امروز : سه شنبه, ۸ بهمن , ۱۳۹۸
تاریخ : ۱۳۹۶/۰۳/۱۹ - ۱۲:۵۹ ذخیره فایل ارسال به دوستان
اقتصاد، مردم و سینما چگونه پیوند می خورند

راز پیوند عمیق مردم با سینما

رابطه مردم و سینما مرکز پرگار تجارت نمایش فیلم در دنیاست. این جمله معروفی است که اگر کسی نباشد که فیلم ببیند، آن فیلم ساخته نخواهد شد. رکن وجودی تماشاگر، همان کلید رمز هرگونه موفقیتی در صنعت سینماست و این موفقیت هم مالی است و هم معنوی؛ یعنی هم سود تهیه کننده و فیلمساز و دستمزد عوامل به تماشاگر بستگی دارد و هم شهرت و اعتبار هنرمند

به گزارش بابل نوین، رابطه مردم و سینما مرکز پرگار تجارت نمایش فیلم در دنیاست. این جمله معروفی است که اگر کسی نباشد که فیلم ببیند، آن فیلم ساخته نخواهد شد. رکن وجودی تماشاگر، همان کلید رمز هرگونه موفقیتی در صنعت سینماست و این موفقیت هم مالی است و هم معنوی؛ یعنی هم سود تهیه کننده و فیلمساز و دستمزد عوامل به تماشاگر بستگی دارد و هم شهرت و اعتبار هنرمند…
حال اگر مخاطب باشد، اما فیلم را نبیند چه؟ اینجا همان شاه کلید رونق صنعت سینماست.
چگونه مخاطب را به دیدن فیلم ترغیب کنیم؟ و روز به روز این رغبت را افزایش دهیم؟ امروزه همه می دانند این سوال با یک کلمه و حتی یک جمله پاسخ داده نمی شود. عوامل بسیاری در این ترغیب و آمدن مردم پای کار سینما موثرند و در هر زمان نیز ممکن است تغییر کنند. پس هیچ فرمول مشخصی برای فروش بالای صنعت سینما وجود ندارد و حتا ممکن است در کشورهای مختلف هم این عوامل متفاوت باشند.
اما در این بین کسانی هستند که در سال های متمادی در این مقوله موفق عمل کرده و توانسته اند خود را در هر زمان با شرایط موجود هماهنگ کنند و بمانند. افراد زیادی هم هستند که با چند تجربه انگشت شمار و عدم موفقیت در آن ها خیلی زود از گردونه صنعت سینما کنار رفته اند.
اما اینکه مردم چرا و چگونه ترغیب می شوند یک فیلم را ببینند و به دیگران هم توصیه دیدن آن را کنند شاید مهمترین مقوله ایست که در این بحث کلی می توان روی آن تمرکز کرد. اصولا تجربه ثابت کرده است تبلیغاتی که از این طریق یعنی سینه به سینه در میان مردم برای یک فیلم اتفاق بیفتند از هر تبلیغ میدانی دیگری موثر تر خواهد بود، اما مولفه های روی دادن این اتفاق چیست؟
شاید این سوال پیچیده ترین سوال مطرح برای سینماگران، خبرنگاران و اهالی مرتبط با سینما در سال های اخیر باشد. روزگاری است که رقیبان سینما و تماشا کردن آن در دستان و جیب های مردم است و رسانه های مجازی و صنعت دیجیتال هرروز سعی می کنند بیشتر مردم را به خود جذب کرده و تساهل تماشای ویدئو را جایگزین رفتن و نشستن در سینما برای دیدن فیلم کنند. اما از طرفی کشورهای خالق همین فناوری ها همچنان سینماهای پرمخاطبی دارند. پس کشف رمزی که یک بار کشف شده نباید زیاد سخت باشد.
برای بررسی تمام این مقولات و سوال ها با سه نفر از کسانی که هر کدام به نوعی می توانستند در یافتن پاسخ به پرسش های ما کمک کنند، به گفت و گو نشستیم.
مرتضی شایسته تهیه کننده و پخش کننده با سابقه سینمای ایران هم چزو کارشناسانی است که سینما و اقتصاد آن را به خوبی می شناسد. شایسته سالیان دراز در امر تهیه و پخش فیلم های سینمایی عملکردی موفقیت آمیز داشته و می تواند کمک مناسبی در پیشبرد مبحث مورد اشاره به ما بکند.
محمدرضا صابری یکی از پخش کنندگان و سینماداران با سابقه و تهیه کنندگان سینمای ایران است که تجربیات مهمی در این زمینه دارد ازجمله تجربه پخش بین المللی فیلم های سینمایی در کشورهای مختلف. ضمنا صابری تجربه مناسبی هم در امر سینماداری دارد و از این منظر هم می تواند تکمیل کننده محور های بحث باشد.
نام آرش خوشخو شاید برای مردم آشنا نباشد، اما رسانه تحت نظرش روزنامه «هفت صبح» را که در میان آشفته بازار سرانه مطالعه و کسادی رسانه های مکتوب خوب می فروشد خیلی ها می شناسند. خوشخو همچینین دستی هم بر نقد و نظر سینما دارد و گاهی متونی را در این زمینه می نگارد.
میزگرد حاضر حاصل تبادل نظر بانی فیلم با این سه کارشناس باتجربه است که ابعاد مختلف رابطه سینما با مردم را با توجه به مولفه های روز بررسی کرده اند.

***

موضوع کلی بحث، سینما و مردم است. یعنی می خواهیم بدانیم رابطه خوب سینما و مردم چطور باید شکل بگیرد و الان چه موانعی دارد؟ هم از بحث سالن های سینما و هم از بحث خودِ فیلمها و هم از بحث قیمت بلیت و اصلا موقعیت جغرافیایی و تناسب آن با تعداد و کیفیت سالنها. الان کجای این رابطه هستیم و چگونه باید آن را خیلی بهتر کنیم که به آن جایگاه اصلی خودش برسیم؟
مرتضی شایسته: این رابطه مردم با سینما به جهات مختلف اهمیت دارد. یکی این که مردم به سینما بروند و فیلمشان را آنجا ببینند. بلیت بخرند و اقتصاد سینما راه بیفتد. حالا باید ببینیم این رفتن مردم آیا شکل طبیعی دارد یا نه؟ آیا مردم به راحتی بلیت می خرند یا نه؟ آیا سالن های سینمایی که در دهه های ۶۰ و ۷۰ بوده، همچنان برقرار است یا نه؟ لازمه اش آن است که دانه به دانه اینها را بررسی کنیم. واقعیت این است امسال و سال گذشته جمعیتی که به سینما رفته و می روند نسبت به سالهای قبل، بهتر شده که این یک واقعیت است. البته جمعیتی که به شدت کاهش یافته بود، افزایش یافته است. دیگر اینکه در ارتباط با سالن های سینما باید گفت که ما دو سری سالن داریم؛ یک سالن پردیس های سینمایی داریم که یک وضع دارند و دیگری سالن هایی که تک هستند. بررسی کارشناسان درحال حاضر این را نشان می دهد که سینماهای تک دیگر آن فروش را ندارند؛ مگر اینکه بازسازی و نوسازی کرده باشند. مثل سینمای قدس تهران و استقلال که بازسازی و نوسازی انجام داده است. اما سینماهایی مثل حافظ، میلاد، ناهید، پارس، بهمن، مرکزی، عصر جدید، فلسطین، صحرا و آفریقا سینماهایی هستند که یک زمان به شدت فروش داشتند، اما الان فروش ندارند. اما پردیس های سینمایی بسیار موفق اند. پردیس های سینمایی کوروش، ملت، آزادی، هویزه و مگامال بشدت موفق هستند. حتی ارگ تجریش هم به نسبت خیلی خوب است. در صورت بررسی متوجه می شویم مردم به دلیل تأثیرات چند عامل به سینما می آیند؛ ۱) فیلم، ۲) سالن سینما و تبعات آن و امکاناتی که دارد. در مجموع اگر این عوامل را بررسی کنیم و چنانچه فیلم خوبی در پردیس سینمایی کوروش داشته باشیم، فروش فوق العاده خواهد داشت. اما اگر فیلم چندان خوب نباشد. ولی پردیس خیلی خوب باشد، باز هم این فروش متوسط یا زیر متوسط خواهد بود. لذا باید همه اینها را مورد بررسی دقیق قرار دهیم.
فکر می کنم پیش فرضی در بحث خودمان قرار دهیم؛ ما وارد کیفیت فیلم نشویم و احساس کنیم که در مورد فیلمهای متوسط رو به بالا داریم بحث می کنیم، چون در وارد شدن به این مقوله به شرایط ساخت فیلم، فیلمنامه و اصلاحیه برمی خوریم که از بحث منحرف می شویم. روی ملاکهای دیگر مثل سالنها و قیمت بلیت بحث کنیم.آقای صابری شما چه مقدار با فرضهای آقای شایسته موافقید و چه مواردی می توانید به این نکات اضافه کنید و چنانچه با برخی موارد مخالف هم هستید، بفرمایید.
صابری:متاسفانه بعد از انقلاب کمتر سالن داران مورد توجه قرار گرفتند و همین عدم توجه به سالن دارها، وضع ما را در سینماها به این شکل درآورد. معتقدم چون انقلاب فرهنگی کردیم، سینماها در این میان ندید گرفته شدند، چون توجهی به سالن دارها نشد. ما قبل از انقلاب با جمعیت حدود ۳۵ میلیون نفر، بیش از ۵۲۰ سینمای استاندارد و خوب داشتیم (با تعریف آن زمان). یعنی ما سینما آفریقا را داشتیم که کمتر در دنیا چنین سینمایی با چنین استانداردی وجود داشت، یا سینما صحرا. اما چه اتفاقی افتاد که بعد از انقلاب که انقلاب فرهنگی بود، تعدادسالنهای ما به این تعداد رسید؟ چون نگاه و توجهی به امر سالن سازی و سینمادارهای ما نشد. اما خوشبختانه بانی فیلم همیشه نسبت به سالن دارها توجه داشته و همیشه آنها را دیده است.
اینکه به دلیل افزایش ۲۰ درصدی قیمت بلیت ها در سال جاری، با مقایسه آمارها، فروش ها بالا رفته، ولی تعداد تماشاگر و مخاطب پایین آمده است. در اینجا سوالی پیش می آید که آیا برای سینماگران و شورای صنفی نمایش و سینمادارها و فیلمسازان مهمتر این است که بیشتر بفروشند یا اینکه تعداد بیشتری فیلم را ببینند؟
صابری: شما به افزایش بهای بلیت سینما در سال ۹۶ و ریزش مخاطب اشاره کردید که من این را به صراحت رد می کنم. ما جزو معدود کشورها یا تنها کشوری در دنیا هستیم که قیمت بهای سینمایمان گرانتر از نمایش خانگی مان است. یعنی شما یک دی وی دی را ارزانتر می توانید تهیه کنید درحالی که هیچ جای دنیا اینطور نیست.
در اروپا و آمریکا بهای بلیت سینما، ارزانتر از خرید دی وی دی است. یعنی شما به عنوان مخاطب ترجیح می دهید به سینما بروید و فیلم را ببینید تا اینکه دی وی دی آن را تهیه کنید و در منزل تماشا کنید. اما این اتفاق در کشور ما برعکس است و یکی از علل ریزش مخاطب همین است. یکی از اعتراضهای ما سینماداران به مسوولان ارشاد این بوده که این توازن درستی نیست، اما متاسفانه به صورت جدی تاکنون به آن پرداخته نشده است. اما شما در سوالتان مطرح کردید که ما امسال ریزش مخاطب را داشتیم. درحالی که ابتدا باید به چیدمان اکران سال گذشته مان نگاه کنیم و اینکه ترتیب چیدمان امسال به چه شکل است. پارسال در اکران نوروزی، تنوع و کمیت فیلمها به مراتب بالاتر بود. فیلمی به نام «ابد و یک روز» را داشتیم که در ژانر خودش بسیار مطرح بود. فیلم «بادیگارد» را از یک کارگردان مطرح و بنام سینمای ایران داشتیم. دو تا فیلم کمدی بسیار قوی به نام های «من سالوادور نیستم» و «پنجاه کیلو آلبالو» را داشتیم. آقای پوراحمد هم یکی از کارگردانان صاحب نام ما هستند و فیلم ایشان هم در برنامه های نوروز قرار داشت. امسال فیلم «خوب، بد، جلف» را داشتیم که قبل از نوروز اکران شد.
کار بسیار ارزنده ای که آقای شایسته سال قبل انجام داد این بود که ما فصلی به نام فصل زنده و فصل مرده در سینما داشتیم. به این معنا که وقتی با دفاتر فیلم برای اکران وارد مذاکره می شدیم، می گفتند که مثلا تمایل داریم اکران فیلم مان نوروز، عید فطر یا تابستان باشد. اما سوال اینجا بود که فصلهای دیگر را چکار کنیم؟ آیا در سینما را ببندیم؟ در اینجا هم آقای شایسته و هم آقای سرتیپی این خط را شکاندند. یعنی این دو بزرگوار که به صورت حرفه ای به سینما نگاه میکردند، فیلم «کافه ستاره» را از آقای شایسته در همین ایام رفتیم. بعد از جشنواره از بیست و سوم بهمن ماه در سینما اکران کردیم و شاهد فروش بسیار خوبی شدیم. امسال هم بعد از این سنت شکنی، الحمدالله این شجاعت در دفاتر پخش ما بوجود آمد که فصل برای تماشاگر مهم نیست و این فیلم است که برای تماشاگر اهمیت دارد. امسال شاهد این بودیم که فیلم «خوب، بد، جلف» مجددا توسط هدایت فیلم که در راس آن آقای شایسته هست، اکران و با استقبال کم نظیری مواجه شد و این فیلم در اسفندماه که گفته می شود فصل مرده سینماست، حدود بیش از ۵ میلیارد فروخت. از آنجا که این فیلم از فروش بالایی هم برخوردار بود در برنامه نوروزی هم قرار گرفت. فیلم «گشت۲» را داشتیم، اما شاهد فیلم مطرحی که در ژانر اجتماعی باشد، نبودیم. البته فیلم آقای اسعدیان، فیلم خوبی بود اما فیلمی که در جشنواره سر و صدا کرده باشد و در حد «ابد و یک روز» باشد را امسال نداشتیم.
جدا از اینکه این توفیق را دارم که چند سالی در حوزه پخش هم فعالیت می کنم، حرفه اصلی من سالن داری و مدیریت پردیس ها و سالن های سینماست. به هر حال نباید فراموش کنیم موقعیت جغرافیایی شهرها هم عوض شده است. مثلا در دهه های ۴۰ و ۵۰ راسته لاله زار یکی از بهترین موقعیت های جغرافیایی شهر تهران بود، اما الان دیگر سینما در آنجا جواب نمی دهد و شما شاهد این هستید که تمام سالن ها در آن منطقه بسته شده است. نکته ای هم که آقای شایسته به درستی اشاره کرد، اینکه سینماهای تک سالن جوابگو نیست. یعنی شما به عنوان مخاطب ترجیح می دهید به جایی بروید که حق انتخاب داشته باشید. یعنی زمانی که پردیس سینمایی کوروش باشد که ۱۷تا ۲۸ فیلم اکران می کند، قطعا انتخاب اولتان خواهد بود. یا انتخاب بعدی، پردیس آزادی یا ملت است. جاهایی که از تعداد سالن زیاد و تعداد فیلمهای متنوع زیادی برخوردارند تا اینکه بخواهید سینما آفریقا یا قدس را ترجیح دهید.
آقای خوشخو شما هم در همین رابطه صحبت کنید.
خوشخو: درواقع همه حرفها را دوستان گفتند. فقط یک نکته را اشاره کنم همانطور که آقای صابری هم گفتند مقایسه فیلمهای امسال با پارسال، کار سختی است. پارسال یک سال ویژه بود به خاطر چینش و شکل فیلمها. حتی خانواده های مذهبی هم پارسال کلی فیلم برای دیدن داشتند. فیلمهای «محمد(ص)»، «بادیگارد»، «نفس» و «ایستاده در غبار» که فیلم آقای مهدویان بود، وجود داشت و این قشر هم به سینما می آمدند و فیلم می دیدند. کیفیت فیلمها بالاتر بود، تنوع فیلمها هم خیلی زیاد بود. ما یکسری فیلمهای عجیب داشتیم؛ مثلا فیلم آقای مانی حقیقی… کسی که به سینمای ایران بدبین است یا حوصله اش سر می رود و می گوید که از اول تا آخر فیلم معلوم است، با دیدن فیلم مانی برایش عجیب می آمد. فیلمهایی که موجب شده بود سفره سینما خیلی متنوع باشد. اگر به کشورهای خارجی سفر کرده باشید، همیشه دنبال این بوده اید که ببینید فیلم خوب کدام است و بگردید فیلم خوب را پیدا کنید که در این رابطه اینکه صف مردم در هر گیشه چقدر است، خیلی اهمیت دارد. این اتفاق پارسال می افتاد چون در پردیسهای کوروش و ملت می دیدیم مردم بین محصولاتی که عرضه شده و تولیدات انتخاب می کردند. این خیلی حالت خوبی بود، ولی امسال با فیلمهایی که در جشنواره دیدم و دورنمای آنها، امکان تکرار پارسال نیست، یعنی میزان تماشاگرافزایش داشت.
اما این نکته که پارسال واقعا یک شرایط استثنایی بود را نباید فراموش کنیم. هم به لحاظ فیلمهایی که ساخته شد و هم به لحاظ ترکیب شان نه فقط در اکران که در تولید. اما ما نمی توانیم منتظر شانس باشیم که یک سال دیگر دوباره اتفاق بیفتد.
خوشخو: حرفم این است که سال ۹۵ را به عنوان یک استثناء در نظر بگیریم. شما یادتان هست که وقتی فروش کمی پایین آمد، «فروشنده» آقای فرهادی و بعد از آن «سلام بمبئی» رسید. امسال هم «نهنگ عنبر۲» آمده است.
این گزارش بنا بر گزارش رسمی خبرگزاری هاست که فروردین امسال را پارسال روز به روز براساس آمار دفاتر فروش مقایسه کرده اند.
شایسته: اما فروردین امسال را با پارسال نباید مقایسه کرد، به لحاظ اینکه پارسال تبلیغات ماهواره بود. امسال ماهواره نبود. اگر امسال هم تبلیغات ماهواره ای را داشتیم، فکر می کنم فروش دو برابری بود. چون امسال خیلی از فیلمهایی که اکران شد، تبلیغات نداشتند و فقط به صورت دهان به دهان مردمی بوده است. البته تلویزیون هم کارهایی کرد، اما در آن حد تأثیرگذار نبود.
ولی در همان ماهواره هم فیلمهایی داشتیم که تبلیغ می کردند اما فروش خوبی نداشتند!
شایسته: نه، من فیلمهای پرفروش را می گویم.
صابری: اما فیلم «ناردون» هم فروش کرد. یادتان هست؟
خوشخو: ما چند پارامتر داریم؛ سالن، کیفیت فیلمها و تبلیغات. کیفیت فیلمها هم یکی از پارامترهای مهم است و اگر می خواهید با پارسال مقایسه کنید، کیفیت فیلم خیلی مهم است. مگر اینکه کیفیت فیلم را به کل فراموش کنیم و در موردش صحبت نکنیم که در اینصورت مقایسه امسال و پارسال را نمی توانیم انجام دهیم.
پس الان به این نتیجه می رسیم که افزایش و کاهش قیمت بلیت هیچ فرقی نمی کند.
شایسته: نسبت به بلیت امارات و فرانسه هم افزایش چندانی نداشت. نسبت به خودمان هم چندان افزایشی نداشت.
صابری: سینما ارزانترین تفریح در ایران است. در عراق، الان فیلم پیامبر اکران است. قیمت بلیت در عراق که از لحاظ معیشتی و اقتصادی مردم در بدترین شرایط ممکن هستند، ۱۰ دلار است. یعنی تقریبا سه برابر کشور ماست. اما قیمت بلیت ما در سینماهای مدرن ۱۲هزار تومان است که اگر میانگین بگیرید، بلیت سینما در کشور ما هشت هزار و ۵۰۰ تومان است. یعنی ما از ۶ هزار تومان و ۸ هزار تومان در سینماهای ممتاز داریم که ۹۰ درصد سینماهای ما هم ممتاز هستند و بلیت ۱۰ هزار تومانی دارند. ما ۶ پردیس سینمایی داریم که مدرن هستند و بلیت شان ۱۲ هزار تومان است. ولی در عراق، بلیت ۱۰ دلار قیمت دارد. می خواهم بگویم اگر فیلم خوب باشد بهای بلیت برای مردم آنچنان اهمیتی ندارد.
شایسته: نکته مهمی که وجود دارد اینکه مخاطب که وارد سالن می شود، یک بلیت به قیمت ۱۰ هزار تومان خریداری کرده درحالی که حدود ۵۰ تا ۱۰۰هزار تومان از بوفه خرید کرده است. مثلا یکی که به سینما کوروش می آید، شام می خورد، سه تا بلیت هم می خرد و واقعا حساب کنید شاید حدود ۳۰۰ هزار تومان هزینه کرده که تنها ۳۰ هزار تومان آن سهم سینما شده است.
فیلم «گشت ارشاد» که ۲ میلیون نفر مخاطب داشت را با فیلم آقای ده نمکی «اخراجی ها۲» مقایسه کنید که ۴ میلیون مخاطب داشت. اگر بخواهید این را به عنوان پرفروش ترین انتخاب کنید، آن فیلم پرمخاطب ترین است با بلیت ۵ هزار تومانی. اصلا این پارادوکس است. سوال این است که آیا میزان فروش برایتان مهم است؟ یعنی درآمدی که کسب می کنید یا تعداد نفراتی که به سینما می آیند؟ الان به این نسبت حساب کنید، افزایش بلیت سینماها باعث ریزش مخاطب شده است. ریزش مخاطب، نه به معنای ضررکردن سینماها بلکه به معنای تعداد نفر. یعنی اگر مراجعه کننده به پردیس کوروش در آن زمان ۱۰۰ هزار نفر بود الان به ۷۰ هزار نفر رسیده است.
شایسته: اخراجی های ۲ در ۱۰ هفته اکران شد، ولی فیلم گشت۲ در ۷ هفته. این نکته را هم در نظر بگیرید. درحالی که می توانست ۱۲ هفته اکران شود و ۵ هفته کمتر است. الان تایمی که برای فیلمها قائل شده اند، نسبت به زمان اخراجی های ۲ و فیلمهای قبلی به شدت کاهش یافته است. آقای صابری شما در شورای صنفی هستید و این نکته را می دانید.
صابری: ببینید! شما به درستی اشاره کردید. اما ما میانگین را می گیریم. یعنی ببینیم در سالهای پیش چند فیلم بالای میلیارد داشتیم. اتفاقا شما هم در بانی فیلم به این موضوع که در طول فیلم شاید سه ـ چهار فیلم بالای میلیارد داشتیم، پرداخته اید و این را با یک افتخار عنوان می کنیم. اما ما پارسال بیش از ۱۷ فیلم داشتیم که بالای ۳ میلیارد فروخته بود. یعنی فیلمهای نسبتا متوسط رو به بالایمان بیشتر بود.
این موضوع چقدر مربوط به افزایش قیمت بلیت است؟
صابری: الان عمده مشکل ما کمبود سینماست و این فروشها همدیگر را می خورند. فیلم «خوب، بد، جلف» در اسفندماه اکران شده و ظرف یکماه بیش از ۵ میلیارد تومان می فروشد. بعد فیلم «گشت» که در همان ژانر است، اکران می شود. منِ سینمادار می گویم من ۴۰ روز به این فیلم سرویس دادم، می توانستم روزی ۱۰ تا ۱۵ سانس به آن بدهم لذا از خودِ آن فیلم می زنم و به گشت ارشاد می دهم. یعنی ظرفیتی نیست که بخواهیم بدهیم. واقعا اگر «خوب، بد، جلف» می توانست تعداد سالن و آن سالنهایی که در اختیار داشت با همان سانس هایی که به این فیلم می دادند را در اختیار داشت فروش آن به بالای ۲۵ میلیارد تومان می رسید. اما ظرفیت نمایشی نداریم. به چه دلیل در شورای صنفی نمایش می گوییم که صد درصد به ضرر سینمادار است؟ یعنی ما یک فیلم خوب را با فروش فوق العاده بالا مثل «خوب، بد، جلف» در گروه سینمایی خود و بالای ۲۰ میلیون تومان بالای کف فروش بود اما به خاطر آئین نامه شورای صنفی نمایش و به خاطر اینکه این فرصت را در اختیار فیلمهای دیگر هم قرار دهیم چون تولیدمان با امکانات نمایشی مان یکی نیست، مجبور می شویم از آن بزنیم و به این بدهیم. الان فیلم «نهنگ عنبر۲» را ببینید. من این توفیق را داشتم که نوکری فیلم «پیامبر (ص)» را بکنم. اکثر کشورهای دنیا را رفتم و به لحاظ علاقه ای که به سینماداری داشتم با همه سالن دارهای آنجا صحبت می کردم. وقتی خودم را به عنوان یک سینمادار هم معرفی می کردم که در ایران توفیق این را دارم که در امر سینماداری هم خدمت کنم، وقتی می گفتم که در یک روز سالنهای ما بیش از ۸۰ تا ۸۵ درصد ظرفیت خود را پر می کرد، می گفتند مثل همه آمارهایمان دروغ است! اصلا باور نمی کردند و می گفتند تو داری دروغ محض می گویی. بررسی که من کردم دوستان در اروپا و آمریکا می گفتند اگر یک سالن سینمایی ظرفیتش بین ۱۷ تا ۲۰ درصد پر باشد، فوق العاده عالی است. اما وقتی می گفتیم سالنی مثل کوروش را داریم که نهنگ عنبر در روز اول با ظرفیت صددرصد رفت. یعنی از اولین سانس که ۱۰ صبح بود، سالن پر بود تا آخرین سانس! اصلا این را به هرکس بگویید می گوید که این آمار دروغ است. آن موقع بیشتر مانور سینماآزادی را می آمدم و می گفتم که اکثر اوقات ظرفیتش بالای ۶۵ درصد است. اما می گفتند که اصلا امکان ندارد. شما ببینید که در همین لاله زار چه تعداد سالن بوده و ما الان ۱۱ سالن سینما در میدان انقلاب داریم. موقعیت جغرافیایی انقلاب به نحوی است که دیگر ۸ شب به بعد کسی در آنجا نیست. اما ساعت ۱۲ و ۱ نیمه شب در کوروش جای سوزن انداختن نیست. مردم الان بیشتر شب را انتخاب می کنند، درحالی که موقعیت جغرافیایی سالنهای ما چندان خوب نیست.
الحمدالله با اتفاقی که برای کوروش افتاد، بخش خصوصی را به این سمت و سو برد. تا ۳ ـ ۴ سال پیش منِ بخش خصوصی از شهرداری می پرسیدم که چه پوئنی به من می دهد و بدترین جای مجتمع خودم را به سینما اختصاص می دادم که یک متر تجاری را بگیرم! اما جهت اطلاع شما بگویم که بیش از ۲۰ جا که در حال ساخت است، طرف پول تجاری داده و از ما درخواست کرده تجاری را تبدیل به سینما کند. چرا؟ الان اتفاقی که افتاده این است که مال ها بیشتر با هایپراستارها کار می کردند. اما ثابت شد جمعیتی که برای سینما می آید، به طور میانگین روزی ۱۵ هزار نفر در کوروش برای سینماست. یعنی روزهای جمعه بالای ۲۰ هزار نفر و مابین هفته بین ۷ هزار تا ۱۱ هزار نفر را داریم. میانگین ۲۰ هزار نفر را شاهد هستیم و سه شنبه، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه هم بالای ۱۲ هزار نفر را داریم.
البته آقای صابری شما بهتر از من می دانید که این موضوع برای پردیس کوروش مصداق خوبی است اما مثلا برای پردیس ملت یا آزادی به این سطحی که شما می گویید نیست.
صابری: خب پردیس آزادی با پردیس کوروش تفاوت دارد. پردیس کوروش، بزرگتر است و فروشگاه های تجاری دارد. موقعیت جغرافیایی و پارکینگ دارد. داشتن پارکینگ برای سالن سینما خیلی مهم است.
نکته ای را آقای خوشخو قبل از شروع بحث اشاره کرده بودند که بحثی روی مرز قیمت بلیت بود.
خوشخو: آقای صابری! الان سینمای محلی کجاست؟ یک زمان می گفتند که خیابان گرگان و سینما کوچ یا میدان فلان سینما میامی یا سینما مراد. یعنی یک محله بود و یک سینما. الان اتفاقی افتاده که آنهم به خاطرعملکرد شهرداری است. یعنی ما داریم محلات را از دست می دهیم. این را همه می دانیم که آقای قالیباف خیلی شیفته و عاشق دوبی است و واقعا هم در این زمینه کار کرده و قصد بدگویی از ایشان را نداریم. آمده و محلات تهران را از بین برده یا در حال از بین بردن است و به جای آن مجتمع های تفریحی و مگامال و حتی پارکهای تفریحی در جای جای تهران قرار می دهد که شما هر کدام از آنها را که بخواهید بروید، دیگر امکان پیاده رفتن نیست و حتما باید سوار اتومبیل شوید. از اولین کوچه وارد یک اتوبان شده و همت و باکری را دور بزنید و وارد یکی از این مراکز خرید شوید. چه مگامال اکباتان، چه کوروش و حتی پردیس ملت. یعنی می خواهم بگویم سبکی شده که دیگر اصلا تک سینما جواب نمی دهد. الان با این وضعیتی که درست شده و با این روند هم ادامه پیدا خواهد کرد، تنها راه نجات سینمای ایران، همین پردیس ها هستند که خرد خرد در جای جای تهران به وجود می آیند که کاملا مدلی از دوبی است.
نکته خیلی مهم دیگری که راجع به سینما باید بگویم اینکه صنعت سینمای ما موفق ترین صنعت جمهوری اسلامی ایران بوده است. حالا یا به کمک دولت، رانت و اتفاقات و پشتیبانی دولتی و هرچه که بوده الان در حال حاضر، صنعت سینمایی ما یکی از صنایعی است که خودکفاست. یعنی پول خودش را برمی گرداند، سودآور است، بخش خصوصی هم در آن فعال است.
شایسته: البته همه فیلمها پولشان برنمی گردد!
خوشخو: من کلیت را می گویم.
شایسته: درصدی از فیلمها. یعنی از ۱۰۰ تا فیلم شاید ۱۵ تا پولشان برگردد ومن به عنوان یک تهیه کننده می گویم که پولشان برنمی گردد.
خوشخو: به هر حال با جذب سرمایه و فروشی که دارد و مردمی که استقبال می کنند با توجه به مقیاسهای جمهوری اسلامی به نظرم صنعت سینما موفق ترین است و اصلا روی دست این صنعت وجود ندارد. مثلا در مقایسه با خودرو و فرش این صنعت پا گرفته و خیلی خیلی مهم است. به نظرم کسانی که در مناصب دولتی وارد می شوند مثل مسئولان وزارت ارشاد باید متوجه این مسئله باشد. سینما با اینکه کمک می خواهد، ولی یک چیز حمایت گرایانه طفیلی نیست. درواقع حمایت می خواهد که بیشتر آن به نظرم در ساخت همین پردیس ها باید انجام شود.
درمورد ماجرای قیمت بلیت صحبت سر این بود که تا اندازه ای می توانید قیمت را اضافه کنید. ولی از اندازه ای که بگذرد، معلوم نیست که کجاست و اگر از یک جایی بگذرد، مردم ما واکنش معکوس نشان می دهند. اگر آن موقع سینما از سبد مردم خارج شود حتما چیزهای دیگری را جایگزین می کنند. آن لحظه، لحظه خطرناکی است.
صابری: من راجع به سینمای محلی باید بگویم که در میدان شهدا سینما شکوفه را داریم که یک بازسازی نسبتا خوبی صورت گرفته و جزو ۵ ـ ۶ سینمای پرفروش پایتخت است اما روبه روی همین سینما، سینما میلاد را داریم. الان به آقای شایسته به عنوان پخش کننده، منِ همکار باید ۲۰ بار زنگ بزنم که حاج مرتضی به خاطر من فیلم را به این سینما بده! درحالی که دقیقا فاصله اینها ۱۰۰ متر نیست. سه چیز هم برای مردم و مخاطب حیاتی و مهم است. دیگر نمی شود مردم را گول زد. صدای خوب، تصویر خوب و صندلی خوب؛ الان در کنار این سه چیز، فضای رفاهی هم لازم داریم که افراد با خانواده خود بتوانند در آنجا وقت بگذارانند. من باید فضایی داشته باشم که بتوانم شما را با این همه رقیبی که برایم بوجود آمده، به سینما بکشانم.
خوشخو: سینما ایران هم همینطوری است.
صابری: احسنت! همین سینمای ناهید توسط موسسه سینمای شهر بازسازی شده. در بدترین منطقه قرار دارد، ولی محلی است. به هرحال آن محلی ها ترجیح می دهند اول به آنجا بروند و فیلم را ببینند اما پردیس محلی هم جواب می دهد. پردیس محلی ای که به درستی هم مدیریت شود. آقای شایسته اشاره کردند و من آمار جدید را خدمت تان ارائه می دهم. همه چیز سینما در مرحله اول به فیلم بستگی دارد. یک شب، در سینمای قدس فروش فیلم نهنگ عنبر ۶ میلیون تومان بوده و فروش فیلم ویلایی ها در سینمای استقلال ۵۲۰ هزار تومان بوده است. سینمای آفریقا فیلم گشت ۲ را دارد. ۷ هفته این فیلم را نشان داده و چون بیشتر از ۷ هفته به عنوان سرگروه نمی توانسته باشد، فروشش یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان بوده است. یعنی اولویت مردم اول فیلم است و بعد سینما را انتخاب می کنند. چه اتفاقی افتاده؟ حالا اگر این جابه جایی شکل بگیرد و من فیلم نهنگ عنبر ۲ را به استقلال بدهم، ویلایی ها را در قدس بیاورم هم همین اتفاق می افتد. نه اینکه خیال کنید به خاطر سینماست. حالا شاید ۵ تا ۱۰ درصد این آمار جابه جا شود، ولی درواقع این فیلم است که در سینما تعیین کننده ظاهر می شود. واقعا اول انتخاب مردم فیلم است و الان دیگر سینما هم مهم شده. الان دیگر با اتفاقی که برای پردیس کوروش و سینماهای دیگر بوجود آمده، این اتفاق افتاده.
بازیگر چقدر تاثیر دارد؟
صابری: فیلم مهمتر است. بازیگر شاید هفته اول تاثیرگذار باشد، ولی مردم خیلی هوشیار شده اند و دیگر بازیگر هم نمی تواند موثر باشد. چهره هایی که جزو سوپراستارهای ما بوده اند در فیلمی بازی کرده اند که فروش فوق العاده پایینی داشته و باعث تاسف است. اما راجع به قیمت بلیت؛ چون برنامه هایمان کنار هم قرار نگرفته و تا زمانی که همه چیز ما درست تعریف نشود و تا زمانی که شما بتوانید دی وی دی را در کنار خیابان ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان بخرید که ۱۰ تا فیلم درون خود دارد، بهای سینمایمان را نمی توانیم بالا ببریم.
ولی ویژگی دیگری هم که پردیس ها دارد، سرریز شدن تماشاگران یک فیلم موفق و پرمخاطب برای فیلمهای دیگر در سالنهای دیگر است. بنابراین وقتی فیلم گشت ۲ و نهنگ عنبر را گذاشته اید به هر حال یک سرریز و ریزشی برای فیلم های دیگر هم دارد.
صابری: بحث خرید اینترنتی این مسئله را خیلی کمرنگ کرده است. یعنی اگر بلیت فیلم مورد علاقه تان گیرتان بیاید، می خرید و می آیید. ولی اگر رجوع کنید و ببینید که نیست، دیگر نمی آیید. یعنی زمانی که ما فروش اینترنتی نداشتیم، این فرمایش شما خیلی تاثیر می کرد. یعنی منِ پخش کننده و تهیه کننده را وا می داشت که آقای شایسته الان یک فیلم خوب زده و من هم یک فیلم نسبتا متوسط رو به پایین داشتم و می گفتم کنار یک فیلم خوب بگذارم اما الان با این امکانی که بوجود آمده این سرریز یک مقدار کمرنگ تر شده است.
شایسته: الان مردم ما برای اینکه به پردیس کوروش بروند ساعاتی را اختصاص می دهند مثلا ۴ تا ۵ ساعت. اما برای رفتن به سینمای آفریقا می گویند که دو تا سه ساعت. از طرفی پردیس سینمای کوروش، پارکینگ دارد، اما سینمای آفریقا پارکینگ ندارد. این نکته خیلی مهم است، چون با نبود پارکینگ بعضا به اتومبیل شان آسیب می رسد درصورتی که در پارکینگ اصلا کسی کاری ندارد. ضمن اینکه در کوروش می توانند گردش کنند و فقط دیدن فیلم نیست. من بسیاری از آدمها را سراغ دارم که می گویند برویم کوروش یا ارگ درحالی که اصلا برای سینما نمی آیند و قصدشان گشت زدن است. بعد می گویند که سینما هم دارد خوب است که به سینما هم برویم. یعنی اکثر کسانی که بار اول می آیند، به این صورت است و اگر سالن خوب باشد، دفعه بعد دیگر از طریق سینما تیکت می آیند. نکته ای که به سینما میلاد، آفریقا، استقلال و عصرجدید اشاره کردم، سینماهایی است که پارکینگ ندارد و جای پارک هم نیست. مثلا در خیابان ولیعصر اگر پارک کنید باید یک ماه به پارکینگ اداره راهنمایی و رانندگی مراجعه تا بتوانید ماشین خود را ترخیص کنید!
نظرتان راجع به مرز افزایش بلیت که آقای خوشخو به آن اشاره کردند، چیست؟ قبول دارید که اگر از حدی بالاتر برود مردم واکنش نشان می دهند؟
شایسته: بله، ببینید! آنجا کارشناس سینما مثل آقایان صابری، فرجی، اشرفی، موسوی و اسعدیان هستند که همه کارشناس اند و از بیرون نظرسنجی می کنند. برخی می گویند که باید ۵۰ درصد و برخی دیگر ۶۰ درصد و حتی ۱۰۰ درصد را پیشنهاد می دهند.
صابری: آیا می دانید که بهای بلیت تئاتر آزاد چقدر است؟ چقدر با تئاتر آزاد آشنا هستید. بهزاد محمدی در همین سینما صحرا که کل فروش فیلمش در طول روز به صد هزار تومان نمی رسد، بهای بلیت خود را ۳۰ هزار تومان قرار داده و جای سوزن انداختن نیست.
اما تفاوتی بین تئاتر و سینما هست. تئاتر مخاطب خاص خودش را دارد و دست آن مخاطب خاصش عموما در جیب خودشان هست ولی سینما عمومی تر است، یعنی طیف مخاطبش خیلی گسترده تر است. یعنی کسی که درآمدش وزارت کاری و حداقلی است هم دوست دارد به سینما برود و می رود و آن کسی هم که درآمدش بیشتر است هم می رود. به نظرم مقایسه شان زیاد درست نیست.
شایسته: کار آقای بهزاد محمدی را اقشار خاصی انتخاب نمی کنند که بخواهند ببینند.
صابری: حرف من تئاتر آزاد است. مثل تئاتر شهرو ایرانشهر. ۴ تا از سالن های کوروش وی آی پی دارد. قیمت بلیت وی آی پی را با آقای فرجی، مدیرکل محترم ارشاد توافق کردیم که بتوانیم تا ۲۰ هزار تومان بفروشیم درحالی که بهای بلیت ۸ هزار تومان بود. در آنجا با یک نوشیدنی و آب پذیرایی هم می کردیم. اما یک روز بچه های گیشه ما اشتباه کرده بودند و از صبح همه سالن را سر فیلم فروشنده ۲۰ هزار تومان فروخته بودند. یک نفر نیامد اعتراض کند. خدا گواه است یک نفر هم نیامد بگوید. یعنی ما یک معترض هم نداشتیم. اگر واقعا فیلم خوب و سینمای خوب باشد. ارزانترین تفریح در کشور ما هست و در منطقه ارزانترین سینما، سینمای ایران است. باید به هر حال بتوانیم سالنهای خوب داشته باشیم و فیلمهای به نسبت خوب داشته باشیم. یکسری فیلمها هستند که من خودم مجانی هم نمی روم ببینم! یا یکسری سالنها هستند که برای فیلم دیدن به آنجا نمی روم. اما اگر شرایط اینها مساعد باشد، پول برای تماشاگر آنچنان مهم نیست.
من این اطلاعات شما را به لحاظ اینکه دست تان در کار است باید کاملا بپذیرم. به هر حال آنچه شما می دانید را ما نمی دانیم منتها بحثی داریم که همین الان آقای خوشخو به روزنامه های شرق و اعتماد که پرفروش بودند اشاره کردند که از وقتی هزار تومانی شده اند، فروششان هم نصف شده است. بالاخره این افزایش قیمت نمی تواند که هیچ تاثیری نداشته باشد. مثلا اگر یک فیلم ما الان ۱۰ میلیارد تومان فروش می کند، نگاه می کنیم و می بینیم که تنها ۵۰۰ هزار نفر این فیلم را دیده اند. ولی یک زمانی بود که فیلم کلاه قرمزی اکران شد و شاید نصف جمعیت ایران آن موقع به سینما رفتند و این فیلم را دیدند. ما عدد فروشمان یک چیز است و به قول آقای شایسته طی یکی دو سال اخیر جهش داشته است، ولی باز هم می بینیم که به نسبت جمعیت کشور کسی به سینما نمی رود.
صابری: چون ما سینما نداریم. ۹۰۰ شهر ما فاقد سالن سینماست! من می گویم که الان …
اما الان دو تا بحث مطرح است؛ یکی اینکه می گویند سینما از تفریح قشر کم درآمد خارج شده. یعنی قشر کم درآمد ما در تفریح خود سینما را نمی بینند چون قیمتش زیاد است!
شایسته: اصلا چنین چیزی نیست.
دوم اینکه افزایش فروش این سینما و جهش باعث شده که یک مقدار صاحبان فیلم و سینمادارها، طمع کنند و پولی که به جیبشان سرازیر می شود، مهم باشد و نه تعدادی که به سینما می آیند.
شایسته: من به شما می گویم که سالن دار حرفه ای، مخاطب به شدت برایش اهمیت دارد. یعنی اگر به آقای صابری بگویید که این سالنها را ببند و بیا پولش را بگیر، قبول نمی کند.
صابری: چون درآمدهای جنبی که در کنار این سالنها دارم، به مراتب بیشتر از پول بلیت است. درآمد بوفه سینما برای من بیشتر از خود گیشه سینماست. پس مخاطب برای من مهم است.
بحث قشر کم درآمد که سینما را از تفریح خودشان درآورده اند به نسبت قبل از انقلاب یا اوایل انقلاب چگونه است.
خوشخو: بحث عرضه و تقاضاست. تا وقتی که سالن های سینمایی ما همانطور که آقای صابری گفتند ۶۰ تا ۷۰ درصد میانگین پر می شود، پس هنوز جا دارد. وقتی که چه به لحاظ ازدیاد سالن و چه به لحاظ افزایش قیمت بلیت خود سالن دار احساس خطر می کند، همان موقع یک پالس می فرستد که دیگر بس است و حتی بلیت ها را هفته ای دو روز ارزان کنیم.
روزهای نیم بها و تعداد بیشتر آدمها هم بحث مطرحی است. سه شنبه ها سالن های پرتری نسبت به روزهای دیگر داریم.
صابری: ما برای همان قشری که شما می فرمایید بخشی از مخاطب را از دست دادیم هم راهکار داریم. همین روزهایی که در هفته یک روز را به عنوان روز نیم بهاء هم دوستان سینمادار و هم تهیه کننده موافقت کرده اند، لزوما این شرایط را فراهم کردیم تا قشری که شرایط اقتصادی کمتری دارد هم بتواند در این روز بیاید. اما ما همین کار را هر روز در سه سانس صبح مان انجام دادیم. یعنی گفتیم برای قشر دانشجو و ضعیف تر و بازنشسته ها این امکان را در نظر بگیریم اما شاید اطلاع رسانی درستی نشد که یک درصد هم در فروش ما تاثیر نداشت و ما را وادار کرد که باز برگردیم. اما این روزهای سه شنبه خیلی جا افتاده و خوشبختانه جواب داده است. اما معتقدم که به ما در کار اثبات شده است که الان منِ سینمادار هرچه مخاطب بیشتر بیاید، به نفعم است. چون انقدر درآمدهای جنبی ام زیاد است که مهمتر برای من تعداد مخاطب است تا آن فرمایشی که شما می کنید که بگویم یک مخاطب بیاید ۱۲ هزار تومان بدهد به نفع من است تا سه تا مخاطب بخواهد بیاید، ۱۲ هزار تومان بدهد. اتفاقا آن سه تا مخاطب برای من خوب است.
یکی از ایرادات ما این است که تمام تولیداتمان را در سالن سینما می آوریم، در حالی که هیچ جای دنیا شاهد این نیستیم. واقعا یک فیلم های خاص مالِ سالن سینماست. ما اطمینان را از مخاطب گرفته ایم. یک سوپراستار را در یک سکانس از فیلممان می گذاریم و او را بولد می کنیم و مخاطب می گوید که به من دروغ می گویند، درحالی که این سوپراستار تنها در ۵ دقیقه از یک ساعت و نیم فیلم حضور دارد. فیلمهای ضعیفی که نباید روی پرده سینما بیاید، اما متاسفانه می آید. ما باید زمانی به اینجا برسیم که از ۱۱۰ تا تولید ۵۰ تا ۶۰ تای آن باید وارد سینما شود و ۴۰ تا نباید بیاید. اصلا هنر و تجربه را به چه دلیل بوجود آوردیم؟ گروه هنر و تجربه با همین نیت بوجود آمد.
خوشخو: ماجرای که در این میان مانده خودِ کیفیت فیلمهاست که یک موقع فیلمی را می بینید و به نظرتان ضعیف است. یک موقع هم هست که فیلم بد است و احساس بدی به شما دست می دهد. این تصویر هم در پرده سینما به نظرم خیلی شدیدتر است. اگر حالم بد شود دیگر فاصله ام برای دیدن فیلم بعدی بیشتر می شود و این فاصله خیلی مهم است. مثلا فیلم «یک روز بخصوص» حال تماشاگر را بد می کند و این از آن فیلم هاست که اصلا فلسفه اکرانش را نمی فهمم. فیلم یک روز بخصوص چرا باید اکران شود؟ این برای تلویزیون در یک بعدازظهر جمعه خوب است. مطمئنا چنین فیلمی برای یک سینمادار سم است و چرا باید اکران شود؟ حتی شاید آقای صابری برای اکران این فیلم اصراری هم نکند. سوال اینجاست که اصلا برای چی فیلم ساخته می شود؟ این فیلمها در همان لحظه اول باید وارد تلویزیون و تله فیلم یا نمایش خانگی شود. من این فیلم را با همسرم دیدم و تا دیدن فیلم بعدی وسواسمان سه تا چهاربرابر بیشتر شد که چه فیلمی برویم که باز هم حالمان آخر فیلم بد نشود؟ من می خواهم بگویم هنوز هم تاثیر خود فیلمها روی کشاندن تماشاگر برای دیدن حتی یک فیلم دیگر خیلی بیشتر است.
با توجه به همه بحثهایی که شد اگر بخواهید یک راهکار غیرکارشناسی شده که به ذهنتان می رسد را عنوان کنید که بخواهیم به سمتی برویم که تعداد مخاطبمان را بالاتر ببریم که اگر بتوانیم این کار را بکنیم، صنعت سینما به قدری راه هم خواهد افتاد که شاید بتوانیم به وضع مطلوب برسیم، چیست؟
صابری: بیشترین ضربه را به سینمادار، عدم اکران فیلمهای خارجی می زند. در خود کشور ما کدام صنعت را سراغ دارید که بی رقیب باشد؟ وقتی رقیبی برای خودت نمی بینی! خواهشم این است که به این نکته توجه کنید. وقتی سینما رقیب ندارد هرچه بسازم، سینمادار مجبور به پخش آن است.
شایسته: با اکران فیلم خارجی حدود ۲۰ درصد موافقم.
صابری: الان یک صنعت را در کشور ما نام ببرید که رقیب نداشته باشد. تهیه کنندگان و کارگردانان ما بدون رقیب هستند و می دانند هر آشغالی بسازند، من باید نمایش دهم. اما اگر بداند که فیلمی به نام فیلم خارجی هست من هم با این فرمایش آقای شایسته موافقم. ما حامی تولیدات خودمان هستیم اما ما قشر عظیمی از مخاطب را از دست داده ایم و اینها را زیرزمینی کرده و در خانه هایشان نشانده ایم و به سالن سینما نمی آوریم. و مصداق عرایض بنده اکران سینما تک در پردیس کوروش است که ما هفته به هفته پیش فروش می کردیم. این باعث می شود و ما هم حاضریم کمیته ای تشکیل شودو بدون اینکه ضربه به فیلمها و تولیدات خودمان بزنیم از این ظرفیت خالی مان استفاده کنیم. ساعت ۱۲ تا ۴ بعدازظهر در پردیس کوروش فیلم می گذاشتم اما یک دانه صندلی خالی نبود. چرا این ظرفیت را از سینما گرفتید؟ دوستان چه احساس خطری می کنند؟ بگذارید این رقابت وجود داشته باشد تا زمانی که ما رقیب نداشته باشیم شرایطمان همین است. من خودم در کار تولید بوده ام، مشکلات تولید و سانسور را می دانم. بدون اینکه آسیبی به تولیدات خودمان بزنیم اجازه بدهیم مخاطب فیلم خارجی را در سینما ببیند و این باعث شود که رقابتی هم بین فیلمسازان ما بوجود بیاید.
جناب خوشخو! شما راهکارتان برای افزایش مخاطب چیست؟
خوشخو: برای من به عنوان تماشاگر نمایش فیلم خارجی خوب است. آقای شایسته به عنوان یک فیلمساز مخالفند و تنها به صورت محدود می پذیرد.
شایسته: این قضیه جو سنگینی ایجاد می کند و برای جلوگیری از این جو، همیشه گفته ام حدود ۱۵ درصد اما امروز به ۲۰ درصد رسیده ام چون که سالن هایمان زیاد شده است.
یعنی ناوگان نمایشی این قابلیت را دارد که بخش خالی خود را پر کند.
شایسته: الان اگر فیلم خارجی بیاید، می توان سینما میلاد را راه انداخت. سینمای حافظ را راه انداخت. سینمای آفریقا را می توان راه انداخت.
خوشخو: یک نکته هم وجود دارد و آن اینکه طی این ۳۵ سالی که سینمای ایران شکل گرفته، ما برعکس فرانسه و ایتالیا که آمریکا آنها را نابود می کند، حداقل در دو ژانر سینمای کمدی و ملودرام خوبمان حتی اگر فیلم آمریکایی هم بیاید، این فیلمها فروش خواهد کرد. من مطمئنم که خانواده ما فیلم کمدی نهنگ عنبر و ۵۰ کیلو آلبالو را خواهند دید و مخاطبان خودش را خواهد داشت. در مورد ملودرام خوب هم باید بگویم که اصلا ایرانی ها بهترین ملودرام های دنیا را می سازند. ملودرام آقای فرهادی، افخمی و مهرجویی واقعا در مقیاس ملودرام سازهای دنیا ما بهترینیم. ولی در سینمای حادثه ای و اکشن ممکن است که تا حدودی ضعف داشته باشیم.
شایسته: در سینمای کودک اصلا تعطیلیم و ژانر عظیمی از مخاطبمان را از دست داده ایم.
یک نکته کوچک راجع به بحث اکران فیلمهای خارجی بگویم بخشی از آن ممکن است بحث رقابتی کار باشد همانطور که آقای صابری اشاره کردند. ولی واقعیت قصه این است که اگر بدون کارشناسی و برنامه ریزی بیاید مثل سال ۵۰ تا ۵۷ سینمای ایران را نابود می کند. چون مثلا محمدعلی فردین یک فیلم را با ۵۰۰ هزار تومان می ساخت و طرف با ۲۰ هزار تومان یک فیلم اروتیک ایتالیایی را دوبله می کرد و فروشش از آن هم بالاتر بود. اوایل خیلی احساس نمی شد و تا سالهای ۵۳و ۵۴ همچنان این وزنه برای سینمای ایران وجود داشت ولی در سالهای ۵۶ و ۵۷ دیگر فرو ریخت. می خواهم بگویم اگر این کار کارشناسی انجام نشود یعنی آن محل هایی که می تواند انجام بگیرد، نگیرد، خوب نیست. مثلا سانس های خالی مثل هنر و تجربه نشود. اول گفتند که آنها که در صف اکران ایستاده اند و بعد از آن گفتند آنها که فیلم کوتاه دارند! درحالی که فیلم کوتاه نباید در سینما نمایش داده شود یا فیلم مستند نباید در سینما باشد. سینما تک داریم و می توانیم در هفته یکی، دو روز آن را به مستندها اختصاص دهیم ولی قرار نیست که از سانس سینمای نهنگ عنبر یا حتی «فروشنده» آقای فرهادی کم کنیم و به مستند آثار نخ زنی اصفهان بدهیم! این غلط است.
شایسته: این تنوع اگر در اکران باشد، مسلما در تولیدمان هم تنوع ایجاد خواهد شد. الان یکسری فیلم ایرانی تولید می کنیم و سالنهای سینما هم همه در انحصار ماست. بعد از مدتی منِ تهیه کننده می گویم که خطری وجود ندارد و من کاری نباید بکنم حالا یک فیلمی می سازم. این ما را به آن حالت رکود می کشاند. الان یک خطر بزرگی که ما را تهدید می کند و در صنفمان هم گفتم اینکه اصلا شاید دو، سه سال دیگر فیلمی برای اکران نداشته باشیم.
صابری: نکته ای که خیلی جالب است امسال در تدوین آیین نامه سال ۹۶ بندی داشتیم که هر گروه سینمایی می تواند در طول یک فصل یک فیلم خارجی را دو هفته نمایش دهد. این از اول که آئین نامه بوده با آن فضای سنگین در آئین نامه بوده. امسال دوستان این را هم حذف کردند! و به ما ایراد می گیرند که شما چه اصراری دارید این باشد؟! یعنی یک تفکر حاکم انحصارگرایی است. من با این فرمایش شما صد درصد موافقم. باید نظارت باشد که خدای ناکرده آسیبی به تولیدات ما نزند.
پخش کننده یا سینمادارها در دوره پهلوی یک ارتباط مستقیم با سازندگان داشتند. این به معنای این بود که مثلا فیلم را در مرحله راش می دید و مثلا می گفت که این فیلم را میخرم یا مال من باشد. مثل آقای گنجی زاده که معرف حضورتان هستند. حتی در حوزه تولید هم شنیده ام که کمک می کردند. نه به معنای اینکه سرمایه گذاری کنند ولی اگر طرف پول می خواست می توانست از او بگیرد. الان این ارتباط بین سینمادار به عنوان کسی که بیشترین سرمایه گذاری را در سینما کرده و تولیدکننده تقریبا وجود ندارد. این به دلیل انحصارگرایی است که توسط شورای صنفی نمایش به مثابه ظلمی است که در حق سینمادارها می شود. به این معنا که می گوید شما موظف هستید این را پخش کنید. شما کدام رستوران را سراغ دارید که بگویید فقط می توانی ماست کاله را سرو کنی؟! این غلط است. این ارتباط را براساس یک نظام صحیح چطور می توان برقرار کرد؟
شایسته: این ارتباط را می توان با داشتن فیلمهای متنوع برقرار کرد. یعنی مثلا هدایت فیلم ۳ تا فیلم خارجی و ۱۰ تا فیلم ایرانی داشته باشم. آنوقت است که آقای صابری می گوید فیلمهای شایسته خیلی بهتر از فیلمهای x و y است. به هر حال یک حمایتی می کند. اما این به صورت سیستماتیک نیست. چون که پخش ما دیگر حرفه ای نیست. متاسفانه سینمادار و تهیه کننده ما دیگر حرفه ای نیست. درحالی که اینها باید همه حرفه ای شوند. اگر حرفه ای شدند، من باید فیلمی بسازم که هم در ایران، اروپا و هم در آمریکا اکران شود.
این به برگشتن به آن نظام استودیویی است. یعنی یک نظام استودیویی مثلا در فلان کشور خارجی وقتی قرار است یک فیلم ساخته شود، می داند که چه کسانی قرار است در آن فیلم بازی کنند و چه کسانی کارگردانی، تهیه کنندگی و پخش آن را برعهده دارند و چه زمانی و در کدام سینماست. حتی شاهد بودم که مثلا کمپانی پاراموند فیلم هری پاتر را دارد و کمپانی کلمبیا، کینگ کونگ را دارد. اما می دانند که اگر با هم پخش کنند، به هم می خورد لذا در پخش با هم کنار می آیند.
صابری: خوشبختانه الان ما داریم به این سمت و سو می رویم. البته من اینجا می گویم خوشبختانه ولی متاسفانه چند روز پیش از زبان یکی از مسئولین ارشد وزارت ارشاد چیزی شنیدم که واقعا احساس خطر کردم. ببینید! من زمانی شرایط تولید و سختی کار تولید را لمس کردم که خودم وارد این کار شدم. کار حرفه ای در صنعت هالیوود این است که آقای شایسته تهیه کننده، پخش کننده و سینمادار هم هست. الان در ایران به این سمت می رویم. چرا آقای شایسته انقدر در اوج است؟ چون هم خودش سینما دارد و هم تولید می کند هم پخش می کند و هم سینما دارد. علی سرتیپی چرا در اوج است؟ به دلیل اینکه هم تولید دارد، هم پخش دارد و هم یکی از بزرگترین سینمادارهای کشور است. ما باید به این سمت و سو برویم.
اما یکسری از دوستان این را نمی پسندند. یعنی من زمانی می توانم در این عرصه رقابت کنم که این سه تا را داشته باشم. حالا آقای شایسته که الان آمده و ورود کرده را می زنم! در دیدار با یکی از مسئولین ارشاد متاسفانه گفته شد که ما باید به سمتی برویم که مافیا نشود! مافیا چی هست؟ کار آقای شایسته همین است که این روال را از ابتدا تا انتها داشته باشد. این می شود مافیا؟! اتفاقا کار حرفهای می گوید که باید شرایط را برای آقای شایسته و امثال شایسته فراهم کنید. من هم با انحصار مخالفم. هر کاری که در‌آن انحصار باشد، فساد هم هست. اما در کار حرفه ای آقای شایسته و امثال ایشان که در این کار هستند باید با ارائه تسهیلات ما به سمت حرفه ای بودن بروند. بگوییم که شما تولید، پخش و سینما دارید. آنوقت آن فرمایش حضرتعالی مصداق پیدا می کند که ایشان در تولید می رود وبا کارگردان و تولیدات دیگری که مال خودش نیست، کمک می کند چون سینما دارد و شرایط تولید را می داند. من وقتی در پخش و تولید آمدم تازه با مشکلات دوستان آشنا شدم. خیال می کردم تا آنجا فقط ظلم به منِ سینمادار می شود. ولی آمدم و دیدم که مشکلاتشان به مراتب اگر بیشتر از ما نباشد، کمتر هم نیست.
نکته ای که وجود دارد اینکه تقریبا این بخش همزمانی تولید و پخش در کشورهای پیشرفته ازجمله هالیوود از ۱۰ سال پیش از هم منفک شد. به دلیل احتمال وجود انحصار و رانت. این به این معنا بود که مثلا کمپانی سونی پیکچرز می گفت که ۱۰ هزار تا سالن دارد و خودش می داند و با یک ترتیبی می آید. و فلان آقا می گفت که مثلا فیلم آقای شایسته در کمپانی فلان، الان بهتر است اکران شود تا فیلم آقای صابری. مثلا نمی گفت که شایسته رقیب ماست و او را بزنیم تا صابری را بالا بیاوریم. این احتمالات در حوزه شما باید مدیریت شود. یکی از مشکلاتی هم که هست اینکه شما می دانید هرچیز که بحث انحصار در‌آن بوجود می‌آید غیر از‌آن که فساد می‌آورد بعد از یک مدت باعث فرو ریختن آن تشکیلات و سیستم می شود. همانطور که آقای شایسته به خوبی اشاره کرد که اگر بدانم این و آن را دارم بعد دیگر در یک خط موازی حرکت می کنم. شکل رشدگونه ندارم و اصلا نمی توانم به سمت بالا بروم. بحثم این است که سینمادار به عنوان کسی که به هر شکل سرمایه ساکن خیلی زیادی دارد، ‌با بخش تولید یک تعاملی داشته باشد. اما نه به معنای اینکه من ۱۰۰ تومان کم دارم و تو ۱۰۰ تومان به من بده. بلکه به معنای اینکه آقای صابری سینمادار بگوید که آقای شایسته الان مردم غمگین هستند و فیلم کمدی نمی گیرد یا اینکه الان این ظرفیت وجود دارد و فیلم جنگی بساز.
شایسته: حرف شما کاملا درست است. قضیه این است که بنده به عنوان پخش کننده و تهیه کننده، ‌سینمادار را به حساب بیاورم. و اگر نیاورم عاقبتم این می شود که الان شده ایم. ما الان باید ۲۰ تا فیلم مثل نهنگ عنبر و گشت ۲ با محتواهای مختلف داشته باشیم. اما آخر سر امسال بررسی می کنیم که ۴، ۵ تا بیشتر نیستند. علتش این است که منِ پخش کننده سینمادار را به حساب نمی آورم و در تصمیم گیری ها هم نیستم. اشکالی که به سینمادارها هم وارد است اینکه آنها مسائلشان را نمی گویند درحالی که باید بین تهیه کنندگان جلسه باشد. بین سینماگران، بحث محتوایی مطرح شود.
یعنی یک شورای راهبردی و سیاستگذاری. الان می گوییم که یک شورای پروانه ساخت داریم، یک شورای پروانه نمایش داریم. یک شورای عالی تهیه کنندگان داریم و ۶ تا تشکل تهیه کنندگی داریم. هر کدام اینها یک ساز می زنند. شورای پروانه ساخت، پروانه می دهد ولی شورای پروانه نمایش، مجوز نمی دهد! و می گوید من از خود ارشاد گرفتم. یعنی اینها در کنار هم در دو اتاق با هم تضاد دارند. این منافع اقتصادی را دچار مخاطره می کند. اگر آقای شایسته تا دیروز می توانست ۲۰ تا سرمایه گذار را جذب کند که سرمایه گذاری کنند الان نمی تواند.
صابری: و یکی از آسیب های دیگر که ما را دچار این شرایط بحرانی کرد اینکه ارشاد اجازه می دهد منِ تولیدکننده بتوانم خودم فیلمم را پخش کنم. مثل اینکه من سرمایه گذار یک مالی را ساختم و حالا تصورم این است که خودم هم می توانم مدیرتش کنم. همین اشکالی که آقای شایسته گرفت. سالن داری یک حرفه است کمااینکه با جابجایی یک سانس اتفاقات عجیبی از لحاظ اقتصادی در سینما می افتد.
شایسته:گاهی مدیر سینما جابه جا می شود، یکباره فروش پایین می آید.
صابری: واقعا اینطور هست.
چطور این اتفاق می افتد؟!
صابری: چون می داند که چطور سانس بگذارد.
شایسته: الان اگر در روزنامه شما مدیرمسئول و سردبیر عوض شوند، مگر امکان ندارد که یکباره فروش پایین بیاید؟ ملت می بینند که دیگر آن روزنامه قبل دیگر نیست یا اینکه اِ چقدر روزنامه خوب شده!‌ و فروش بالا می رود. این تاثیر در سینما هم هست.
صابری: خدا ان شاءالله آقای بیضایی را هرجا که هست حفظ کند. فیلم «سگ کشی» را گفت که می خواهد خودش پخش کند. گفتم اجازه بده اهل فن انجام دهد. تو فیلمت را کارگردانی کرده ای دیگر این را به اهل فن بسپار. تایم اکران این را پخش کننده و سینمادار می داند. می خواهم بگویم هر کسی باید در حوزه کاری خودش باشد تا شاهد این اتفاقات نباشیم. یعنی اگر برای مدیر سینما و کاری که می کند،‌ارزش قائل شویم نتیجه می گیریم.
شایسته: من نتیجه ای که از این بحث شما می گیرم اینکه سینمادار ما باید حرفه ای عمل کند. پخش کننده ما باید حرفه ای باشد و تهیه کنندگان ما هم باید حرفه ای باشند. لذا تهیه کننده حرفه ای ۱۰ تا شغل ندارد و می آید و می گوید که من تهیه کننده ام اما چلوکبابی هم دارد، وکیل و مهندس و آقازاده هم هست! والله تهیه کنندگی انقدر وقت می گیرد که عجیب و غریب است و نمی توانم کار دیگری قبول کنم. آقای صابری! شما الان در کار تهیه کنندگی و پخش و سینما هستید. آیا می توانید شغل دیگری هم قبول کنید؟ اگر قبول کنید یعنی باید نیم ساعت برایآن وقت بگذارید که نمی شود.
کمی بیشتر در بحث اکران فیلمهای خارجی صحبت کنید، چون به نظرم می رسد که حلقه مفقوده اقتصادی سینمای ایران همین جاست. من یادم است که یکبار سال ۸۳ خدمت شما در اتحادیه تهیه کنندگان رسیدیم وبحثمان در آن هیات مدیره همین بود و تقریبا از بین ۱۸ نفر ۱۵ نفر مخالفت کردند  منجمله آقای غلامرضا موسوی.
صابری: الان هم همان نگاه است.
شایسته: کسانی که با اکران فیلم خارجی مخالفند،‌ اما خودشان هر شب فیلم خارجی می بینند.یعنی سینما نباید از این پول ببرد و این ایراد است. من بحثی که دارم این است که ما برای تنوع تولید، پخش، سینما، ایجاد رقابت، ارتقای تولید سینمای ملی باید درها را باز بگذاریم. با ممیزی وزارت ارشاد باز بگذاریم.
صابری: الان اکثر فیلمها قابل نمایش است و ما داریم فیلمها را می بینیم. واقعا با یک مقدار سانسور که هیچ ضربه ای هم به محتوای فیلم نزند، می توایند اکثر فیلمهای مطرح را اکران کنید.
…به اضافه اینکه به هرشکل در سینمای جهان هم نشینی و تماشای آنها هست که شما را رشد می دهد.
شایسته: مورد دیگری که در مورد سینمای ایران مطرح است اینکه باید بپذیریم و این یک واقعیت تلخی است که هر فیلمی که تولید می شود، قابلیت نمایش عمومی ندارد.
یا حداقل در سینماها به لحاظ کیفی نیست. گفتن این آسان است اما چه کسی این فیلمسازان را راضی کند؟ هرکس فیلم ساخته بعد می خواهد مصاحبه اش را بکند و تحت فشار بگذارد.
صابری: ما عادت کرده ایم دیگر…
شایسته: من الان دارم عنوان می کنم چون می بینم اگر فیلمی که قابلیت ندارد با خواهش و تمنا به آقای صابری و دوستان دیگر اکران کنیم پس فردا می گویند که این فیلمِ هیچی نفروخت. سانسهای بسیار زیادی خالی بود! این را باید در نظر گرفت. و در مورد سالن سینما هم باید سالن های سینمای ما تکی نباشد چون دیگر کارساز نیست.
شایسته: الان سینمای پارامونت و رادیوسیتی را داریم که خالی افتاده. سینمای آفریقا، صحرا، آسیا، جمهوری،‌شهر قشنگ و اکثر تک سالنها افتاده و بسته اند و سالن سینمایی عین کوروش واقعا یک الگو برای سینمای کشور است.از این ۱۵ هزار نفری که به سینما کوروش می روند ۲ هزار نفر هم به خرید بروند، کافی است.
صابری: یعنی ارزش افزوده ای که الان فضای سینما برای آن امکانات بوجود آورده، ‌فوق العاده است. جایی که مغازه اش قبل از راه اندازی متری ۱۵ میلیون تومان بوده الان متری ۱۰۰ میلیون تومان شده. این ارزش افزوده را از سینما آورده. و این بخش خصوصی ما را وادار کرده که الان تجاری پول بدهد و تغییر کاربری دهد و آن را به سینما تبدیل کند. یعنی این همان انگیزه است.
البته تجارت مکان های فرهنگی دیگر کم کم خودش را نشان می دهد به این معنا که طرف می بیند وقتی با سالن سینما می تواند n درصد آدم جذب کند، چراباید یک هایپر استار بزنم که فلان و بهمان شود.
صابری: هایپرها دیگر دارند خارج می شوند.
شایسته: هایپر در کوروش کار می کند. کوروش پارکینگ دارد، سینما هم دارد. یعنی پایین و بالا می تواند قشنگ جمعیت را جذب کند.
آخر کسی که به خاطر هایپرمارکت به مجتمع می آید به سینما نمی رود.
صابری: ولی اگر به خاطر سینما بیاید، هایپر می رود.
شایسته: یک نکته بسیار مهم هم در مورد جغرافیای سینماهاست. مثلا سینما کوروش در کجای شهر قرار گرفته؟ الان دیگر مراکز شهر به آن صورت جوابگو نیست. دسترسی های محلی خیلی مهم است.
من فکر می کنم در بحث فیلمهای خارجی غیر از اینکه آقای صابری اشاره کردند که با یک ممیزی خوش بینانه می توان آن را نمایش داد یکی از نکات دیگری که وجود دارد ایجاد بازار فیلمی است از طریق همین می تواند برای سینمای ایران هم بوجود بیاید. ما بازار فیلممان به تعداد سالن های سینمای خودمان منحصر شده. شما خودتان در کانادا فیلم اکران کرده اید. در دوبی با آقای گلچین فیلم اکران کرده اید و در جاهای دیگر. بعضی فروشهای آنجا اصلا قابل مقایسه با اینجا نیست! چرا از این ظرفیت غفلت می کنیم.
صابری: فیلم پیامبر(ص) در بغداد در یک سالن الوطنی تا الان ۸۰۰ هزار دلار فروش داشته است.
شایسته: ماشاءالله عالی است!
صابری: الان سه هفته است فیلم را در قزاقستان شروع کرده ایم و در ۴۱ پردیس سینمایی که ۱۴۶ سالن می شود که مثل کوروش ۷ تا ۸ تا سالن داشته طی این دو هفته در آخرین آمار تقریبا ۲۶۰ هزار دلار فروش داشته است.
شما این فیلم را به آنها واگذار کرده اید؟
صابری: نخیر. برای اولین بار است که در صنعت ما حتی ک دی ام را هیچ امتیازی به آنها واگذار نکردیم. کی دی ام از دفتر خود ما باز می شود که بتوانیم آمار را کنترل کنیم و تعداد مخاطب را داشته باشیم لذا از خودِ اینجا تعریف می شود. واقعا خیلی از فیلمهای ما این شرایط را دارد اما فرمایش شما که این فضا بوجود بیاید که ما تولیدات آنها را بیاوریم و بتوانیم در اینجا نمایش دهیم و آثار خودمان را بتوانیم آن طرف ببریم مهم است. کشورهای آذربایجان، افغانستان، پاکستان و عراق به ما نزدیک هستند.
یکی از وجوه برتری سینمای هالیوود استفاده از این ظرفیتهای مرده در کشورهایی است که اصلا فکرش را نمی کنید. مثل بنگلادش.
شایسته:بالیوود در دنیا چکار کرده است؟ همین بالیوود که گاهی به عنوان فیلم هندی تمسخر می کنیم به لحاظ تکنولوژی با هالیوود برابری می کنند./ص

بانی‌فیلم

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين