امروز : جمعه, ۱ آذر , ۱۳۹۸
تاریخ : ۱۳۹۶/۰۶/۰۳ - ۱۱:۲۴ ذخیره فایل ارسال به دوستان

«عبد رحمان»؛ روایت فرزندی از هُرستان

کتاب «عبد رحمان» شامل زندگی‌نامه و خاطراتی از سردار شهید عبدالرحمن کرمی را انتشارات «ستارگان درخشان» منتشر کرده است.

به گزارش بابل نوین، کتاب «عبد رحمان(زندگی‌نامه و خاطراتی از سردار شهید عبدالرحمن کرمی)» نوشته مهدی آقابابایی از سوی نشر «ستارگان درخشان» منتشر شده است.

در زندگی‌نامه این شهید می‌خوانیم: «عبدالرحمن کرمی، نخستین فرزند رمضانعلی کرمی هُرستانی بود که در تاریخ ۷ آذرماه سال ۱۳۳۸ شمسی در خانواده‌ای مذهبی در روستای هُرستان از توابع خمینی‌شهر (سده/ همایون‌شهر) چشم به جهان گشود و لبخند را بر لبان پدر و مادر خویش نشاند. مادرش به خوبی یاد دارد که او در شب عاشورای آن سال متولد شد؛ زمانی که هوا به شدت سرد بود و مردم محل در تب و تاب عزاداری سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) سیاهپوش و سوگوار بودند و صدای نوحه و عزا از هر کوی و برز به گوش می‌رسید.»

در ادامه این زندگی‌نامه می‌خوانیم: «پیکر مطهرش تا سال  ۱۳۷۰ در منطقه باقی ماند و سرانجام توسط گرو‌ه‌های تفحص شهدا شناسایی و در تاریخ ۲۳ مرداد‌ ۱۳۷۰ به آغوش خانواده بازگشت و بر روی دستان مردم قدرشناس تشیع و در گلزار شهدای محله هرستان به خاک سپرده شد.» در ادامه بُرش‌هایی از زندگی‌نامه شهید عبدالرحمن کرمی را می‌خوانیم.

تعزیه امام حسین(ع)
«عبدالرحمان از دوره نوجوانی کار تعزیه‌خوانی را شروع کرد. در ابتدا در نقش حضرت رقیه و بعدها به دلیل صورت زیبا و اندام مناسبی که داشت در تعزیه روز عاشورا در نقش حضرت علی‌اکبر ظاهر می‌شد و به‌خوبی از عهده این نقش برمی‌آمد.»

زندگی عاشقانه
«زندگی ما خیلی ساده بود. از بس به هم علاقه و وابستگی شدیدی داشتیم، حتی کسی ما را برای خرید عقد نبُرد! و هیچ موقع هم حس نکردم که چون آیینه ندارم، پس خوشبخت نیستم؛ به خاطر اینکه وضعیت مالی برای ما در زندگی مهم نبود. خوشبختی که فقط به این چیزها نیست. من و عبدالرحمان همدیگر را داشتیم. به نظرمان همین برای خوشبختی ما کافی بود.

به دخترم همیشه می‌گویم: اگر دوست داشتن باشد هیچ چیزی در زندگی مهم نیست؛ یعنی آدم پیش دوستش خجالت نمی‌کشد. یک اتاق داشته باشد یا یک طرف خانه‌اش را ساخته باشد. مسافرت نرود. همین که با شوهرش بنشیند گپ بزند و خوش باشد، از هر مسافرتی بهتر است. عشق که باشد همه جا زیبا و همه چیز خوب است، حالا که پدرت نیست جاده چالوس و شمال و مسافرت دیگر عشق و کیفی ندارد. در کنار پدرت همه چیز زیبا بود. اگر عشق باشد همه چیز هست.»

پشت جلد کتاب فرازی از وصیت‌نامه سردار شهید عبدالرحمان کرمی آمده است: «یقین داشته باشید که ما کربلا و قدس را حتما آزاد خواهیم کرد و یاران حقیقی حضرت مهدی علیه‌السلام خواهیم شد و بدانید که این را شهدا و راه رزمندگان حق است؛ ادامه دهید؛ عملاً ادامه دهید و ایمان داشته باشید که خدای تبارک و تعالی نوید پیروزی داده…»

کتاب «عبد رحمان(زندگی‌نامه و خاطراتی از سردار شهید عبدالرحمن کرمی)» با شمارگان یک‌هزار نسخه در ۱۵۶ صفحه، به بهای ۷ هزار تومان از سوی نشر «ستارگان درخشان» منتشر شده است. /ص

ایبنا

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين