امروز : یکشنبه, ۲۵ آذر , ۱۳۹۷
تاریخ : ۱۳۹۵/۱۲/۰۸ - ۱۶:۴۴ ذخیره فایل ارسال به دوستان

تأثیر پرخاشگری بر روابط زناشویی/ پرهیز از گفت وگو راهی غلط برای جلوگیری از بروز خشم

ارتباط کلامی بین زن و شوهر یکی از راه های شناخت فرد نسبت به خود محسوب می شود تا بدین وسیله افکار و ایده ای که برای زندگی اش ترسیم کرده را عنوان کند؛ سر منشأ این ارتباط کلامی که باید با صداقت همراه باشد، اخلاق می باشد. حُسن ظن، شریک بودن در غم دیگران، گره ای را باز کردن و .از اخلاقیات محسوب می شوند که اگر انسان از آنها برخوردار باشد، یقیناً پایه زندگی خود را محکم بنا خواهد کرد.

به گزارش بابل نوین،مهدیه خالقوردی –  دین اسلام در سایه محبت اهل بیت (علیهم السلام ) بنا شده و رشد کرده است .

محبت در لغت : به وداد و میل شدید گفته می شود و مقابل آن بغض و تنفر و در اصتلاح در خواست آن چه می بینی و یا گمان به منفعت و سود و یا فضل و برتری آن داری و به عبارت دیگر میل داشتن به چیزی لذیذ است که موافق با طبع و فطرت باشد . در نظر اهل معرفت میل قلبی سالک برای وصول به حق و آن چه که از ناحیه حق تعالی می باشد .

محبت در چه چیز هایی است ؟

  1. گاهی محبت در لذّات جسمانی است مانند : غذای خوشمزه و نوشیدنی گوارا و هر چه که برای جسم لذّت آور باشد .
  1. گاهی محبت برای جلب منفعت است مانند : محبت به چیزی یا کسی یا قدرتی که از آن نفع می برد .
  1. گاهی محبت برای دفع ضرر محتمل است مانند : محبت به چیزی یا کسی که قاهر و قدرت برتر است و موجب دفع ضرر از انسان میشود  (ضرر مادی یا معنوی )
  1. گاهی هم متعلق محبت ، فضل علمی و دانایی است مانند : محبت به علما و دانشمندان به خاطر علم و دانش ایشان .
  1. گاهی هم متعلق محبت ، فضل اخلاقی و رفتارانسانی است مانند : محبت به صلحا و نیکان به خاطر سلوک الهی و انسانی آنان .

 

با توجه به مباحث مطرح شده این مطلب به تأثیر پرخاشگری در رابطه زناشویی که بر پایه محبت و در راستای اسلام قرار گرفته است ، می پردازد .

خشم وضعیتی روانی‌است که درگستره آزردگی اندک تا غضب شدید می‌گنجد ؛ معلول‌های فیزیکی خشم شامل تندشدن ضربان قلب، افزایش فشار خون و میزان آدرنالین در خون است.

نیز ناراحتی ، برافروخته گی ، واکنش نشان دادن ، خشمگین شدن(۱) از مراتب خشم محسوب می شود .

اگر انسان اراده کند در مسیر صحیح گام بردارد ، راه ها برایش هموار و موفق خواهد شد اما اگر بر خلاف آن عمل کند ، به راحتی نمی تواند در این مسیر گامی بردارد زیرا فطرت انسان پاک و قسمتی از روح خداوند در آن دمیده شده است ، شاید این موضوع برای بعضی از افراد قابل درک نباشد و خلاف آن را احساس کنند . خانواده وقتی تصمیم می گیرد در مسیر الهی حرکت کند ، مشکلات به او رجوع خواهند کرد ” که عشق آسان نمود اول ، ولی افتاد مشکل ها”(۲) اما اگر بخواهد بر خلاف دستور خداوند عمل کند کافی است به سمت یکی از صفت های ذکر شده در پاراگراف قبل مانند واکنش نشان دادن برود ، صفتی که اگر در قبال دیگران از روی آگاهی نباشد مسلماً پشیمانی را به همراه خود دارد در عین حال اگر بخت با ما یار باشد می توانیم سریع به جبران اشتباه مان بپردازیم در غیر آن صورت حسرت فرصت از دست رفته را خواهیم خورد که چرا به جای واکنش دادن با طرف مقابلم صحبت نکردیم بلکه برای مشکل به وجود آمده ، راه حلی پیدا می شد . شیطان در میان محبان خداوند و اهل بیت علیهم السلام غریبه و دشمنی بیش نیست و همیشه با یک نشانی غلط به سمت “منِ برتر” می خواهد انسان ها را به جاده ای که از هیچ علائم راهنمایی برخوردار نیست ، بکشاند… . صفت های ناپسند دیگر نیز همین روال را برای انسان خواهند داشت . در عین حال پرسشی که در این زمینه قابل طرح می باشد ؛ این است که این شرایط منهای عملکرد های خوبی که فرد با این حال انجام می دهد ، تا چه زمانی پایدار خواهد بود ؟ ده سال ، بیست سال ، سی سال و … .

ما آفریده پروردگاری هستیم که پاک و بی نیاز است ؛ زنده و پاینده و صاحب این جهان فانی و ابدی است ؛ با این وجود اگر بخواهیم به سمت جاده ای حرکت کنیم که از نور خورشید ، سایه درختان و فراورده هایش ، انواع سبزه ها و گلها ، صدای شر شر آب که با وجود سنگ ها و سنگ ریزه های موجود در خود به مسیرش به سمت دریا خاتمه نمی دهد ، و از صدای چه چه بلبل و آواز پرندگان نشانه ای نباشد به آسانی چراغ سبز دریافت نخواهیم کرد .

 خداوند می فرماید : انسان را آفریدم تا با عقل، اختیار، علم، راهنمایی توسط انبیاء و کتاب و نیز با تبعیت از انسان کامل، مرا هدف بگیرد و به سوی من حرکت کند تا به کمال برسد ؛ این یعنی «عبادت»(۳) ، یعنی او را خلق نکردم که بندگی دیگران را بنماید، بلکه خلق کردم تا به کمال برسانم و این کمال فقط در راستای وابستگی به خودم حاصل می‌شود ؛ پس می توان نتیجه گرفت او ، ما را جهت شناخت خودش خلق کرده است ؛ این شناخت زمانی میسر خواهد شد که خود را نیز بشناسیم ؛ بدانیم چه کسی هستیم ، از کجا آمده و به کجا باز خواهیم گشت… .

پاسخ این سه سؤال را می توان در پیمان زناشویی زوج و زوجه که آغازگر یک زندگی خواهند بود ، دریافت کرد.

با توجه به مبحث شناخت انسان از خود که در پاراگراف قبل به آن اشاره شد ، ارتباط کلامی ای که میان زن و شوهر صورت می گیرد ، یکی از راه های شناخت فرد نسبت به خود محسوب می شود تا بدین وسیله افکار و ایده ای که برای زندگی امروز و فردایش ترسیم کرده است را عنوان کند ؛ اگر نقشه راهش با موفقیتی که نیز رضایت خداوند و مردم در آن باشد ، همراه باشد حتماً مورد حمایت همسر خود قرار خواهد گرفت نیز اگر مسیری که برای زندگی مشترکشان تعیین کرده باشد با توجه به عملکرد هایی که در طول روز می خواهد انجام دهد نارضایتی خداوند و مردم را در پی داشته باشد ، همسرش به کمک وی آمده و به اصلاح نقشه طرح ریزی شده می پردازد .

جناب سعدی می فرماید (۴)

 تا مرد سخن‌ نگفته‌ باشد               عیب‌ و هنرش‌ نهفته‌ باشد

این بیت برگرفته از کلام حضرت علی(ع) می باشد . ‌

المرءُ مَخبوءٌ تَحت‌َ لِسانه‌.(۵) آدمی‌ ‌در زیر زبان مخفی است‌ ‌.

سر منشأ این ارتباط کلامی که باید با صداقت همراه باشد ، اخلاق می باشد . حُسن ظن ، شریک بودن در غم دیگران ، گره ای را باز کردن ، ایثار و … همچنین زیر مجموعه اخلاق محسوب می شوند که اگر انسان از این صفت ها برخوردار باشد ، یقیناً پایه زندگی خود را محکم در راستای بندگی خداوند بنا کرده است که در نتیجه روزی شاهد درخت تنومندی خواهد بود که شاخه ها ، برگها و میوه هایش نه با وزش بادی معمولی حتی با تند بادی که در لحظه از لابه لای آنها می گذرد ، آسیب ندیده و بر روی زمین پخش نخواهند شد ؛ در مقابل اخلاق ، انسان با ضد اخلاق مانند صفت هایی چون پرخاشگری، دروغ گویی، پنهان کاری، حسادت، خود کم بینی  و … مواجه است که خیلی زود می توانند ریشه درخت زندگی را خشکانده و دو دستی تقدیم بادی که در حال وزیدن است ، بکند(احتیاج به تند باد هم نیست)

از عوامل پرخاشگری می توان به این موارد اشاره کرد؛ بعضی از افراد زود رنجیده یا عصبانی می شوند و عده ای اینگونه نیستند ، حالت های مختلف انسان در این زمینه اگر چه ممکن است زمینه ارثی داشته باشد؛ اما قطعاً تربیت افراد ، خودسازی ، توجه، شناخت، محبت و خواست انسان ، پرورش و تمرین در این زمینه نقش مؤثری در محافظت از آن و جهت دهی این طیف دارد . انسان باید نسبت به خود و دیگران ، از عواملی که سبب می شود در مقابل اتفاق های رخ داده شده ، تحریک شود، آگاهی داشته باشد ؛ تا بتواند با کنترول آن عوامل، عکس العمل های خود بروز ندهد . لازم به ذکر است ، خشم عاملی طبیعی و وجودش لازم است و از ما در برابر بسیاری از حوادث و دشمنانمان محافظت میکند و حفظ نوع انسان به داشتن این قوه است اما باید دانست که آنچه انسانیت ما را رقم میزند در اختیار داشتن و کنترول این قوا است . انسان باید بداند با خشمش چگونه برخورد بکند ؛ آیا آن را باید همه جا بروز دهد یا اینکه همه جا باید سرکوبش کند یا اینکه باید بداند کجا ، چگونه ، به چه منظور ، به چه اندازه از آن استفاده کند . به سرانجام رساندن این عملکرد ها، به هدفی که ما برای معاشرت هایمان در نظر داریم و می خواهیم به آن برسیم و به میزان تمرین ما در برخوردها و خود داری از عجله در معاشرت برمیگردد .

با توجه به این موضوع یکی از شهروندان در گفت و گو  با یک روانشناس ، مطرح کرده است : یکی از دلایلی که در زندگی با همسرم رنج می بردم این بود که من را مجبور به انجام کاری هر چند خوب که تمایل نداشتم ، می کرد . من و او از دو فرهنگ متفاوت بودیم ؛ همسرم در طول هفته چندین مرتبه با اقوام پدری اش در ارتباط بود ؛ من نیز ارتباط با فامیل او را دوست داشتم اما نه چندین مرتبه در هفته ؛ من و خانواده ام زیاد اهل رفت و آمد نبودیم اما او و خانواده اش این رفتار را دوست داشتند به گونه ای که یک شب ؛ زمانی که باردار بودم از آمدن به خانه مادر بزرگش امتناع کردم اما او اصرار کرد؛ با بی میلی مانتویی که همیشه دم دست داشتم را پوشیدم ؛ او اعتراض کرد طوری که مانتو ام را کشید و یک دگمه اش کنده شد . از در اتاق که بیرون آمدیم من دوباره بر نیامدنم ، اصرار و گریه می کردم اما او دستم را کشید… .

این مثال نمونه بارزی از عدم کنترول خشم زوج  ، آگاهی اش از شرایط ، چگونگی ، دلیل منطقی و اندازه آن را می رساند ./م

منبع : پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين