امروز : جمعه, ۱۵ آذر , ۱۳۹۸
تاریخ : ۱۳۹۵/۰۹/۰۷ - ۱۰:۳۷ ذخیره فایل ارسال به دوستان

گزارشی از نخستین نشست علمی چیستی فرهنگ و عناصر

نخستین نشست علمی «چیستی فرهنگ و عناصر آن» توسط گروه فرهنگ و هنر انجمن ارتباطات و تبلیغ حوزه برگزار شد.

به گزارش بابل نوین،

تشریح اهداف گروه فرهنگ و هنر

در این نشست ابتدا حجت الاسلام والمسلمین محمدصالح مازنی دبیر علمی نشست ضمن تشریح اهداف گروه فرهنگ و هنر در راستای برگزاری نشست های علمی به بیان ضرورت تعریف استاندارد فرهنگ پرداخت و گفت: در ضرورت  آسیب شناسی فرهنگ شناسی معاصر می توان به نکاتی اشاره کرد که از جمله آنها تقلیدی بودن  متأثر شدن از مفاهیم فرهنگ شناسی رایج درعلوم اجتماعی غرب است؛ این آسیب چون ریشه ای است تأثیر خویش را در همه ابعاد فرهنگی خواهد گذاشت.

وی ادامه داد: یکی از مهترین جاهایی که اثر می گیرد چیستی مهندسی فرهنگی است و نیز در ماهیت نقشه راه علمی یعنی تعریف فرهنگ در مهندسی فرهنگ  و نیز در نقشه راه علمی  اثر می گذارد، بنابراین اگر ما معنای فرهنگ را درست بشناسیم و بتوانیم به یک معنای استانداردی برسیم در نتیجه آینده فرهنگ را هم با ابتنای بر این تعریف هدفمند و مطمئن خواهیم کرد.

در ادامه سلیمان خاکبان عضو هیأت علمی دانشگاه قم به بیان نظریه خویش درباره تعریف فرهنگ پرداخت.

آقای خاکبان در ابتدا ضمن تبیین ضرورت استاندارد سازی فرهنگ تعریفی از فرهنگ و عناصر تشکیل دهنده آن ارائه کرد و آنگاه ضمن نقد چند تعریف رایج و مهم فرهنگ در پرتو تعریف مختار راهکارهایی برای استاندارد سازی تعریف فرهنگ پیشنهاد کرد.

هر جامعه ای سه لایه دارد؛ لایه نرم، لایه سخت و لایه نیمه نرم

وی با اشتباه توصیف کردن جامعه به دو لایه سخت و نرم گفت: هرجامه ای سه لایه دارد؛ لایه نرم، لایه سخت و لایه نیمه نرم و نیمه سخت.

عضو هیأت علمی دانشگاه قم در بخش دیگری از سخنانشان با نقد این تلقی که مصادیق بعد نرم جامعه عبارت است از باورها اعم از هست ها و نیست ها و عقاید ارزشها اعم از بایدها ونبایدها، گفت: آیا هر نوع باور و عقیده ای جزئی از فرهنگ است؟ آیا می توان باورهای خرافی را جزو امور فرهنگی برشمرد؟ خیر زیرا فرهنگ علاوه بر نرم بودن بالنده هم باید باشد جنس فرهنگ نرم است و بالنده بودن است. ضمن این که باید فصل فرهنگ را نیز بشناسیم. فصل فرهنگ عقلانیت است.

وی تصریح کرد: بعد نرم جنس فرهنگ است و بعد سختش عقلانیت است؛ زمانی می توانیم بپذیریم که عقلانی است که پشتوانه علمی داشته باشد؛ بنابر این فرهنگ عبارت است از بعد نرم عقلانی.

عناصر فرهنگ چیست؟

خاکبان پس از تعریف فرهنگ گفت: عناصر فرهنگ نیز از جمله مباحثی است که باید روشن شود که می توان علم را یکی از عناصر فرهنگ بر شمرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم با بیان تلقی های گوناگون از علم ابراز داشت: به نظر می رسد می توان ۱۴نوع تلقی از علم و دانش و معرفت ارایه کنیم، نظیر علم به معنای شناخت حسی، علم به معنای شناخت عقلی، علم به معنای شناخت قلبی، علم به معنای شناخت قدسی، علم به معنای شناخت حسی و عقلی، علم به معنای شناخت حسی و قلبی ، علم به معنای شناخت حسی و قدسی، علم به منای شناخت عقلی و قلبی، علم به منای شناخت عقلی و قدسی و….

وی عنصر دوم فرهنگ را معرفت شناسی دانست و اظهار داشت: هم علم در تعاریف مغفول واقع شده و هم معرفت شناسی؛ همه آدم ها ناخودآگاه بسته معرفتی دارند و یک مبنای معرفت شناختی برای خویش دارند و در جهان مدرن اتفاقی که افتاده این است که معرفت شناسی تبدیل به یک دیسپلین شده است.

خاکبان افزود: شهید مطهری در معرفی اسلام نمی گوید اسلام مرکب است از عقاید احکام و اخلاق بلکه می گوید اسلام مرکب است از شناخت شناسی ، جهان بینی و ایده ئولوژِی است؛ علامه شعرانی در مقدمه شرح تجریدش به فقها را نقد می کند و  می‌گوید جامعه از اعتقادات رنج می برد و شما در احکام متمرکز شدید. (البته فقها به نظر من  به وظیفه خود عمل می کنند.) لذا خود علامه شعرانی کلام خواجه را زنده می‌کند ولی جواب نمی‌دهد ولی اصول فلسفه و روش رئالیسم جواب می دهد چون علامه و شهید مطهری فهمیدند که اصول اعتقادات ما ریشه در معرفت شناسی دارد.

استدلال به نامه حضرت امام(ره) به گورباچوف

وی با اشاره به نامه حضرت امام(ره) به گورباچوف، یادآور شد: امام در این نامه می گوید معرفت مبتنی بر ادارک حسی نیست بعد هم که می خواهد ارشاد کند می گوید چند تا از مغز های متفکرتان را بفرستید به قم تا فارابی و ملاصدرا و شیخ اشراق بخوانند؛ آموزش فلسفه آیه الله استاد مصباح بر اساس تفکر جدید فلسفه شروع شده یعنی با معرفت شناسی ولی اسفار و بدایه و نهایه با هستی شناسی شروع می شود.

این نظریه پرداز آنگاه به دیگر عناصر فرهنگ اشاره کرد و گفت: عنصر هستی شناسی، جهان بینی و عنصر باید ها و نباید ها از دیگر عناصر فرهنگ بشمار می رود.

در ادامه جلسه حجت الاسلام والمسلمین محمد ساجدی پژوهشگر حوزوی و امام جمعه آستانه اشرفیه ناقد نشست ضمن تبیین ضرورت استاندارد سازی و هم نظربودن با آقای دکتر خاکبان در لزوم استاندارد سازی مفاهیم اینچنینی گفت: مقوله ای که آقای دکتر خاکبان ارائه دادند هم از حیث ماهوی و گزاره هایی که در مقاله آمده است قابل طرح است و هم به لحاظ روشی است ولی من تأکیدم بیشتر در بخش روشی است.

وی افزود: نکته قابل توجه این است که با توجه به سیر بحثی که آقای دکتر خاکبان ارائه کردند وبا توجه به چند تعریف برگزیده شاید این تعبیر بی راه نباشد که ایشان در این مقاله دو سه تا از تعاریف رایج در منابع موجود را مورد نقد قرار دادند. این تعداد بررسی تعاریف انتظارات را تعدیل می کند.

عنوان مقاله با ادعا نمی سازد

حجت الاسلام والمسلمین ساجدی بابیان اینکه ادعای این نشست و ارائه آقای دکتر خاکبان خیلی بلند و بالا است و با عنوان مقاله ای که در اختیار اینجانب است  نمی سازد، ابراز داشت: عنوان مقاله تأملی به چیستی فرهنگ و ضرورت استانداردسازی آن است ولی ادعا ارایه یک تعریف جامع و مانع از فرهنگ است؛ با همه پیچیدگی فراوانی که فرهنگ دارد وقتی می گوییم تأملی من این تلقی را دارم که بعضی از دغدغه ها و بعضی از پیشنهادات را می خواهم بیاورم ولی در متن مقاله ادعای نظریه پردازی شده است

وی تأکید کرد: البته من قبل از اینکه ادامه نکات را بگویم باید بنا به تشخیص خودم تحسین کنم آقای دکتر خاکبان را؛ دغدغه ایشان در مسائل علمی قابل تحسین است بخصوص اینکه به عنوان نیروی انقلابی این مباحث را با رویکرد انقلابی دنبال می کنند ولی در هر صورت از این جهت باید تأکید کرد که ایشان در این حوزه ورود کردند وپیشگام هستند ازجمله ورود به بحث ارائه یک تعریف استاندارد برای پژوهش.

پژوهشگر حوزه با اشاره به نکته دیگری در این مقاله ابراز کرد: نکته دوم این است که چون محور بحث تعریف فرهنگ است از ظاهر مقاله بر می آید که ایشان می خواهد مقوله اعتباری را به ماهیت آن تعریف کنند یعنی تعریف به جنس و فصل و در واقع از آن تعریف به چیستی کردند ما تعبیر به چیستی را مسامحه می دانیم؛ ما چیستی را سیر تحول تاریخی و وضعیت واقعی معنی می کنیم آنچه بوده و هست و یا چگونه است و  این با آن تعریف منطقی به معنای دقیق با تعبیر ماهیت فرق می کند.

وی با بیان اینکه بخش مهم مقاله آقای خاکبان تعریف بود و بخش دوم ضرورت استاندارد سازی یادآور شد: من تردیدی در ضرورت استاندارد سازی ندارم، به این معنی که ما باید مفاهیم اعتباری را معین کنیم و مدون کنیم؛ اعتباریات خیلی لغزنده و گریز پایند البته ممکن است این در اعتبار سازمانی یا صنفی باشد.

امام جمعه شهرستان آستانه اشرفیه ادامه داد: نکته چالشی در این زمینه این است که ما در تبادل نظر با صاحب نظران به اجماع نمی توانیم برسیم؛ ولی ناچاریم برویم به سمت تدوین و تصویب تعریف در یک جایی که ممکن است فرایند خاصی را برایش نظیر شورای علمی تدوین کنیم؛ تلقی من این است که رسالت و ادعای این مقاله عرضه معنایی جدید از فرهنگ و عناصر متشکله آن با تکیه بر روش تفکر خلاق است اولا با عنوان مقاله نمی سازد با بیانی که گفتیم سازگاری ندارد.

رویکرد مقاله روشن نیست

حجت الاسلام والمسلمین ساجدی تصریح کرد: از این روش تفکر خلاق برای من خیلی مفهوم نیست؛ نکته دیگر این که رویکرد روشن نیست، یعنی ممکن است گفته شود رویکرد اسلامی است ولی به هر صورت اگر روشن شود هم جهت بحث و مدیریت محتوای مقاله یا نظریه توسط مؤلف روشن تر می شود و خودش می تواند کمک کند به تنقیح و روشن کردن بحث و برای مخاطب و ناقد هم کار را راحت تر می کند

وی در ادامه با بیان اینکه چارچوب نظری این مقاله روشن نیست افزود: من به نظرم اگر یکی از صاحب نظران اسلامی معاصر مثل علامه طباطبایی، حضرت امام و یا شهید مطهری را مبنا قرار می دادید خوب بود ولی به اعتبار اینکه در مقام کرسی نظریه پردازی است می تواند به ارائه یک چارچوب نظری کمک کند؛ همچنین معیار تعریف که به جنس و فصل است ولی به نظرم استفاده این تعریف برای تعریف مقولات اعتباری دشوار است، بله امور یقینی را با جنس و فصل تعریف کردن اشکالی ندارد.

استاد حوزه علمیه تأکید کرد: درباره ابعاد و ویژگی های فرهنگ که تحت عنوان ویژگی های ایجابی و سلبی بیان شده برای من مبنا و چارچوبش روشن نیست؛ تعبیر نرم برای این مقاله برای فرهنگ لغزنده و محل تأمل است وقتی می گوییم نرم در برابر سخت خیلی تاب بر می دارد وگاهی ممکن است معنای دیگری برداشت شود که خود مؤلف منظور نکرده باشد؛ در حقوق اصطلاحی داریم تحت عنوان حقوق نرم وحقوق سخت ولی به هرحال تعبیر نرم و سخت در موارد زیادی با چالش مواجه است.

وی با طرح سؤالی مبنی بر اینکه سبک زندگی یا شیوه رفتار را اگر فرهنگ تلقی کنیم و تطبیقش بر نرم و سخت چگونه خواهد بود، ابراز داشت: اینکه گفته شد معیار ما در فهم بعد سخت فرهنگ ادراکات حسی است  این اعتبار من عندی است و در خیلی از موارد هم ممکن است صدق نکند به نظرم اگر تعبیر می کردند به تحلیل عقلی یک مقداری شاید دقیق تر و نزدیکتر به معنایی که مورد نظرشان بود؛ اما اگر نرمی فرهنگ را به این معنی گرفتیم شاید راهگشا باشد.

اصطلاح عام پدیده های انسانی تعریف فرهنگ غلط انداز است

حجت الاسلام والمسلمین ساجدی افزود: مطلب دیگر اینکه ایشان اصطلاح عام پدیده های انسانی را در تعریف فرهنگ بکار بردند این یک مقدار غلط انداز است به این بیان که میان عالم اعتبار با واقعیت های بیرونی و مصادیق فرهنگ خلط کرد، به هرحال پدیده انسانی تعبیری است که ممکن است موجب لغزندگی بحث و احیاناً منجر به خلط آن باشد؛ نکته دیگر اینکه برای مهمترین ادعای این مقاله که جنس فرهنگ و بعد نرم است هیچ دلیلی ارائه نشده است ایشان مثال خودرو و خانه را زدند.

وی ادامه داد: مطلب دیگر اینکه فرمودند جامه دارای دو بعد نرم وسخت است و بعد بحث شیب پیدا کرده به تمدن در مورد تمدن مسأله روشن است اما تعبیر به تمدن محل تأمل است؛ اصطلاحاتی که بکار رفته نامعلوم است و نامنتظم  بهتر است در تعریف معین شود که کجا از برهان استفاده می شود کجا از تمثیل؛ با همه اهمیت و ارزشی که این مقاله دارد ضعف اساسی مقاله ضعف استدلال است که حتی در بعضی جاها مصادره به مطلوب شده است.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه نویسنده با اینکه به مطالب بعضی از صاحب نظران قبلی استناد کردند ولی هیچ اشاره ای به آرا و اندیشه‌های صاحب نظران یا منابع اسلامی استناد نشده است، ابراز کرد: باید این مورد هم باید تقویت شود و نیز نسبتش با دانش جدید در بعضی از موارد ادعاهایی شده است که من تردید دارم ازجمله بین ماوراییی بودن.

گفتنی است، درادامه نشست تعدادی از صاحب نظران نقطه نظرات خویش را در باره عنوان نشست ارائه کردند.

حجت الاسلام والملسلمین شربتیان ضمن تحسین آقای دکتر خاکبان گفت: مطالب ارائه شده مطالب جامع و خوبی بود و من استفاده کردم و نکاتی را ارایه می کنم؛ نخست اینکه بحث را از چیستی فرهنگ شروع کردند که کاملا بجا و درست است؛ از لحاظ علم متدولوژی گفتیم که برای نظریه پردازی سه مرحله را باید طی کنید اول کنکاش در چیستی است و دیگری کنکاش در چرایی است و در نهایت کنکاش در چگونگی  وارایه نظر مرحله آخر است.

فرهنگ خوب تعریف نشد

وی ادامه داد: آقای دکتر نقطه آغازین را درست شروع کردند اما اینکه فرهنگ چیست فکر کنم آقای دکتر بیشتر تعبیر اسلامی می‌کردند تا خود تعریف کلان بهتر بود اول تعریف کلان و بین المللی ارائه می کردند و بعد تعریف اسلامی و خوب بود می‌گفتند معقول ثانی فلسفی است آنچه که ایشان آوردند معقول ثانی فلسفی نیستند، چراکه معقول ثانی فلسفی وجودش در ذهن و اتصافش در خارج است.

استاد حوزه علمیه تأکید کرد: از لحاظ متدیک در تعاریف ما در تعاریف، تعریف به واژه های نسبی غلط است؛ در تعاریف از امور نسبی استفاده کنیم مناسب نیست بهتر است بجای نرم از واژه ای راهگشاتر استفاده کند؛ اما بحث مهم دیگر اینکه درباره عناصر فرهنگ است که اولین عنصر فرهنگ را علم برشمردند در حالی که واژه علم لغزنده است هر لغتی سه معنی بیشتر ندارد اول لغوی بعد استعمالی و سوم اصطلاحی است؛ علم جدای از فرهنگ است، ارتباط دارند ولی عنصر محسوب نمی شود.

وی با بیان اینکه عنصر بعدی معرفت شناسی است، افزود: همه می دانیم که معرفت شناسی معرفت درجه دوم است و فرهنگ معرفت درجه اول است در ارتباط بین معارف درجه اول و درجه دوم معرفت درجه دوم فرع بر معرفت درجه اول است؛ باید با توجه به اینکه آقای دکتر خاکبان فهم فلسفی هم دارند چیزی که معرفت درجه دوم است و فرع بر درجه اول است را اگر بخواهیم به عنوان عنصر درجه دوم بشناسیم محال است و عنصر بعدی که در تبیین آقای دکتر خاکبان بود بعد هستی شناسی است و من متوجه منظورشان نشدم اگر منظور وجود شناسی و کل عالم شناسی را هستی شناسی معنی کنیم اینجا موجودات عالم را به مادی و غیر مادی می تواند تقسیم کرد و مادی مثل علوم است و غیر مادی فلسفه وکلام.

جهان‌بینی عنصر مهم در شناخت فرهنگ

حجت الاسلام والمسلمین شربتیان ادامه داد: عنصر بعدی فرهنگ در بیان ارائه دهنده محترم جهانبینی است؛ درحالی که جهانبینی یک روش است؛ نگرش روش است روش در معقول ثانی فلسفی جایگاهی ندارد نمی توانیم روش و عمل را بیاوریم داخل عنصر یک معقول ثانی فلسفی بیاوریم، اما باید ها و نبایدها یا نظام ارزشی را باید گفت این بجا و درست گفته شد ویکی از عناصر فرهنگ بشمار می آید.

وی در پایان تأکید کرد» باید ها و نباید‌های فقهی را باید از فرهنگ جدا کنیم؛ ما فرهنگ را فرای از فقه و حقوق می دانیم و نباید آن را با ارزش های فقهی و حقوقی مترادف بدانیم و به نظر می رسد  ما نباید فرهنگ را ازبعد اخلاقی ببینیم؛ البته این مطلب نیاز به توضیح دارد که درجای خودش اگرلازم بود ارائه خواهم کرد

منبع:رسا

/ص.

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين