امروز : چهارشنبه, ۱ آذر , ۱۳۹۶
تاریخ : ۱۳۹۶/۰۸/۲۰ - ۱۷:۳۶ ذخیره فایل ارسال به دوستان
حجت‌الاسلام علوی مهر:

اصل نسخ در قرآن، قابل انکار نیست/ فواید همیشگی آیات نسخ‌شده

گروه حوزه‌های علمیه: عضو هیئت علمی جامعة المصطفی(ص) تاکید کرد: اصل نسخ به دلیل وجود مؤیدات قرآنی و روایی قابل انکار نیست ولی برشمردن تعداد زیاد آیات منسوخ نیز نارواست.

به گزارش بابل نوین، حجت‌الاسلام و المسلمین حسین علوی‌مهر، عضو هیئت علمی جامعه المصطفی(ص) امروز ۲۰ آبان در نشست علمی نسخ از دیدگاه آیت‌الله محمدهادی معرفت که در سالن قدس مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) و با حضور جمع زیادی از طلاب غیرایرانی این مجتمع برگزار شد گفت: دانشمندان علوم قرآنی از صد سال گذشته به این طرف رویکرد جدیدی به نسخ پیدا کرده‌‎اند و آن رو آوری به آیات ناسخ و منسوخ و برشماری آن برای کاربردهای مختلف از جمله فقهی است.

وی با تقسیم‌بندی اندیشمندان علوم قرآنی به دو دسته معتقدان و منکران نسخ در قرآن با اشاره به برخی اندیشمندانی که منکر آیات نسخ هستند ادامه داد: هبه‌الدین شهرستانی، محمد غزالی، عبدالمتعال جبری، عبدالکریم خطیب، نویسنده تفسیر القرآنی للقرآن الکریم، محمد ابوزهره که هم اکنون هم زنده است و تفسیر الزهراوی را نوشته است؛ عبدالرحمان وکیل، نصرحامد ابوزید و علامه عسکری که روایات المدرستین را نوشته کسانی هستند که منکر ناسخ و منسوخ در قرآن و وجود آیه نسخ شده هستند.

علوی‌مهر با اشاره به گروه دوم یعنی معتقدان به نسخ ادامه داد: آیت‌الله خویی، آیه نجوا را به عنوان تنها آیه نسخ شده پذیرفته است، علامه طباطبایی هشت آیه را پذیرفته، آیت الله مکارم نیز معتقد به نسخ برخی آیات هستند؛ مغنیه صاحب تفسیر الکاشف، مصطفی مراغی، جمال الدین قاسمی، مصطفی زید که کتابی در نسخ فی القرآن نوشته است، شعرانی، سیدقطب و صادقی تهرانی صاحب تفسیر الفرقان نیز در زمره کسانی هستند که نسخ را قبول دارند.

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی(ص) اظهار کرد: شاید اصل نسخ به عنوان یک پدیده قرآنی قابل انکار نباشد زیرا چند آیه در قرآن دال بر این موضوع وجود دارد از جمله که فرموده است: «وَإِذَا بَدَّلْنَا آیَهً مَکَانَ آیَهٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا یُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ»(نحل/ ۱۰۱) وارد شده است.

این قرآن‌پژوه با بیان اینکه آیه شریفه «مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَهٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ(بقره/۱۰۶) نیز موید بر وجود اصل نسخ در قرآن کریم است ادامه داد: پس اصل نسخ را هیچ یک از علمای علوم قرآنی و تفسیر بیان نکرده‌اند ولی در اینکه آیه ای نسخ شده باشد یا نه قابل بحث است؛ علامه طباطبایی هم، نسخ را شامل آیات تکوینی و هم آیات تشریعی می‌داند.

علوی‌مهر با بیان اینکه آیت‌الله معرفت در کتاب التمهید چند آیه را به عنوان ناسخ و منسوخ پذیرفته‌اند افزود: البته علامه معرفت اصل نسخ را پذیرفته‌اند زیرا انکار اصل، شایسته نبوده است و قرآن نیز اصل نسخ را عنوان فرموده است و همان طور که در آیه هفت سوره آل عمران انکار آیات متشابه غیرممکن است؛ انکار اصل نسخ نیز قابل پذیرش نیست.

این قرآن‌پژوه و نویسنده آثار متعدد قرآنی با اشاره به امکان نسخ در قرآن بیان کرد: همان طور که در قوانین امروزی نیز موادی وضع شده و بعد از مدتی که اقتضائات و ضرورت و شرایط اجتماعی و سیاسی که آیه به مناسبت آن نازل شده از بین می‌رود حکم جدیدی وضع می‌شود مثلا یک پزشک ممکن است در طول دوره درمان، دارویی برای بیمار وضع کند ولی بعد از مدتی که وضع بیمار تغییر کرد داروی متفاوتی را برای بیمار وضع خواهد کرد.

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی(ص) العالمیه ادامه داد: البته حتی اگر قایل به نسخ شدیم مانند برخی افراد که این گونه می‌اندیشند باز هم این مسئله به معنای آن نیست که آیات منسوخ فایده‌ای ندارند و این آیات مانند عدم آنان هستند.

وی تاکید کرد: ما معتقدیم به فرض اینکه نسخ را بپذیریم با وجود آیه منسوخ، باز هم وجود آن در قرآن فایده دارد مثلا اگرچه حکم آیه نجوا نسخ شده ولی دلالت‌های تربیتی آیه در دوره معاصر خیلی زیاد است و پیامدهای علمی بزرگی دارد و می تواند تا قیامت هم مورد استفاده قرار گیرد از جمله اینکه نباید وقت رهبر جامعه اسلامی را به هر بهانه‌ای بگیریم و توجه به شأن و جایگاه رهبری در نظام اسلامی روشن می‌شود.

علوی‌مهر با اشاره به نظریه نسخ تدریجی و یا تمهیدی آیت‌الله معرفت اظهار کرد: نسخ تمهیدی آیت الله معرفت از نظریات ایشان است که آن را مکتوب نکردند ولی به صورت شفاهی و در درس مطرح فرمودند؛ مراد از این نوع نسخ این است که اگر چه حکمی بیان شده است ولی برای ضابطه‌مند و محدود کردن شرایط در آن حکم است، مثلا اگر در آیه نشوز، مسئله ضرب بانوان مطرح است در کنار آن زدن با چوب مسواک بیان شده تا آنقدر در حکم تخفیف داده شود که فقط جنبه تادیبی بگیرد و به تدریج فعل ضرب که در عرب جاهلی در مورد زنان رواج داشت کمرنگ شود زیرا زدن زن در مکتبی پیشرفته و شایسته مانند اسلام به طرزی که اعراب رفتار می‌کردند درست نیست.

وی افزود: ایشان معتقد است که در چنین احکامی از جمله برده‌داری، به مرور زمان آنقدر احکام مربوطه کمرنگ می‌شود که از حکم اصلی دور خواهد شد./م

منبع: ایکنا

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين