امروز : شنبه, ۱۶ آذر , ۱۳۹۸
تاریخ : ۱۳۹۵/۰۹/۰۲ - ۱۴:۱۵ ذخیره فایل ارسال به دوستان
روايت تاريخي از رقابت رؤسای دولت برای «چهار سال دوم» از اول انقلاب تاکنون؛

پاستور دور دوم

به گزارش بابل نوین، وقایع اتفاقیه: پنج ماه دیگر، یکی از مهم‌ترین رویدادهای سیاسی کشور دوباره بر سر انتخاب نفر اول اجرائی کشور فضای جامعه را در‌بر می‌گیرد؛ رویدادی که بنا بر سنت دوره‌های قبلی آن، به نظر می‌رسد قرار است دوباره رئیس‌جمهوری فعلی را برای بار دوم به پاستور برساند. به جز ابوالحسن بنی‌صدر که از سوی مجلس عزل شد و محمدعلی رجایی که فقط ۲۸ روز رئیس‌جمهوری ایران بود و به شهادت رسید، بقیه رؤسای‌جمهوری ایران موفق شدند دو دوره پیاپی، خود را به کرسی اول دستگاه اجرائی کشور برسانند و حالا حسن روحانی هم در آستانه دومین حضورش در انتخابات ریاست‌جمهوری بیشترین شانس را در میان دیگر رقبایی دارد که هنوز رونمایی نشده‌اند. بااین‌حال، اگرچه تداوم سنت حضور هشت‌ساله رؤسای‌جمهوری در پاستور در ۳۲ سال قبل از حسن روحانی، احتمال پیروزی دوباره او را از هر کاندیدای احتمالی دیگر بیشتر می‌کند اما رقابت بر سر حضور دوباره، همیشه هم برای رؤسای‌جمهوری وقت، کار آسانی نبوده و گاهی رقبای سرسختی حضور داشتند که دست بر قضا بخش قابل توجهی از بدنه اجتماعی را همراه خود می‌دیدند و رئیس دولت وقت را به چالش می‌کشیدند.

انتخابات چهارمین دوره ریاست‌جمهوری با سه کاندیدا
پس از بنی‌صدر و رجایی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای توانست در سال ۱۳۶۰ به‌عنوان سومین رئیس‌جمهوری کشور انتخاب شود و همزمان با انتخابات ریاست‌جمهوری چهارم، اولین رئیس‌جمهوری در ایران بود که برای یک دوره چهار ساله دیگر حضور در پاستور، وارد رقابت انتخاباتی شد. حبیب‌الله عسگر‌اولادی از سوی حزب مؤتلفه اسلامی و محمود کاشانی، فرزند آیت‌الله کاشانی به‌عنوان کاندیدای مستقل، دو چهره دیگری بودند که در انتخابات سال ۱۳۶۴ با رئیس‌جمهوری وقت به رقابت پرداختند. بااین‌حال، در آن انتخابات رقبای دیگری هم برای حضور در کارزار انتخاباتی اعلام آمادگی کرده بودند که نتوانستند از صافی شورای نگهبان عبور کنند. شاخص‌ترین آنها کسی نبود جز مهدی بازرگان که اولین نخست‌وزیری جمهوری‌اسلامی را هم در کارنامه‌اش داشت؛ بازرگان از اعضای جبهه ملی و مؤسس نهضت آزادی که درست پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال۵۷، مسئولیت دولت موقت را بر عهده گرفت و در نهایت پس از تسخیر سفارت آمریکا، به همراه دیگر اعضای کابینه‌اش استعفا کرد. بازرگان سال ۶۴ با حمایت‌هایی که در بخشی از جامعه پشت سر خود می‌دید در مسیر انتخابات وارد شد اما شورای نگهبان او را رد‌صلاحیت کرد تا رقابت انتخاباتی با سه نامزد انجام شود.
در هر صورت، انتخابات با حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس‌جمهوری وقت، حبیب‌الله عسگر‌اولادی از طرف حزب مؤتلفه اسلامی و محمود کاشانی برگزار شد. عسگر‌اولادی برای دومین بار بود که در رقابت بر سر کرسی ریاست‌جمهوری، وارد میدان شده بود، او پس از عزل بنی‌صدر هم همراه اکبر پرورش، دیگر کاندیدای مؤتلفه و علی شیبانی و محمدعلی رجایی کاندیدای حزب جمهوری‌اسلامی به رقابت پرداخته بود که آنجا با ۲۴۹ هزار رأی در برابر ۱۲ میلیون و ۷۷۰ هزار رأی رجایی، عرصه را واگذار کرد. عسگر‌اولادی البته سال ۶۴ هم نتوانست رأی بیشتری در سبد خود ببیند و با ۲۷۸ هزار رأی برای همیشه سودای ریاست‌جمهوری را کنار گذاشت. محمود کاشانی دیگر نامزد آن دوره از انتخابات بود که او هم رقیب قدرتمندی برای آیت‌الله خامنه‌ای به شمار نمی‌رفت. محمود کاشانی که از اعضای مرکزی هسته اولیه حزب جمهوری‌اسلامی هم به شمار می‌رفت، به‌دلیل تحصیلات حقوقی به‌عنوان داور ارشد ایران بر سر حل دعاوی میان ایران و آمریکا در لاهه حضور داشت، این مسئولیت تا سال ۶۳ ادامه داشته و او با همین کارنامه، خود را به رقابت بر سر ریاست‌‌جمهوری چهارم رساند. او اگرچه به‌عنوان کاندیدای مستقل وارد انتخابات شده بود اما نسبت به عسگر‌اولادی با اقبال بیشتری مواجه شد و توانست یک میلیون و ۴۰۰ هزار رأی را به خود اختصاص دهد. هر چند این شکست موجب نشد او بار دیگر پا در عرصه رقابت بر سر ریاست‌جمهوری نگذارد. سال ۸۰ این بار هم با رئیس‌جمهوری وقت به رقابت پرداخت اما سال ۶۴ در نهایت حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای با ۱۲ میلیون و ۲۰۵ هزار رأی، برای دومین بار به‌عنوان رئیس‌جمهوری ایران انتخاب شد.
انتخابات ششمین دوره و اولین رقیب جدی
ششمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، دومین باری بود که رئیس‌جمهوری وقت، خودش را برای دومین بار، آماده می‌کرد و این بار اکبر هاشمی‌رفسنجانی بود که این نقش را بر عهده داشت. هاشمی‌رفسنجانی که در انتخابات پنجم توانسته بود در برابر فقط یک رقیب یعنی علی شیبانی با ۹۴ درصد آرا به پاستور برود، برای دومین حضورش، شرایط متفاوتی را پیش روی خود می‌دید. پس از بررسی صلاحیت‌ها، چهار کاندیدا برای انتخاب به مردم معرفی شدند. اکبر هاشمی‌رفسنجانی، رئیس‌جمهوری وقت، احمد توکلی، رجبعلی طاهری و عبدالله جاسبی چهار نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ششم بودند. رجبعلی طاهری از اعضای حزب جمهوری‌ اسلامی بود که توانسته بود در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به‌عنوان نماینده کازرون انتخاب شود و حالا در نقش منتقد هاشمی وارد رقابت شد اما در نهایت نتوانست بیش از ۳۸۷ هزار رأی را در سبد خود ببیند. عبدالله جاسبی دیگر نامزد آن دوره از انتخابات، ریاست دانشگاه آزاد را برعهده داشت و عملا نمی‌توانست از منتقدان سیاست‌های دولت پنجم یعنی دولت اکبر هاشمی‌رفسنجانی باشد. او در آن انتخابات حدود یک و نیم میلیون رأی به خود اختصاص داد اما رقیب اصلی اکبر هاشمی‌رفسنجانی کسی نبود جز احمد توکلی که آمده بود سیاست‌های دولت توسعه‌محور پنجم را با شعارهای عدالت‌محور به چالش بکشد تا اولین کسی باشد که رئیس‌جمهوری وقت در رقابت برای بار دوم را وارد کارزاری جدی کند. هر چند احمد توکلی که سمت وزارت کار در دولت میرحسین موسوی را در کارنامه داشت، درحالی از عدالت اقتصادی صحبت می‌کرد که پیش‌نویس قانون کار به قلم او با انتقادات زیادی همراه بود و می‌توانست تضییع حقوق کارگران را به‌دنبال داشته باشد و در نهایت کنار گذاشته شد.
احمد توکلی درحالی شعارهای عدالت‌خواهانه سر داده بود که جریان چپ در آن مقطع در انفعال به سر می‌برد. مجمع روحانیون مبارز سیاست سکوت را در پیش گرفته و وارد کارزار انتخاباتی نشده بود. سازمان مجاهدین انقلاب و افرادی چون بهزاد نبوی هم معتقد بودند رقابت در آن دوره موضوعیت ندارد و هاشمی خودش دوباره به پاستور می‌رود. بااین‌حال، «صدای دوم» در مقابل هاشمی‌رفسنجانی توانست چهار میلیون رأی را در سبد خود ببیند تا سرمایه سیاسی قابل توجهی را برای خود بیندوزد و در دوره‌ هشتم هم وارد کارزار انتخاباتی شود. توکلی که یک دوره نمایندگی مجلس را هم در کارنامه داشت، بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری هشتم، سه دوره هفتم، هشتم و نهم هم توانست راهی مجلس شود اما در نهایت اکبر هاشمی‌رفسنجانی که آن زمان هنوز از اعضای فعال جامعه روحانیت مبارز به شمار می‌رفت، با حمایت تشکل متبوعش و حمایت‌های جامعه مدرسین که هنوز با او مشکلی نداشت و مؤتلفه اسلامی، توانست با ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار رأی و پنج میلیون رأی کمتر از دور اولش، دوباره راهی پاستور شود.
انتخابات هشتم و حمایت دوباره از اصلاحات
انتخابات هشتمین دوره ریاست‌جمهوری، درحالی برگزار می‌شد که رئیس‌جمهوری وقت، کسی بود که با رأی بدنه اجتماعی منتقد وضع موجود، روی کار آمده بود. سیدمحمد خاتمی که در انتخابات تاریخی دوم خرداد ۷۶ با ۲۰ میلیون رأی در برابر اکبر ناطق‌نوری، پیروز شده بود، درحالی خود را به کارزار انتخاباتی رساند که رقبایش، چهره‌های نام‌آشنایی بودند. تعدد نامزدها در آن دوره از انتخابات، در تاریخ انتخابات جمهوری‌اسلامی تا آن زمان سابقه نداشت و افراد زیادی از صافی شورای نگهبان عبور کرده بودند تا شاید رقیبی جدی از میان آنها برای رئیس‌جمهوری اصلاح‌طلب، پیدا شود؛ در نهایت، ۱۰ نفر برای رقابت بر سر کرسی شخص اول اجرائی کشور، در برابر آرای مردم قرار گرفتند. احمد توکلی که مرد رقابت با رؤسای‌جمهوری وقت شده بود، این‌بار شانس خود را در برابر خاتمی، امتحان می‌کرد. عبدالله جاسبی که در دومین دوره ریاست‌جمهوری هاشمی‌رفسنجانی هم وارد گود شده بود، این‌بار در برابر خاتمی به رقابت پرداخت. محمود کاشانی که در چهارمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، توانسته بود یک میلیون و ۴۰۰ هزار رأی به‌دست‌آورد، این‌بار نتوانست ۲۳۷ هزار رأی بیشتر به ‌دست ‌آورد. علی شمخانی، وزیر دفاع خاتمی هم در آن دوره برای رقابت با خود خاتمی وارد رقابت شد و ۷۳۰ رأی به‌دست ‌آورد. دیگر رقبای خاتمی، رأی قابل توجهی نداشتند، حسن غفوری‌فرد، منصور رضوی، مصطفی هاشمی‌طبا و شهاب‌الدین صدر، دیگر رقبایی بودند که مجموع آرای آنها به‌زحمت به ۵۰۰ هزار رأی می‌رسید تا جدی‌ترین رقیب خاتمی، همان احمد توکلی باشد که هشت سال قبل، هاشمی‌رفسنجانی را به چالش کشیده بود.
آن دوره از انتخابات از آن رو اهمیت داشت که دوره اول خاتمی، رویدادهای سیاسی پر التهابی در کشور رخ داده بود. ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، از آن‌دست رویدادهایی بود که اگرچه ریشه قدیمی‌تری داشت اما فجایع آذر ۷۷ و به‌قتل‌رسیدنِ داریوش فروهر، پروانه اسکندری، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، التهاب‌ها را بیشتر کرد تا جایی‌که وزیر اطلاعات خاتمی استعفا کرد و او هم کمیته‌ای برای پیگیری قتل‌ها مأمور کرد. ترور سعید حجاریان در آن دوره نیز بازتاب‌های گسترده‌ای داشت. ماجرای کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۷۸ هم در کارنامه دولت ثبت شده بود تا حتی برخی از اصلاح‌طلبان هم شعار عبور از خاتمی، سر بدهند. آن زمان حتی این مسئله در برخی محافل، مطرح بود که اساسا آیا خاتمی در انتخابات حاضر می‌شود؟ در نهایت، او آمد و با احمد توکلی به رقابت پرداخت؛ توکلی دوباره با شعارهای اقتصادی آمده بود و از برابری صحبت می‌کرد اما این‌بار هم نتوانست بیش از چهار میلیون و ۶۰۰ هزار رأی به‌دست‌آورد تا سیدمحمد خاتمی با رأی بالاتر نسبت به دوره قبلش، ۲۱ میلیون و ۶۵۰ هزار رأی به‌دست‌آورد و رکورد تعداد رأی تا آن‌زمان را بشکند.
انتخابات پرحادثه دهمین دوره ریاست‌جمهوری
دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، پرحاشیه‌ترین انتخابات تاریخ جمهوری‌اسلامی بود. محمود احمدی‌نژاد که سال ۸۴ توانسته بود در تشتت و ناهماهنگی اردوگاه اصلاح‌طلبی، خودش را به مرحله دوم برساند و اولین رئیس دولتی باشد که انتخابش در ایران به دور دوم کشیده بود؛ دوگانه‌ای با حضور هاشمی‌رفسنجانی ساخت تا از دل آن دوگانه‌های حاشیه – مرکز، فقیر – غنی و مردمی -غیرمردمی بسازد و خودش را به پاستور برساند. این‌بار هم با همان فرمان، پا به عرصه رقابت انتخاباتی گذاشت با این تفاوت که منتقدان اولین دوره دولتش، بیش از آن چیزی بود که دیگر رؤسای دولت‌های قبل با آن مواجه شدند. عملکرد احمدی‌نژاد در همان چهار سال اول کار را به‌جایی رساند که اصلاح‌طلبان، دوباره سراغ سیدمحمد خاتمی رفتند. خاتمی هم اواخر سال ۸۷ اعلام کرد که وارد رقابت خواهد شد اما اسفند همان‌سال، از این حضور انصراف داد؛ او به‌نفع میرحسین موسوی که هشت سال نخست‌وزیری ایران در دوران جنگ را برعهده داشت، کنار رفت. میرحسین، کسی بود که بالاخره پس از سال‌ها کناره‌گیری از کرسی‌های قدرت، به گفته خودش، شرایط را نگران‌کننده دیده و وارد کارزار انتخاباتی شده بود. مهدی کروبی که سابقه ریاست بر مجلس را در مسئولیت‌هایش ثبت کرده و سال ۸۴ هم نامزد ریاست‌جمهوری شده بود و انتقاداتی به روند برگزاری و شمارش آرا در آن سال داشت، دوباره پا بر عرصه گذاشت با این تفاوت که در چهار سال بعد از اولین نامزدی‌اش، حزب «اعتماد ملی» را تشکیل داده بود و با پشتوانه‌ای تشکیلاتی، این‌بار وارد کارزار انتخاباتی شد. محسن رضایی، فرمانده اسبق سپاه هم کاندیدای چهارمِ آن دوره از انتخابات بود. احمدی‌نژاد که پیش از آن با ائتلاف آبادگران، خود را به پاستور رسانده‌ بود، این‌بار تمام اصول‌گرایان را با همه نقدهایی که به او داشتند، پشت سر خود می‌دید. چالش‌برانگیزترین رویداد پیش از انتخابات، به مناظره‌های تلویزیونی مربوط بود که حاشیه‌های زیادی به‌همراه داشت، به‌طوری‌که محمود احمدی‌نژاد در آن مناظر‌ه‌ها با استفاده از تجربه دوگانه سال ۸۴، همان فرمان را در پیش گرفت تا سه نامزد دیگر را نماینده‌های هاشمی‌رفسنجانی معرفی کند و از فرصت مناظره‌های زنده استفاده کرده و اتهاماتی به خانواده هاشمی و ناطق‌نوری نسبت داد.
در نهایت، انتخابات برگزار شد و بنابر اعلام رسمی وزارت کشور، محمود احمدی‌نژاد با ۲۴ میلیون رأی برای دومین بار به‌عنوان رئیس دولت، راهی پاستور شد و میرحسین موسوی، اصلی‌ترین رقیب انتخاباتی او نیز ۱۳ میلیون و ۲۰۰ هزار رأی، محسن رضایی ۶۷۸ هزار رأی و مهدی کروبی هم ۳۳۶ هزار رأی در سبدشان ثبت شد.
حالا پنج ماه دیگر، انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهوری برگزار می‌شود و حسن روحانی، چهارمین رئیس‌جمهوری‌ای است که برای حضور دوباره‌اش در پاستور، خود را آماده می‌کند و حالا هم کسانی هستند که این سؤال را مطرح می‌کنند که آیا حسن روحانی، دوباره کاندیدای ریاست‌جمهوری می‌شود؟ تجربه‌ دوره‌های قبل، نشان می‌دهد که هرچه از اول انقلاب فاصله گرفتیم، رؤسای‌جمهوری وقت، برای حضور دوباره در پاستور با چالش بیشتری مواجه شدند.
منبع: پایگاه خبری تحلیلی انتخاب
ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين