امروز : سه شنبه, ۷ بهمن , ۱۳۹۹
تاریخ : 2015/05/31 - 15:52 ذخیره فایل ارسال به دوستان

معرفی کتاب؛ مجموعه داستان «مِستر جیکاک» نوشته احمد حسن زاده

قهرمان‌های مجموعه داستان «مستر جیکاک» بسیار عملگرا هستند و از تلاش برای رسیدن به مقاصد خود کوتاه نمی‌آیند. «آقا بابا» داستان «طلوع» با وجود پشت کردن مردم و از هم پاشیدن گروه و مسلکی که به پا کرده بود، همچنان امید به بازگشت و رسیدن به دوران اوج و شکوهش دارد.

فرهنگ و هنر بابل نومه | میجر جیکاک مشهور به مِستر جیکاک یا سید جیکاک یکی از ماموران سازمان اطلاعاتی برون‌مرزی بریتانیا (MI6) در ایران بوده است که از پیش از جنگ جهانی دوم تا به ثمر نشستن نهضت ملی شدن صنعت نفت در میان ایل بختیاری و منطقه بویراحمد ایران فعالیت داشته است.جیکاک در آغاز به عنوان شبانی کر و لال به مدت هفت سال در ایل بختیاری به آموختن فرهنگ و زبان بختیاری می‌پردازد و پس از فراگیری آن، به عنوان یک بختیاری در منطقه نفت‌خیز مسجدسلیمان سکنی می‌گزیند. در طول حضور خود در آن منطقه با فنون شعبده‌بازی و حربه‌های دیگر، توجه مردم محلی را به خود معطوف می‌دارد و خود را به عنوان یک روحانی شیعه، جا می‌زند.

در طول حضور خود در میان ایل بختیاری، با بهره‌گیری از خرافه‌گرایی و جهل مردم، به انجام اعمالی می‌پردازد که از وی به عنوان یکی از صاحبان کرامات و معجزات یاد می‌شده است. از آن جمله، با استفاده از دو مگنت و یک عصا که خاصیت آهنربایی داشته‌اند، کفش‌های خود را جفت می‌کرده است. در موردی دیگری، مدعی می‌گردد که علی را در خواب دیده است که مردم را به فاصله گرفتن از نفت توصیه کرده و آن را نجس خوانده است. وی کاغذی را به شکل دست انسان بریده، روی شانه خود چسبانده و در معرض آفتاب قرار گرفته است تا تفاوت فام میان جای انگشتان دست و رنگ طبیعی پوست ایجاد شود و آن را دست علی خوانده، که بر شانهٔ او کشیده شده است. همچنین، در منظره‌ای با یک آخوند شیعه، مدعی آتش گرفتن ریش دروغگو می‌شود و با استفاده از ریش نسوز، حقانیت خود را ثابت می‌کند.

جیکاک در اواخر دهه ۱۳۲۰ خورشیدی، فرقه‌ای را در منطقهٔ بختیاری، بویراحمد و خوزستان ایجاد می‌کند که طلوعیان یا سروشیان نامیده می‌شده‌اند و به توقیت قریب‌الوقوع ظهور مهدی معتقد بوده‌اند.

****

این نقد توسط میلاد ظریف؛ داستان نویس نوشته شده است:

«مستر جیکاک» نخستین مجموعه داستان احمد حسن‌زاده، آگاهانه ما را با متنی سرتاسر رئالیستی درگیر می‌کند که در بطن خود از واقعیت تلخی در دوره‌ای تاریخی پرده برمی‌دارد؛ متنی ۵fa21cd9e0d2531a2f1dfdffbab46f70_XLرئالیستی که از رهگذر اشخاص و موقعیت‌های «نوعی» واقعیت را بازتاب می‌دهد. در داستان «مستر جیکاک» نویسنده به یک دوره خاص در تاریخ یک منطقه نقبی زده است. داستان در دوره پیش از جنگ جهانی دوم و در ایل بختیاری منطقه بویراحمد می‌گذرد. نظام سرمایه‌داری و خان‌وخان‌زادگی و ارباب‌ورعیتی در سرتاسر داستان، عاملی می‌شود که متن به سمت یک داستان رئالیسم انتقادی پیش برود و به نوعی شروعی است برای بازگوکردن و دیدن زوایای مختلف یک بحث ریشه‌دار و عمیق. بحثی که همیشه ادبیات اینچنینی با آن درگیر بوده است؛ جمعیت روستایی در برابر نظام فئودالی و نظام سرمایه‌داری. تراژدی اقتصادی و (سیاسی) خرده مالکی در تمام شش داستان کتاب حضور دارد. از این رهگذر است که داستان‌هایی زاده موقعیت‌های اجتماعی و تاریخی خاص شکل می‌گیرد. گوته اعتقاد داشت که در آفرینش اثر هنری حماسه ذهنی رخ می‌دهد که در آن نویسنده خواستار ترسیم جهان به شیوه خاص خود است و در جست‌وجوی معنای حماسی از دست رفته است. بنابراین رمان و داستان در جست‌وجوی معناست. قهرمان رمان باید آن را کشف کند یا بیافریند و این قهرمان، فردی مساله‌دار و حاشیه‌دار است که با واقعیت اجتماعی فاقد معنا رویارویی می‌کند. از این رو ما به‌عنوان مثال در داستان اول؛ یعنی «مستر جیکاک» سه اردوگاه اجتماعی را شاهد هستیم: روستاییان، اتباع خارجی (متجاوزگران) و مالکان‌وخان‌ها. این سه اردوگاه در بقیه داستان‌ها هم حضوری پررنگ دارند. حسن‌زاده به خوبی توانسته است از فحوای عشقی که راوی در داستان اول به معشوقه خود «ماه گل» دارد، واقعیت اجتماعی و ذات آن را روشن کند. در این راه می‌توان مساله عشق راوی به «ماه گل» را صرفا خصوصی ندید، چراکه بعد اجتماعی به خود می‌گیرد، به گونه‌ای که در زندگی عاطفی قهرمان یا بهتر است بگوییم قهرمان‌های داستان‌های حسن‌زاده، ستیزهای اجتماعی زمانه نمودار می‌شود. خواه می‌خواهد تضاد عاشقانه داستان راوی و ماه گل باشد با نهاد فئودالی و خانزاده‌ای ازدواج در روستاها (در داستان «مستر جیکاک»)، یا می‌تواند تضاد عقیدتی برخاسته از یک نظام نسبتا روشنگرانه معلم روستا با جهل و خرافه و عقب‌ماندگی فکری (در داستان قلعه). همچنین در بقیه داستان‌ها به نوعی شکوفایی شخصیت انسان (در سطح خود) در برابر جامعه مردسالار و فئودالی قابل مشاهده است.
حسن‌زاده با استفاده از غنای زبانی و اقلیمی راه را برای برقراری و تلفیق یک عرصه عمومی و عرصه خصوصی و امر اجتماعی و امر فردی هموار می‌کند و در مجموع کلیتی منسجم و ساختارمند می‌سازد که ما در هر یک از داستان‌ها قهرمان‌هایی را می‌بینیم که نسبت به وضع پیرامون خود چنان آگاهی‌ای دارند که نمی‌توانند با آداب و قراردادها و محدودیت‌ها همسو شوند و ارزش‌های فردی و زیباشناسانه خود را در برابر واقعیات اجتماعی تباه‌شده یابند.
قهرمان‌های مجموعه داستان «مستر جیکاک» بسیار عملگرا هستند و از تلاش برای رسیدن به مقاصد خود کوتاه نمی‌آیند. «آقا بابا» داستان «طلوع» با وجود پشت کردن مردم و از هم پاشیدن گروه و مسلکی که به پا کرده بود، همچنان امید به بازگشت و رسیدن به دوران اوج و شکوهش دارد یا گل افروز داستان منتظران بعد از آن همه رویاسازی و تصویرسازی‌های عاشقانه با شیرخانش و آن نقشه‌هایی که در بازگشت مردش آنها را عملی‌شده می‌دانست، با دیدن آن دختر همراه شیرخان در یک آن چگونه انتقام خود و بچه‌ها و دیگر هوویش را از زن سوم می‌گیرد. حتی این عملگرایی تاریخی و فردی قهرمان‌های داستان‌های حسن زاده همچنان بعد از مرگ در اندیشه و دنیای درون خود در جست‌وجوی آرمان‌های خود هستند. داستان «مستر جیکاک» بعد از کشته شدن قهرمان داستان به طرز شگفت‌انگیزی ادامه پیدا می‌کند و به قول راوی لحظه‌ای انگار همه‌چیز جان گرفت. توصیفی را که راوی از بعد از مرگ خود می‌‌کند می‌توان حالتی در نظر گرفت که ساختار مجموعه «مستر جیکاک» را شکل می‌دهد؛ توصیف سرانجام به هدف بدل و از روایت مستقل می‌شود. همچون گل سرخی که از زمین برمی‌کشد. همچون نجوای بی‌بی جان:«سرکشید گل سرخ، بلبل زَه و خُندَن/ حیفمَو فصل بهار، افسوس و مُردَن».
حسن‌زاده توانسته است در نخستین اثر روایی خود یک جهان‌نگری را بیان کند و به تعبیری دیگر به ترسیم رئالیستی و درست واقعیت برسد.

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين