، من هم ۲۵ سال پیش سرحال‌تر بودم و درون‌مایه این رل در من وجود داشت، آن زمان گویندگان، شخصیت‌‌هایی که به‌جای آن‌ها حرف می‌زدند را خیلی دوست داشتند اما امروز متاسفانه بچه‌ها خیلی به رل دل نمی‌دهند که حق هم دارند، گرفتاری‌های زندگی و دغدغه‌های فراوان این روزها زیادند به‌هرحال آقای شایگان شیطنت‌‌هایی که من به نقش اضافه کردم را پذیرفتند و مخالفتی با آن نکردند، باتوجه به این‌که از رل خوشم آمده بود در کوچه و خیابان و از بچه‌‌هایی که مشغول بازی فوتبال بودند دیالوگ‌های خاص خودشان را به‌خاطر می‌سپردم و سریع در کار پیاده می‌کردم. بنابراین به‌دلیل انتخاب آقای شایگان، تعداد کم کارها، جذابیتی که وجود داشت، سن و شور‌وشوق من، همگی دست‌به‌دست هم دادند تا این کاراکتر در اذهان باقی بماند (با خنده) این همه رل زیبا گفتم اما یک پسرک کچل این‌قدر به‌یاد ماندنی می‌شود.

اطرافیان و نزدیکان برای نقش ایشی‌زاکی چه عکس‌العملی از خود بروز می‌دادند و چه پیام‌‌هایی دریافت می‌کردید؟

مردم خیلی او را دوست داشتند؛ دختری به نام پرتو که نابینا بود در همان روزهای پخش «فوتبالیست‌ها» با من دوست شد و تا به‌امروز هم این رابطه وجود دارد و او از موفقیت‌ها و فعالیت‌های خود من را آگاه می‌کند، در حال‌حاضر دانشجوست و به موفقیت‌های خوبی دست پیدا کرده است مردم ما خیلی مهربان هستند با کوچکترین کاری به ما دل می‌بندند درصورتی که ما کاری نکرده و به وظیفه خود عمل کرده‌‌ایم.

خانواده و فرزندان خودتان چطور؟

آن موقع که یک فرزند داشتم و او هم سن خیلی کمی داشت اما بعدها که بزرگ‌تر شدند می‌دیدم که آن‌ها هم کار را دوست دارند، همسرم هم دوست دارد، طبیعی است وقتی چیزی در بین مردم محبوب باشد همه خانواده‌ها به آن علاقه‌مند می‌شوند. خانواده من هم جزوی از همین مردم هستند.

چرا کارهایی که این روزها دوبله می‌شوند مثل گذشته ماندگار نیستند و شخصیت‌های فیلم‌ها و سریال‌ها مانند سال‌های قبل در ذهن‌ها باقی نمی‌مانند؟

چندین عامل در این قضیه می‌توانند دخیل باشند اول این‌که جذابیت فیلم‌های (انیمیشن) آن موقع به نسبت امروز بیشتر بود و خشونت کمتری در آن‌ها دیده می‌شد، شاید بیشترین خشونت همین خطاها و کشمکش‌‌هایی بود که در انیمیشن «فوتبالیست‌ها» مشاهده می‌شد اما امروز کارهایی را می‌بینیم که همه مملو از خشونت هستند و این‌ها همه درروحیه بچه‌ها تاثیر منفی می‌گذارد، من همیشه گفته‌ام کاش می‌شد پخش فیلم‌های خشن امروزی را حذف کرد و همان فیلم‌های گذشته با همان مضامین عاشقانه و خانوادگی را از تلویزیون دید؛ مورد بعدی جایگزینی فیلم‌های ماهواره‌ای با کارهای داخلی است و عناصری که ناخودآگاه وارد جامعه شده و به عرف تبدیل می‌شوند، تعداد زیاد بازی‌های کامپیوتری که بچه‌ها به‌شدت جذب آن‌ها شده‌اند (همزمان مجذوب نکات مثبت و منفی آن می‌شوند)، در حال‌حاضر سلیقه‌ها فرق کرده زیرا جهان در حال تغییر است و دیدگاه کلی جهان با آن روزها متفاوت است و متاسفانه این تغییرات بار منفی‌شان بیشتراست، عامل نهایی هم مربوط به گوینده است که زیاد به خوب گفتن یک رل فکر نمی‌کند چراکه به علت وجود مشکلات مادی به دستمزدی که آخر کار دریافت می‌کند اندیشیده تا چطور آن را هزینه کند و البته حق هم دارند زیرا تعداد کارها کم است و به‌همان نسبت حقوق‌ها هم پایین هستند بنابراین گوینده به فکر کار بیشتر و در نتیجه درآمد مضاعف‌تر است؛ این موارد در گذشته وجود نداشت و کمتر دیده می‌شد و همه چیز دلی‌تر بود.


بودجه کافی برای خرید کارهای خوب و اسم و رسم‌دار وجود دارد؟

هنوز هم انیمیشن و فیلم‌های خوب وجود دارند، بهتر است کارها فقط به صِرف کم‌بهایی خریداری نشوند بلکه به محتوای فیلم توجه شود زیرا اثرگذار خواهند بود؛ چرا مردم به فیلم‌های کره‌ای علاقه‌مندند؟ به این دلیل که شبیه زندگیشان است اما در همین فیلم‌های کره‌ای هم خشونت دیده می‌شود بنابراین کاش به سمت فیلم‌های خانوادگی مثل «خانه سبز» برویم؛ در مجموع کاش جست‌وجو کنند و فیلم‌های این‌چنینی خریداری شود یا این‌که خودمان به ساختن آ‌ن‌ها رو بیاوریم. ناگفته نماند که این اتفاق شروع شده و به آثاری که قرار است فرزندان ما ببینند اهمیت داده می‌شود.

صفحه‌ای به نام خودتان در اینستاگرام دارید، موافق استفاده از این فضا هستید؟

من فقط در اینستاگرام یک صفحه دارم که به‌طور میانگین دو روز یک‌بار در آن یک پست می‌گذارم، بیشتر ترجیح می‌دهم که کتاب بخوانم زیرا از آسیب‌های استفاده بیش از حد آن آگاهم و خیلی درگیر آن نیستم.

علاقه‌مندان به حرفه گویندگی و دوبله سراغ شما هم می‌آیند، آیا امکان یاری به آن‌ها وجود دارد؟

بله؛ به وفور، در حال‌حاضر که کار برای همکاران باسابقه خودمان کم است امکان جذب آن‌ها وجود ندارد، نباید امیدوارشان کرد حتی در برنامه «جادوی صدا» که چندوقت پیش نفر اول آن در تماس تلفنی می‌پرسید که نتیجه چه خواهد شد. دلم می‌سوزد؛ چرا که نباید این علاقه‌مندان را امیدوار کرد اما تا آن‌جا که از دستم برآید برای تست کمک می‌کنم. تقریبا هر روز درخواست علاقه‌مندان وجود دارد اما امیدوارشان نمی‌کنم از طرفی مگر یک کشور به چند گوینده نیاز دارد!

در پایان صحبتی نمانده که ما نپرسیده باشیم؟

همیشه در خاتمه مصاحبه‌ها دعا می‌کنم. نقش‌ها که همیشه هستند، یک روز شروع می‌شوند و یک روز هم تمام؛ تا رل بعدی مهم این است که ما انسان‌ها برای چه ماموریتی در این دنیا حضور داریم، چگونه زندگی کردن، درس‌‌هایی که به هم می‌دهیم و می‌گیریم… ما برای موارد مهم‌تری از هنر، شغل و جایگاه اجتماعی به این جهان پاگذاشته ایم، ما آمده‌ایم که به چرایی وجودمان آگاه شویم و آرزوی من صلح جهانی و نبود جنگ در کل دنیاست؛ امیدوارم آدم‌ها برای خوب بودن و عشق‌ورزیدن زندگی کنند تا دنیا تبدیل به بهشت شود.

منبع:سینما خبر

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين