امروز : یکشنبه, ۴ آبان , ۱۳۹۹
تاریخ : 2015/05/11 - 11:44 ذخیره فایل ارسال به دوستان

نقد هالیوود ریپورتر بر فیلمِ |من از سپیده صبح بیزارم ساخته علی کریم

جاستین لو، منتقد سایت هالیوود ریپورتر  چندی پیش بعد از دیدن فیلم «من از سپیده صبح بیزارم» به کارگردانی علی کریم در جشنواره بین‌المللی فیلم سانتا باربارا، نقدی در مورد آنمن-از-سپیده-صبح-بیزارم  نوشته که متن می‌آید . او در این نقد پس از بر شمرذن ویژگی های فیلم  علی کریم را مستعد پروژه‌های بزرگتر  معرفی می‌کند.فیلمِ من از شپیده صبح بیزارم،داستانِ امیر پسر جوانی که دستیار کارگردان است، بعد از بی خوابی شبانه برای رفتن به صحنه فیلمبرداری با بابک سپهری کارگردان مستقل سینما که درباره تنهایی پسر و دختری سندرم دان فیلم می سازد همراه می شود. در طول مسیر تا لوکیشن فیلمبرداری کارگردان دلیل بی حالی و پریشانی دستیارش را می پرسد و دستیار از طرحی برای ساختن فیلمی صحبت می کند که تا صبح خواب را از او ربوده است. این فیلم در تاریخِ ۹۳/۰۹/۱۷ در گروه سینماهای هنر و تجربه به اکران درآمد.توزیع کننده این فیلم،دریم لَب فیلمز DreamLab Films می باشد.

در ادامه سنت معاصر فیلم‌های درام ایرانی که وقایع ساده روزانه را به بستری برای نقد هنری و اجتماعی تبدیل می‌کند، «من از سپیده صبح بیزارم» نگاهی به نقش غیر مستقیم رسانه‌های اجتماعی در زندگی شهرنشینان وابسته به اینترنت می‌اندازد و آن را در تقابل با ساختارهای سنتی جامعه که به لحاظ فرهنگی هنوز هم اکثریت جامعه ایران را تشکیل می‌دهند، روایت می‌کند.

صحنه‌های ابتدایی فیلم، بابک سپهری (با بازی بایک کریمی) را به عنوان یک نویسنده و کارگردان معرفی می‌کند که در حال فیلم‌‌برداری فیلم جدید و مستقلش است؛ فیلمی که در مورد رابطه عاطفی نوپای دو فرد معلول ذهنی است.بابک همه چیز را به دستیارش امیر (با بازی امیر   عزیزی) سپرده تا کارهای مربوط به تولید و فیلم‌برداری را انجام دهد، کارهایی همچون هماهنگی با عوامل برای حضورشان در محل فیلم‌برداری در روز مورد نظر، که در فیلم، یک پارک عمومی است. امیر اما در صبح روز فیلم‌برداری، حواسش متمرکز نیست و به کارگردان می‌گوید که تمام شب را بیدار بوده و روی سناریوی یک فیلم کار می‌کرده است.امیر و بابک در حال رانندگی به سمت محل فیلم‌برداری هستند که بابک ۶۰ ساله، از امیر سوالاتی در مورد ایده جدید او می‌پرسد. سوالاتی که مرتبط با رسانه‌های اجتماعی است؛ یعنی موضوعی که بابک اطلاع چندانی از آن ندارد. امیر موقعیتی را تعریف می‌کند که که در آن یک مرد جوان از طریق فیس بوک با یک خانم آشنا می‌شود و با توجه به وضعیت تأهل ذکر شده در پروفایل فیس بوک این خانم، تصور می‌کند که او مجرد است. اما بعد از گذاشتن قرار ملاقات، زن ادعا می‌کند که متأهل است و مرد را به سردرگمی و تضاد مطلق می‌رساند.صحبت‌های امیر همین طور ادامه دارد و در این بین آنها مسعود (با بازی مسعود ظریف) را هم سوار می‌کنند که مسئولیت نگهداری از برادر کوچکتر و معلول ذهنی خود، «حسین» که قرار است در فیلم بازی کند را دارد.هنگام رانندگی، مأمور یک پاسگاه پلیس از آنها می‌خواهد که کنار بزنند و مسعود توضیح می‌دهد که یک جوان در این محله بعد از گذاشتن یک پست خداحافظی در فیس بوک، خودکشی کرده است که همین موضوع در ادامه به موضوع صحبت‌های مختلف در صحنه فیلم‌برداری تبدیل می‌شود.بعد از آن که به لوکیشن می‌رسند، امیر خیلی اطراف مهسا (با بازی مهسا ظریف) که یک زن معلول جوان است می‌چرخد تا در مقابل حسین بازی کند. در صحنه بازی آنها قرار است حسین، مهسا را به سینما دعوت کند اما او آنقدر قضیه را جدی می‌گیرد که قانع می‌شود واقعا قرار است با همدیگر نامزد کنند به همین دلیل مدام بازی جلوی دوربین از دستش درمی‌رود. با وجود مه و ابر سنگینی که نزدیک می‌شود می‌تواند کل فیلم‌برداری را کنسل کند و همچنین سهل انگاری‌های حسین، بابک کم کم ناامید می‌شود که بتواند طبق برنامه فیلم‌برداری پیش برود؛ چه برسد به این که بتواند با دو بازیگر غیرقابل پیش بینی فیلم، آن را بسازد.علی کریم در من از سپیده صبح بیزارم با فیلم‌نامه زیرکانه و سرراست ، بر پایه رده‌های مختلفی از نقدهای ملایم و کم جان اجتماعی، قصه خود را روایت می‌کند. طی روند اصلی داستان، کریم نشان می‌دهد که برای یک تیم فیلم‌برداری، گرفتن تمام صحنه‌های یک روز فیلم‌نامه چه مشقتی دارد، آن هم زمانی که باید با تعدادی بازیگر غیرحرفه‌ای که بیشتر دوست دارند تا از زیر سایه بازیگر فرعی بودن دربیایند و چندان فرمان‌بر نیستند، سر و کله بزنید. از سوی دیگر، داستان‌های فرعی فیلم که در آن رویدادها و گفت و گوهای مرتبط با فیس بوک وجود دارد، چالش‌های نسل جوان برای ارتباط برقرار کردن در

I-Hate-Dawn_01_Siteفضایی به شدت آنلاین و جهانی شده را به نمایش می‌گذارد.علاوه بر تغییر تمرکز فیلم بر وجه روایی آن، کریم همچنین از سبک‌های بصری متفاوتی در فیلم استفاده می‌کند که با پلان‌های بلند و ثابت در آپارتمان بابک شروع می‌شود و سپس از نماهای پینگ پنگی بین دو شخصیت در هنگام رانندگی در ماشین بهره می‌گیرد. بعد از رسیدن به لوکیشن محل فیلم‌برداری در داستان فیلم، کریم به نماهای طولانی و دوربین روی دست که بازیگران را در محل فیلم‌برداری دنبال می‌کند روی می‌آورد. با انتخاب نقطه توقف‌های مناسب، کریم و مرتضی هدایی مدیر فیلم‌برداری فیلم، لوکیشن نه چندان جذاب پارک را به یک گالری بصری تبدیل می‌کنند که از بازیگران و عوامل، در نماهای خود پرده برداری می‌کند و با استفاده از دوربینی که مدام در حال چرخش است، حس سیال و غوطه‌ور بودن را به وجود می‌آورد. این تنوع بصری باعث شده تا کمی از آن مشکل نیاز به تغییرات متعدد برای برداشت‌‌های مجدد از بازیگران غیرحرفه‌ای از بین برود، هر چند که تأثیرگذار نبودن بازی آنها، همچنان به عنوان یک نقطه ضعف به چشم می‌آید. کریم با چنین فیلم درگیر کننده‌ای که برشی از زندگی شهری در دوران معاصر است، خود را مستعد پروژه‌های بزرگتر نشان می‌دهد.

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين