امروز : سه شنبه, ۱۹ فروردین , ۱۳۹۹
تاریخ : ۱۳۹۶/۰۴/۱۳ - ۱۸:۲۲ ذخیره فایل ارسال به دوستان

نگاه امام موسی صدر به «گفت‌وگو» به مثابه فرهنگی برخاسته از دین

نصری با تأکید بر این‌که «گفت‌وگو» برای امام موسی صدر یک فرهنگ بود و نه یک روش، به ذکر برخی ضرورت‌های گفت‌وگو پرداخت.

به گزارش بابل نوین، نشست «منطق گفت‌وگو در اندیشه امام موسی صدر» عصر روز دوشنبه ۱۲ خردادماه ۹۶ با سخنرانی عبدالله نصری در موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر برگزار شد. نصری در ابتدا به طرح سوالات اساسی پیرامون موضوع گفت‌وگو پرداخت و عنوان کرد: وقتی ما موضوعی مثل گفت‌وگو را مطرح می‌کنیم باید ببینیم چه پرسش‌هایی می‌توان در خصوص آن ایجاد کرد. اولین پرسش، این است که چرا گفت‌وگو می‌کنیم و چرا باید گفت‌وگو بکنیم؟ این سوال ناظر به ضرورت گفت‌وگوست.

وی در ادامه افزود: دومین پرسش این است که چگونه گفت‌وگو کنیم؟ یعنی روش گفت‌وگو. سومین پرسش این که با چه کسانی باید گفت‌وگو کنیم. آیا برای گفت‌وگو کردن حد و مرزی قائل هستیم یا خیر؟ آیا این مسئله که با چه کسانی گفت‌وگو بکنیم و با چه کسانی گفت‌وگو نکنیم را شرایط و اقتضائات اجتماعی مشخص می‌کند یا این که به طور مطلق در این مسئله می‌توانیم عمل کنیم. چهارمین پرسش این است که تا کجا باید گفت‌وگو کنیم یعنی آیا گفت‌وگو حد و مرز دارد یا خیر؟

وی اضافه کرد: این که در باب چه موضوعاتی باید گفت‌وگو کرد، پنجمین پرسش ما را تشکیل می‌دهد. ششمین پرسش در خصوص عوامل تحقق منطق گفت‌وگو است. چرا برخی اهل گفت‌وگو هستند اما برخی تمایلی به گفت‌وگو ندارند. هفتمین و آخرین پرسش هم این است که موانع مطلق گفت‌وگو چیست؟ ما می‌توانیم درباره این سوالات به طور مفصل بحث کنیم. اما پرسش اول که درباره ضرورت گفت‌وگو است اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

وی در خصوص ضرورت گفت‌وگو به طرح چند نکته پرداخت و اظهار کرد: نکته اول این که ما با گفت‌وگو عقاید خود را به دیگری ارائه می‌دهیم و متقابلا از همین طریق با عقاید دیگری آشنا می‌شویم. دومین نکته این که ما از طریق گفت‌وگو به وجوه مشترک و اختلافات مواضع و دیدگاه‌ها دست پیدا می‌کنیم. سوم این که از راه گفت‌وگو با نقاط ضعف و قوت دیدگاه‌های خود و دیگری آشنا می‌شویم. چهارم، یکی از فواید گفت‌وگو این است که از طریق آن ارتباط عاطفی تحقق پیدا می‌کند و این باعث می‌شود که جلوی سوء تفاهم‌ها گرفته شود.

وی با تأکید بر اهمیت نکته چهارم ابراز کرد: نباید این موضوع را دست کم بگیریم. اگرچه در گفت‌وگو دنبال اندیشه‌ایم اما ما آدمیان همواره با تمام شخصیت و وجودمان ظاهر می‌شویم. چنین نیست که هنگام تفکر کردن، عواطف را کنار بگذاریم. هیچ فیلسوفی نبوده است که بتوان ادعا کرد عقل محض بوده باشد و با اندیشه محض جلو آمده باشد. گرچه ما همواره بر عقل تأکید می‌کنیم اما در مقام عمل، چنین چیزی امکان پذیر نیست. در بحث فهم طرف مقابل، این روابط عاطفی نقش اساسی دارد.

وی در ادامه عنوان کرد: ما عموما گفت‌وگو را به عنوان روش در نظر می‌گیریم. بنده با تأمل در آثار امام موسی صدر دریافته‌ام که گفت‌وگو برای او روش نیست، بلکه یک فرهنگ است. فرق است بین این که گفت‌وگو را روش بدانی یا فرهنگ. اگر گفت‌وگو را به عنوان روش در نظر بگیری، هروقت لازم داشته باشی از گفت‌وگو استفاده می‌کنی و هروقت نیاز نداشته باشی، آن را کنار می‌گذاری. حتی امکان دارد تغییر روش بدهی.

وی افزود: اگر گفت‌وگو را به عنوان یک فرهنگ در نظر آوریم، گفت‌وگو در وجود شما نهادینه می‌شود و تمام ساحات وجود شما را در بر می‌گیرد. در این صورت، دیگر چنین نیست که شخص، گاهی اهل گفت‌وگو باشد و گاهی اهل گفت‌وگو نباشد و مخاطب در مقام عمل از رفتار او تعجب کند. ما وقتی شخصیت امام موسی صدر را تحلیل می‌کنیم متوجه می‌شویم که گفت‌وگو برای او یک فرهنگ است. فرهنگی که در وجود او نهادینه شده است.

نصری اضافه کرد: من در آثار ایشان با یک نکته‌ای برخورد کردم که حائز توجه است. یکبار از ایشان سوال می‌شود که صلح و گفت‌وگو چه جایگاهی در اسلام دارد. ایشان در جواب می‌گوید ما دو آیه بسیار مهم در قرآن داریم. «یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ» (آیه ۱۵ و ۱۶ مائده). این آیه درباره صلح است. این آیه تأکید می‌کند که همه ادیان دو هدف مهم داشتند: یکی برقراری صلح و دیگری خارج کردن مردم از سوی تاریکی به سمت نور. امام موسی صدر اشاره می‌کند که تاریکی در این آیه یک معنای اعمّی دارد و شامل هرنوع بیماری، تنگدستی، نادانی و عقب ماندگی می‌شود.

وی در ادامه بیان کرد: خوانش امام موسی صدر از آیات قرآن خیلی مهم است. در همین آیه، ایشان برای  نور و ظلمت مصادیقی ذکر می‌کند. یعنی اشاره می‌کند که این دو مفهوم، معنای بسیار وسیع و گسترده‌ای دارند. آیه دوم: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَهٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آیه۶۴ آل عمران). به دنبال این آیه امام موسی صدر دو جمله دارد. می‌گوید گفت‌وگو به منظور رسیدن به راه حلی برای مشکلات است. گفت‌وگو در اسلام برای برقراری صلح است نه چیز دیگر. ایشان در این عبارت هدف گفت‌وگو را مشخص می‌کند و تأکید می‌کند که گفت‌وگو برای حل مشکلات است و ضرورت گفت‌وگو تا چه اندازه است.

وی در ادامه گفت: منطق گفت‌وگو وقتی به صورت فرهنگ در می‌آید یک مبانی و ریشه‌هایی دارد. امام موسی صدر می‌گوید شعار من: «ادْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَالْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (سوره نحل آیه ۱۲۵) است. اساسا مبنای من این آیه قرآنی است. اگر شما بخواهید منطقتان منطق گفت‌وگو باشد و مردم را به راه الهی دعوت کنید، این کار روش دارد و روش آن را خود قرآن بیان می‌کند. شیوه‌اش حکمت و موعظه حسنه است. اگر می‌گوییم مبنای فکری امام موسی صدر بر اساس گفت‌وگو است، ریشه آن در تفکر دینی اوست که برخاسته از خوانش آیات قرآن کریم است. /ص

ایکنا

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين