امروز : جمعه, ۲ آبان , ۱۳۹۹
تاریخ : 2015/05/10 - 8:56 ذخیره فایل ارسال به دوستان

گزیده مقاله: رضا داوری اردکانی درباره دیدگاه و مبنایِ شهید مطهری

استاد مطهری سعی می‌کرد مسائل و مطالب را چنانکه اهل آنها درک کرده بودند، دریابد. مثال این سعی را می‌توان در تفسیری که از مارکسیسم و سرمایه‌داری کرده است، یافت. استادIMAGE635030932435113569 مطهری سرمایه‌داری را با تفسیر لفظ درنیافته بود و مارکسیسم را صرفا از آن جهت که با اعتقادات دینی منافات دارد مردود نمی‌دانست بلکه سعی می‌کرد مطالب را چنانکه هستند و باتوجه به جایگاهی که در تاریخ دارند، بشناسد. پرسشی که در اینجا پیش می‌آید این است که آیا آقای مطهری مدافع اسلام بود؟ اما یک فیلسوف چگونه می‌تواند مدافع دین و اعتقادات دینی باشد؟ می‌دانیم که استاد مطهری با فلسفه از اسلام دفاع می‌کرد اما فلسفه را برای بهره‌برداری نیاموخته بود. به عبارت دیگر فلسفه را صرفا وسیله دفاع از دین نمی‌انگاشت بلکه آن را اگر نه عین دین بلکه رفیق دین می‌دانست. کسی که فلسفه را وسیله بداند، فیلسوف نمی‌شود و از فلسفه برای رسیدن به هیچ مقصدی نمی‌تواند بهره ببرد. اما آیا حقیقتا دین و فلسفه یکی هستند یا با هم رفاقت دارند؟ نسبت فلسفه‌ها با دین یکسان نیست و مثلا حکم فلسفه اسلامی با فلسفه قرون‌وسطی را نمی‌توان بر کل تاریخ و فلسفه اطلاق کرد. در تاریخ فلسفه اسلامی فارابی ادعا کرده که دین عین فلسفه است و اخلاف او تا این زمان راه نزدیک ساختن دین به فلسفه و فلسفه به دین را پیموده‌اند. می‌دانیم که پاسخگویی مطهری به شبهات نه از سنخ پاسخگویی متکلمان قدیم است و نه شباهت چندانی به اقوال و آرای اسلاف فیلسوفش دارد. زیرا سبک ورود ایشان به مسائل با سبک مثلا خواجه نصیرالدین‌طوسی که بسیار مورد احترامش بود، تفاوت دارد. فلاسفه اسلامی با اینکه از ابتدا تمایل به جمع فلسفه و علم کلام داشته‌اند، میانه‌شان با علم کلام خوب نبوده است و گاهی از متکلمان با زبان طعن و طنز یاد می‌کرده‌اند.

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين