امروز : پنج شنبه, ۱ آبان , ۱۳۹۹
تاریخ : 2015/06/04 - 18:56 ذخیره فایل ارسال به دوستان

نگاهی به فیلم در حال اکران سینما آزادی بابل/ «لامپ صد»

اینکه اعتیاد او شدید بود یا ناشی از توهمِ بشدت بالای او، روندِ ماجرایِ حساسیتِ به آخر نرسیدنِ روایت را آزار دهنده در چارچوبِ فنّ ِ بازیگری نشان می داد.پخش شدنِ دود در لامپ یا لامپِ صد ؛ مهم ترین کُنشِ فرزین برای واکنش ها بود و بصورتِ یک عنصر نامرئی در فیلم عمل می کرد.

محمد محمودی | لامپ صد ؛ آلترناتیوِ تنابنده در بازی انگاریِ آقاخانی واراده در پسِ آویزان شدن از رهایی!۱۰۸۶۴۲

لامپ صد، فیلمی که نمی شود عنوان را بی ربط به موضوعِ داستان دانست هرچند می شد عنوانی دیگر برای آن انتخاب کرد با تأملی بیشتر، اولین تجربه سعید آقاخانی در مقام فیلسماز بود.اولین تجربه کارگردانی آقاخانی دارای یک سری پارادوکس های عجیب و غریب که گاهی بدخیم هم می شد از سمتی به سمتی دیگر در کسوتِ کارگردانی و روایتِ تدوین پرتاب می شد.محسن تنابنده همانطور که مجری طرح بود، بازیگر اصلی فیلم و کسی که در حقیقت محور اصلی داستان بر شخصیتِ او پیش می رفت.داستانِ فیلم مربوط به شخصی ست که دچار اعتیاد شدید به ماده شیشه است و برای بررسی این فیلم راه های استفاده شده توسط آقاخانی را باید جداگانه تشریح کرد.

اعتیاد شدید؛ بخشی از شخصیت پردازی صورت گرفته در مورد محسن تنابنده است، شخصی که ناهید با بازی «ساره بیات» را دوست دارد، آنطور که می گوید اما بشدت در رنجِ محصور شده از عدم اراده و سیرِ نابودیی تشخیصِ واقعیت از وهم قرار دارد. اینکه اعتیاد او شدید بود یا ناشی از توهمِ بشدت بالای او، روندِ ماجرایِ حساسیتِ به آخر نرسیدنِ روایت را آزار دهنده در چارچوبِ فنّ ِ بازیگری نشان می داد.یعنی هنوز مشخص نیست که او واقعا می خواهد از مخمصه رهایی یابد یا در این دایره ارضا از اعتیاد که شکل پانارومایِ ۳۶۰ درجه به خود گرفته، دنیایی دیگر داشته باشد. اگر اینطور باشد خواستنِ آن از دستِ او خارج می شد! چون همانطور که حوصله را بسر نمی برد تکلیفِ خود را با مخاطب در لفافه با اکتیوهایِ ممتد از مرز ضعف و قدرت، روشن می ساخت. چیزی که مشخص است سعید آقاخانی ایده و طرح مفیدی را برای فیلم برداری در دست داشت،  استفاده از نماهای متفاوت در ثانیه های اندکی از فیلم هم یکی از نکان مثبت فیلم بود. اما اتصال آنها به واژه های اصلی فیلم و داومِ آنها در نماهای بسته گاهی، حساسیت و همراهی مخاطب با مضمون اصلی قصه پیوند می داد ولی در گاهی اوقات دچار گسیختگیِ بدی می شد. بد از منظر سادگی نه چندان قابلِ تعریف و بد از منظرِ پیچیدگیِ فریب!lampsad5

فیلم با نمایی لانگ شات در بیابانی طویل (دلیجان) آغاز می شود که در واقع قسمت پایانی و نقطه عطف فیلم است. استفاده از این روایت چند وقتی است که بین تفکرهای فیلم ساز پخش می شود و بنظرم در جایی که نیاز به این کار نیست نشانه ضعف است. اول فیلم من را با حال و هوای فیلم روزی روزگاری در آناتولیِ بیگله جیلان نزدیک کرد. فیلم با این جمله فرزین(محسن تنابنده) خطاب به همسرش ناهید (ساره بیات) رنگ و بویِ یک تلاشی دیگر و جسارت آمیز می گیرد و آغازِ آن را رقم می زند: «ببین ناهید! اینجا دیگه آخر خطه، یا ترک می کنم و بیرون می آم یا همین جا می میرم!»

می خواهد به ما بگوید که آخرین تلاش است، این آخرین تصمیم در بی پناهیِ خود خواسته!

باید گفت، همین ها به نوعی در توهمِ همراه با آن، وقتی برای ما حاصل می شود  که فرزین را موفق از  آن مخصمه که برای خود درست کرده ببینیم! پرده سینما لو می دهد، این جمله هیچ وقت از یادم نمی رود و البته که با این نگاه نباید فیلم دید!

خواسته ی او از رهایی، رهایی از رنجی که می داند چیست اما در توهمِ همراه با آن کاملا عریان از یک لحظه به واقعیت تبدیل می شود. واقعیتی که فرزیت تحمل آن را ندارد. واقعیت، توهم و رهایی ۳واژه کلیدی فیلم است که توسطِ نویسنده در سراسرِ فیلم بکار گرفته و از آن حرف زده می شود و بشدت در هم تنیده می شود.این چیزی ست که مخاطب و ما باید در تفکر خود از آن پُر از حرف شویم. آنچه که بصورت خوب در فرزین اتفاق افتاده خوب شرح می شود اما بازی محسن تنابنده آنچنان که باید از ان لبریز شود نیست. چیزی که بیشتر از همه مهم است عدم بیانِ روایت خطی در اینکه او در این توهم غرق است یا وقتی جدا می شود لحظه ایی از مواد مخدر اتفاق می افتد یا در این حالتِ دگر باشی و دگرگونی نفس می کشد.تلاشِ آقاخانی و رویایی مخاطب با آن، خوب جلو نمی رود و ما می بینیم که در آخر فیلم، تعلیق تبدیل به ابتذال می شود.هر چند از فریب هم استفاده می کند و در آخر فیلم لو می رود. فرزین در تنگنایِ موقعیتی آلترناتیوی از مواد به اوج می رسد و در اوج خفه می شود و سقوطی وجود دارد. چرا که در سقوطِ سیر شده به اینها می رسد. حضور پیرزنِ در فیلم که مادر فرزین است هم دلیلی نداشت و می توانست اصلا نباشد و حضور آن نشانه ضعفِ پُر کردن خط های خالی و یا یک قوّ ه ی ابژکتیو گاهی در فراسویِ زمانی بود.lampsad7

حالتِ عادی فیلم در قسمت دوم، تلاش های پی در پیِ ترکِ فرزین، اما با در نظر داشتنِ نزدیکی مرز توهم و واقعیت با چاشنیِ آزردگیِ خاطر و در اینکه می دانیم او چکار خواهد کرد. روندِ نشانه هایِ ناهید از پرت شدنش به سمتِ فرزین و در نکوهشِ او که رنگ و بویِ تاریکی دارد و دروغِ فرزین از این موراد که در روابطِ زناشویی نشانه گرفته می شود. در واقع هم ناهید فرزین را دوست دارد و فرزین هم بشدت او را دوست دارد. توجه داشته باشیم که نوشتن از فیلم با توجه به نمای کلی از آن، نمی تواند واژه هایِ ماندگاری از آن خلق کند. چیزی کمتر از آنکه در فیلم «رُخ دیوانه» دیدیدیم. اما در اینجا فریبِ به آن اندازه نیست،آنچه که اتفاق می افتد و آنچه که حضور را در خودِ فرزین بارور می کند است.

بهرام دهقانی در این توهم های سرگردانِ فرزین که ناشی از غیر عمدی بودنِ دراماتیکِ طعمِ خیانتِ ناهید به او و حضور یک شخصِ دیگر در زندگیِ آنها بود، باید نقشِ تدوینگرِ بزرگی را  اجرا می کرد که بنظرم در اینجا تدوین می توانست کمکِ بزرگی به آقاخانی  باشد.پخش شدنِ دود در لامپ یا لامپِ صد ؛ مهم ترین کُنشِ فرزین برای واکنش ها بود و بصورتِ یک عنصر نامرئی در فیلم عمل می کرد. خیالی نابودگر که سراسرِ وجودِ فرزین را فرا می گیرد و نشان دادنِ سطلی زباله درسرِ کوچه معلوم نیست به ما چه می خواهد بگوید. اینکه در این حین قرار دارد یا به سمتِ ان کشیده می شود و یا توهم است، عذاب دهنده است در حالی که آقاخانی هر چه دارد بیرون می ریزد و بسیار زیاد بر روی این فیلم کار کرده تا چیزی خوب ارائه دهد.

 

این سردرگمی تا قسمتِ پایانی فیلم ادامه دارد و ثمره خیالی که در عمقِ فرزین پرسه می زند، آنقدر به واقعیت نزدیک می شود که شرحِ فنی فیلم را از بین می برد.اینکه او از یک ابزرودِ روحی در قانع کردنِ خانواده و پدر زنِ خود (مصطفی کرامتی) برای ما بیننده به حالتِ روایتی نافرجام تبدیل می شود در قسمت پایانی فیلم و قسمتِ سوم آن کمی بهتر است. در تصویر نمایِ باورِ آدمیزادی لو می رود.هر چند شاید کاگردان خودش به این مسئله متوجه نباشد. صدابردای فیلم گاهی دچار ضعف است و متفاوت. توجه کنید که اگر موسیقی از فیلم حذف شود و کنار گذاشته شود چقدر می تواند نمایی دیگر و دقیق برای ما ارائه کند. بازهم اگر این اتفاق می افتاد من راضی بودم که موسیقی در فیلم نباشد و امتیاز بهتری از نگاهِ من داشت. قاضی که نمی تواند براساس ظواهر و ظاهر حکم صادر کند و علمی قاضی را نادیده می گیرد و قراین و اماره شواهد شاید کارساز نیست، سمت و سوی ایی ست تا ما نزدیک تر شویم به واقعیتی که ناشی از ضعفِ فیلمنامه و اتفاقی که قرار است رخ دهد. استفاده از فریب با توجه به شخصیت پردازیِ جدیدی که به مداخله درآمد در اواسطِ فیلم خوب نیستو اینکه ما می دانیم بالاخره باید مشخص شود که او معتاد است یا نه و نمی شود قاضی هر بار درخواست آزمایش بنویسد و او با جواب آزمایش منفی باشد.ساره بیات در نقش (ناهید) ، بازی قابل قبولی ارائه داد هرچند تمامِ فیلم حولِ محورِ محسن تنابنده در نقش (فرزین) می چرخید.lampsad9

قسمت پایانی و قسمت سوم فیلم،اوجِ پاسخِ تعلیق بوجود آمده ی فیلمساز به ما خواهد بود و یا نه! اگر تعلیقی نیست تکلیف چه خواهد شد. ماشینی بنزین تمام کرده و پنچر کرده توسط خود فرزین در وسطِ بیابانِ سرد، و فرزین که وقتی کمی به خود می آمد خود را از تعلّق به ماده مخدر، بی دلیل نمی دید و قوّه ی «ناهید» و حضور او بود که وی را شاید برای رهایی از فیلم نگه می داشت. او می دید که راهی ندارد و باید کنار بگذار اما تلفیقِ هجمه موادر مخدر در پسِ ناآرامی هایِ ناهید و جدایی از او بازهم قرار است گویا کار دستش دهد.

اگر ثانیه هایِ چند سکانس آخر فیلم را کنار هم بگذاریم و خوب دقت کنیم متوجه خواهیم شد که در بیایان بر فرزین چه گذشت و آخرِ فیلم چه شد. فرزین خودش را دفن کرد اما پیدا کردن دوباره مواد در وسط بیابان[آنهم وقتی از حال می رود و پسر چوپانی او را بیهوش پیدا می کند و او سه روز در خواب عمیقی بسر می برد و وقتی از خواب بیدار می شود و متوجه می شود ۳ روز است که لب به مواد نزده و می خواهد برود و اصرار دارد که برود با اینکه چوپان به او بنزین می دهد] چه شد؟ اگر فرزین لباس های کهنه خود را در خاک دفن کرد پس آماده کردنِ ادواتِ استفاده از مواد در آن چند ثانیه ها چه بود؟ یا اینکه وقتی آن مواد را به همراه لباس هایش به درون عمقِ ایجاد کرده و چاله انداخت؟ پس کار قبلی(آمداه کردنِ ادواتِ…) برای چه بود؟ یا شاید هم در توهم بود! بعید هم نیست که این فریبِ عقیم و تعلیقِ کِدِر به چیزی شبیه واقعیت باشد! اما آنچه که من دیدم نزدیکیِ شدید بین مرز خیال و واقعیت با آنچه که در فیلم زیاد با آن مواجه شدیم، بود. قدرتِ آشیلِ فیلم در همین بود اما قدرتی مخلوط از زهرِ کشنده!

آقاخانی یک تجربه متفاوت را پشت سر گذاشت، ایده او متفاوت نوشته شده اما در تصویر زننده شد.ممکن است فیلمی متوسط بر کسی تأثیری مثبت داشته باشد؟! بازهم بعید نیست، چون آقاخانی اراده ها را به چنگ کشید و این کمی برایم راضی کننده بود. اراده در پسِ آویزان شدن از رهایی!poshtesahne1lamp100

عکس ها : مریم تخت کشیان

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين