امروز : جمعه, ۳۰ شهریور , ۱۳۹۷
تاریخ : ۱۳۹۶/۱۰/۲۴ - ۱۸:۵۶ ذخیره فایل ارسال به دوستان

امام علی(ع) در کدام ماجرا از تشبیه «کفتار» استفاده نمود؟!

به گزارش بابل نوین،هنگامى که «طلحه» و «زبیر» پیمان شکنى کردند و به «بصره» آمدند و آن جا را در زیر سلطه خود قرار دادند، بعضى معتقد بودند که امام با آنها درگیر نشود؛ آنها را به حال خود رها سازد و پایه هاى خلافت را محکم کند، چیزى نمى گذرد که آنان تسلیم مى شوند.

امام (ع) در خطبه ششم نهج البلاغه در پاسخ کسانى که این پیشنهاد را مطرح کردند، مى فرماید: «به خدا سوگند من همچون کفتار نیستم که با ضربات آرام و ملایم (در برابر لانه اش) به خواب مى رود تا این که صیّاد به او مى رسد و دشمنى که در کمین اوست غافلگیرش مى کند!» (وَاللهِ لا اَکُونُ کَالضَّبُعِ تَنامُ عَلى طُولِ اللَّدْمِ، حَتّى یَصِلَ اِلَیْها طالِبُها، وَ یَخْتِلَه راصِدُه).
این ضرب المثل از آن جا پیدا شده است که معروف است کفتار حیوان ابلهى است و به آسانى مى توان او را شکار کرد؛ به این ترتیب که صیّاد آهسته با ته پاى خود یا قطعه سنگ یا چوب دستى به در لانه کفتار مى زند و او به خواب مى رود سپس او را به راحتى صید مى کند.
واقعیّت هاى تاریخى آن زمان نشان مى دهد که پیشنهاد عدم تعقیب «طلحه» و «زبیر» بسیار ساده لوحانه بود؛ چرا که نقشه این بود که آنها «بصره» و سپس «کوفه» را در اختیار خود بگیرند و «معاویه» با آنها بیعت کند و در «شام» از مردم نیز براى آنان بیعت بگیرد و به این ترتیب بخش هاى عمده جهان اسلام در اختیار جاه طلبان پیمان شکن قرار گیرد و تنها مدینه در دست «على»(علیه السلام) بماند. آنها با تکیه بر شعار خون خواهى «عثمان» روز به روز مردم را به هیجان بیشتر فرا مى خواندند و تدریجاً این شعار که قاتل «عثمان»، «على»(علیه السلام) است را در میان مردم پخش مى کردند و مردم ناآگاه را بر ضدّ امام مى شوراندند.

واضح است که اگر امیرمؤمنان، على(علیه السلام) با سرعت، ابتکار عمل را در دست نمى گرفت نقشه منافقان به زودى عملى مى شد و همان گونه که مى دانید با آن سرعت عملی که امام در پیش گرفت، نخستین توطئه و تلاش جدایى طلبان را در نطفه خاموش ساخت و به آسانى «بصره» و «کوفه» و تمام عراق را نجات داد و اگر برنامه امام در مورد ظالمان «شام» با مخالفت بعضى از یاران نا آگاه رو به رو نمى شد به خوبى «شام» نیز از شرّ ظالمان نجات مى یافت و پاک سازى مى شد و جهان اسلام یکپارچه در اختیار آن حضرت قرار مى گرفت. ولى متأسفانه جهل و نا آگاهى و لجاجت در برابر فریب و نیرنگ دشمن، کار خود را کرد و جنگ با «شامیان» در آستانه پیروزى کامل، متوقّف گشت.

سپس در ادامه این سخن امام به نکته دیگرى مى پردازد که گفتار اوّلش را با آن تکمیل مى کند، مى فرماید: «من نه تنها غافلگیر نمى شوم بلکه با هوشیارى تمام مراقب مخالفان هستم و ابتکار عمل را از دست نمى دهم و با شمشیر برنده هواداران حق، بر کسانى که به حق پشت کرده اند نبرد مى کنم و با دستیارى فرمانبرداران مطیع با عاصیان ناباور مى جنگم; و این روش همیشگى من است تا روزى که زندگى ام پایان گیرد!» (وَلکِنّى اَضْرِبُ بِالْمُقْبِلِ اِلَى الْحَقِّ الْمُدْبِرَ عَنْهُ، وَ بِالسّامِعِ الْمُطیعِ الْعاصِیَ الْمُریبَ اَبَداً، حَتّى یَاْتى عَلَىَّ یَوْمى).
بدیهى است در یک جامعه، همواره همه مردم طالب حق نیستند; گروهى بى ایمان یا سست ایمان و هواپرست و جاه طلب وجود دارند که وجود یک پیشواى عالم و عادل را مزاحم منافع نامشروع خود مى بینند و دست به تحریکات مى زنند و از حربه هاى فریب و نیرنگ و دروغ و تهمت و شایعه پراکنى بهره مى گیرند. پیشوایان آگاه و بیدار باید به این گونه افراد مهلت ندهند و همانند یک عضو فاسد سرطانى، آنها را از پیکر جامعه جدا سازند و نابود کنند و در صورتى که خطرشان شدید نباشد آنها را محدود کنند؛ و همیشه هواداران حق و مطیعان گوش به فرمان، سلاح برنده اى براى در هم کوبیدن این گروهند.

امام(ع) در سوّمین و آخرین نکته از سخن خود اضافه می کند که این کار شکنی ها برای من تازگی ندارد: «به خدا سوگند از زمان وفات پیامبر(ص) تا امروز همواره از حقّم باز داشته شده ام و دیگران را بر من مقدّم داشته اند!» (فو الله ما زِلتُ مدفوعا عن حقّی، مستأثراً علی، منذ قبض الله نبیه صلی الله علیه و آله و سلم حتی یوم الناس هذا) اشاره به این که کار «طلحه» و «زبیر» یک مسئله تازه نیست؛ حلقه ای است از یک جریان مستمر، که از روز وفات پیامبر(ص) شروع شد و هنوز هم ادامه دارد.
قابل توجّه این که در کلامى از «امیرمؤمنان على»(علیه السلام) که مرحوم «شیخ مفید» در «ارشاد» آورده است چنین مى خوانیم:
«هذا طَلْحَهُ وَ الزُّبَیْرُ لَیْسا مِنْ اَهْلِ النُّبُوَّهِ وَ لا مِنْ ذُرّیَّهِ الرَّسُولِ(صلى الله علیه وآله وسلم) حینَ رَاَیا اَنَّ اللهَ قَدْ رَدَّ عَلَیْنا حَقَّنا بَعْدَ اَعْصُر فَلَمْ یَصْبِرا حَوْلا واحِداً وَ لا شَهْراً کامِلا حَتّى وثَبا عَلى دَأبِ الماضینَ قَبْلَهُما لِیَذْهَبا بِحَقّی وَ یُفَرِّقا جَماعَهَ الْمُسْلِمینَ عَنّی»; (این «طلحه» و «زبیر» با این که نه از خاندان نبوتّند و نه از فرزندان رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)، هنگامى که دیدند خداوند حقّ ما را بعد از سالها به ما باز گردانده حتّى یک سال، بلکه یک ماه کامل صبر نکردند! و برخاستند و همان روش گذشتگان را در پیش گرفتند که حقّ مرا از میان ببرند و جماعت مسلمین را از گرد من پراکنده سازند)!
امام(علیه السلام) در این گفتار تاریخى خود درسى به همه زمامداران بیدار و با ایمان و مسئولین کشورهاى اسلامى داده است که براى مقابله با خطرات دشمن، گاه روزها، بلکه ساعت ها و لحظه ها سرنوشت ساز است. نباید فرصت را به سادگى از دست بدهند و تسلیم پیشنهادهاى سُست عافیت طلبان گردند.

امام(علیه السلام) افرادى را که این لحظات حسّاس را از دست مى دهند تشبیه به «کفتار» کرده است. این تشبیه از چند جهت قابل توجّه است:
«کفتار» حضور دشمن را احساس مى کند ولى با زمزمه هاى او به خواب مى رود؛ خوابى که منتهى به اسارت و مرگ او مى شود.
«کفتار» در خانه و لانه خود شکار مى شود.
«کفتار» حتّى بدون کمترین مقاومت در چنگال دشمن گرفتار مى گردد و به دام مى افتد.
کسانى که فرصت هاى زودگذر را با خوش باوری ها یا ضعف و سستى یا تردید و تأمّل از دست مى دهند نیز همچون کفتارند، به خواب مى روند و در خانه و لانه خود به دام مى افتند و مقاومتى از خود نشان نمى دهند.
این سخن بدان معنا نیست که بى مطالعه یا بدون مشورت و در نظر گرفتن تمام جوانب کار اقدام کنند؛ بلکه باید با مشاورانى شجاع و هوشیار، مسائل را بررسى کرد و پیش از فوت وقت اقدام نمود.

منبع:

پیام امام علی(ع)، جلد۱، ص ۴۵۱٫

انوارطاها

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين