امروز : سه شنبه, ۱ مهر , ۱۳۹۹
تاریخ : 2018/03/07 - 12:56 ذخیره فایل ارسال به دوستان
گفت و گویی با فیلمسازان در خصوص جایگاه سینمای اجتماعی در ایران

چماق«سیاه نمایی» بر سر سینمای اجتماعی

به گزارش بابل نوین، موضوعات و مسائل اجتماعی در این چهار دهه بعد از انقلاب همواره یکی از دغدغه های اصلی و اساسی فیلمسازان این حوزه بوده است که هر بار این فیلمسازان با نگاهی جسورانه و گاهی رادیکال به ترسیم و بیان موضوعاتی پرداخته اند که در جامعه دیده می شوند ولی شاید کمتر کسی جرأت بیان آن را داشته باشد و از کنار آن رد شده اند، برخی از آن معضلات و مسائل را گاهی در صفحه حوادث روزنامه ها می بینیم و حتی باور وجود چنین اتفاقاتی سخت می شود. به هر حال این معضلات در جامعه وجود دارند و با نادیده گرفتن آنها چیزی حل نمی شود. از این رو انتظار می رود فیلمسازان اجتماعی از همیاری و حمایت بیشتری از سوی مسئولان و شورای پروانه ساخت برخوردار شوند.
چندی پیش در سومین جشنواره تقدیر از آثار راه یافته به سی و ششمین جشنواره فیلم فجر با رویکرد پیشگیری، علی افراشته معاون اجرایی مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: «سینمای اجتماعی در کشور ما ناشناخته مانده و آنطور که باید جایگاه خود را پیدا نکرده است. وضعیت آسیب‌های اجتماعی کشور به مرز بحرانی رسیده و حتی در مجلس شورای اسلامی حتی در حوزه قانون گذاری به آسیب‌های اجتماعی توجه جدی نشده است، علت هم این است که شاید فهم درستی از این مسأله در کشور وجود ندارد. سینما می‌تواند جامعه را متحول کند و در کاهش آسیب های اجتماعی نقش آفرینی کند. باید برای فیلم های اجتماعی امتیاز ویژه قائل شویم.»
اینکه تاکنون تلاش های فیلمسازان حوزه اجتماعی آن طور که باید به چشم مسئولان نیامده و میزان تاثیرگذار بودن این نوع از فیلم ها در کاهش آسیب های اجتماعی تا چه حد بوده است، جای بحث دارد. بسیاری از فیلمسازان این حوزه معتقدند که همکاری های لازم در این خصوص با آنها نمی شود و تا زمانی که حوزه های دیگر فیلمسازی در جشنواره ها مورد توجه است، این نوع فیلمسازی به در حاشیه این محافل می ماند. از طرفی فیلم های اجتماعی به دلیل موضوعاتی که گاهی از آنها با عنوان خطوط قرمز یاد می شود و کشمکش هایی که صاحبان آنها برای دریافت مجوز دارند معمولا بیات می شوند. از این رو این را هم باید در نظر داشت که فیلمسازان این حوزه بی انگیزه تر می شوند و در برخی موارد به نظر می رسد از جامعه فاصه می گیرند. این ها از مواردی است که مسئولان در مورد فیلمسازان حوزه اجتماعی باید بیشتر در نظر داشته باشند تا به نتیجه مطلوب و بهره برداری از این فیلم ها برسند.
***
بیژن میرباقری:
در شرایط کنونی سینمای اجتماعی خود به خود از جامعه فاصله می گیرد

بیژن میرباقری اعتقاد دارد ممکن است به عنوان فیلمساز، موضوعی را یک طور ببینیم که مسئولان می گویند در جامعه این گونه نیست، مسلما به اختلاف بر می خوریم و فیلمنامه مورد موافقت قرار نمی گیرد. چرا که مدیریت فرهنگی تصمیم دارد مضامینی را ندید بگیرد.
بیژن میرباقری در خصوص صحبت های معاون اجرایی مجلس شورای اسلامی مبنی بر ناشناخته ماندن سینمای اجتماعی و اینکه این نوع سینما باید جایگاه خود را پیدا کند، به بانی فیلم گفت: به نظرم گویا معاون محترم مجلس که چنین حرفی زده اجتماع را نمی شناسد. کسی هم که اجتماع را نمی شناسد، فرهنگی را که برگرفته از همان اجتماع است را نمی خواهد ببیند و یا ندید می گیرد. همین طرز تفکر در مدیریت فرهنگی کشور قرار می گیرد که فیلمسازان از نظر آنها امکان رصد مشکلات اجتماعی را ندارند. مثلا در شوراهای تصویب، ما به عنوان فیلمساز، موضوعی را یک طور دیده ایم که آنها می گویند در جامعه این گونه نیست، مسلما به اختلاف بر می خوریم و فیلمنامه مورد موافقت قرار نمی گیرد. چرا که مدیریت فرهنگی تصمیم دارد مضامینی را ندید بگیرد. در چنین شرایطی سینمای اجتماعی خود به خود از جامعه فاصله می گیرد و چیزهایی که جامعه به آن نیاز دارد، در سینما، تلویزیون و گفتمان فرهنگی کشور دیده نمی شود در نتیجه مخاطب هم ندارد.
وی در مورد مشکلات فیلمسازان اجتماعی عنوان کرد: مهم ترین خلاء و مشکل، فاصله فیلمساز با جامعه مان است، ما در یک جامعه زندگی می کنیم و اعضای جامعه در یک عرصه زندگی می کنند و ما قدرت بازتاب ۵۰ درصدی را هم نداریم که این مضامین، علاقمندی و یا خاستگاه های اجتماعی آنان را بتوانیم بیان کنیم. بیشتر در چنین شرایطی هم من و شاید همکاران من از این مضامین گرته برداری می کنیم تا اینکه به خود مضامین بپردازیم. عمدتا به دلیل اینکه سینما امر گران و زمانبری است مضامینی که در آن مطرح می شود نیز معمولا کهنه می شود و جامعه با آن موضوع فاصله گرفته است.
کارگردان فیلم سینمایی «ما همه خوبیم» در مورد اینکه سینما تا چه حد می تواند نقش موثری در کاهش آسیب های اجتماعی داشته باشد یادآور شد: اگر سینما را به عنوان رسانه -و نه به عنوان امر سرگرم کننده- در نظر بگیریم بله می تواند. البته این ماهیت آموزشی را بیشتر تلویزیون باید بر عهده بگیرد که ان هم به دلیل اینکه تلویزیون ما نمی تواند مسائل را مطرح کند، بازتاب این مسائل اجتماعی عمدتا در سینما شکل می گیرد.
***
خسرو معصومی:
از فیلم های اجتماعی حمایتی نمی شود

خسرو معصومی معتقد است وقتی فیلمسازی سراغ معضلات اجتماعی می رود یعنی وجدان کاری دارد، ولی هیچ حمایتی نمی شود و به ما می گویند سیاه نمایی می کنید! ما در فیلم هایمان آسیب شناسی می کنیم ولی عوض آن که از ما تشکر کنند فیلم را توقیف می کنند.
خسرو معصومی، نویسنده و کارگردان در خصوص صحبت های معاون اجرایی مجلس شورای اسلامی مبنی بر ناشناخته ماندن سینمای اجتماعی و اینکه این نوع سینما باید جایگاه خود را پیدا کند و برای آن جایگاه ویژه قائل باشیم، به بانی فیلم گفت ما زندگی مان را پای سینمای اجتماعی گذاشته ایم ولی چه فایده؟ چه کسی هست که تشویق کند؟ همیشه در جشنواره ها از فیلم های جنگی تقدیر می شود. یک فیلمساز تمام پول و هر چه پس انداز دارد برای یک فیلم می گذارد ولی از روز اول یکی از مدیران فارابی می گوید موضوع این فیلم در اولویت ما نیست. من هم می دانم این موضوعات در اولویت آنها نیست اما موضوعاتی مثل موضوع فیلم من پیشگیری قبل از درمان است. این موضوعات را سیاه نمایی می نامند درحالی که سیاه نمایی نیست، بلکه ساختن این فیلم ها مانند برداشتن در چاهی است که زیر آن را تعفن گرفته و کسی خبر ندارد. باید در مورد این مسائل در سینما صحبت کرد. اگر در سینما صحبت نکنیم در کجا صحبت کنیم؟
وی افزود: مسئولین باید به این مسئله توجه داشته باشند که بحث بیکاری و روی آوردن به کارهای کثیف-همان طور که در فیلم من آمده- در جامعه وجود دارد. چهار میلیون و ۶۰۰ نفر تحصیل کرده در کشور داریم که بیکار هستند و از ناچاری به کارهای دیگر روی آورده اند و این تبدیل به معضلی شده است. حال شما درباره این قضایا فیلم می سازید ولی هیچ حمایتی نمی شود. مگر من نمی توانم فیلمی مثل «آینه بغل» بسازم؟ ده ها فیلم مانند «پر پرواز» می توانم بسازم ولی وقتی نمی سازم یعنی وجدان کاری دارم و درباره معضلات اجتماعی فیلم می سازم، آن وقت به من می گویند سیاه نمایی می کنید! چه باید بگوییم؟ اصلا نباید فیلم بسازیم و با سینما خداحافظی کنیم؟ وقتی نماینده مجلس چنین گفته باز کمی جای امیدواری دارد.
معصومی با اشاره به مشکلاتی که فیلم های اجتماعی از جمله فیلم «خرس» با آن روبرو هستند، عنوان کرد: اخیرا کانادا پخش بین المللی فیلم خرس را خریداری کرده است، ولی وزارت ارشاد می گوید این فیلم به رزمنده ها توهین کرده است! من چه توهینی به رزمنده ها کرده ام چرا دنبال بهانه می گردند؟ در ابتدا که می گفتند فیلم مشکل شرعی دارد ولی بعد برخی از روحانیان در وزارت ارشاد این فیلم را دیدند و گفتند مشکل شرعی ندارد، الان هم می گویند به رزمنده ها توهین کرده است. هر بار یک بهانه دارند. متاسفانه مسئولین ما بسیار ترسو هستند و فقط به سِمت خودشان فکر می کنند، تابع بروکراسی هستند و در اداره هم می خواهند کاری کنند که موقعیت اداری شان به خطر نیفتد. برای همین خیلی راحت ما را محکوم می کنند، آن هم به خاطر ساختن فیلمی که در آن عنوان شده جنگ آسیب دارد و این آسیب ها باید شناسایی شود. ما آسیب شناسی می کنیم ولی عوض آن که از ما تشکر کنند فیلم را توقیف می کنند. بسیاری از فیلمسازان دیگر همچون درمیشیان، حاتمی کیا، امیریوسفی، عیاری و… توقیف هستند. مثلا اگر فیلم «خانه پدر» اکران شود چه اتفاقی می افتد؟ حال که این نماینده مجلس این گونه گفت، تعجب می کنم و باور نمی کنم.
کارگردان فیلم سینمایی «دلباخته» یادآور شد: به نظر من هیچ چیز مثل سینما نمی تواند آسیب های اجتماعی را به تصویر بکشد. در جلسه ای که در معاونت اجتماعی قوه ‌قضاییه از فیلم «کار کثیف» تقدیر شد، یکی از مسئولین قوه قضاییه در صحبت های خود اذعان کرد که طبق بیانات رهبری، معضلات اجتماعی را از طریق سینما می توانیم منعکس کنیم و حتی این مسئول تاکید کرد که ما حاضریم پرونده های قضایی را به دوستان فیلمساز بدهیم و از نظر مالی هم با آنها همکاری می کنیم تا این فیلم ها ساخته شود و به نوعی از آسیب های اجتماعی پیشگیری شود. بالاخره مسئولین هم که فیلم های اجتماعی را می بینند کمی عذاب وجدان می گیرند. به نظرم با نادیده گرفتن زحمات این فیلمسازان آنها را به کشتن می دهیم و با این دستگاه پیچیده بروکراسی که در جامعه داریم فیلمسازان را بی انگیزه می کنیم. به خاطر همین فکر می کنم سینمای اجتماعی در سینمای ما حرف اول را می زند.
کارگردان فیلم سینمایی «اقای بخشدار» در مورد خلاء ها و مشکلاتی که فیلمسازان اجتماعی با آن روبرو هستند گفت: بزرگ ترین این مشکلات شورای پروانه ساخت است. فیلمنامه ای مثل «کار کثیف» با تحقیقات میدانی و صحبت با آدم هایی که در بحث فروش مشروب فعال هستند ساخته شد و اینکه و چطور آن را درست می کنند و … این کارها بسیار دشوار است، همه این ها تحقیق می خواهد. بعد از کلی تحقیق این فیلمنامه وارد این شورا می شود در عرض یک هفته رد می شود و این بسیار ناراحت کننده است و ادم با شنیدن این حرف ها آتش می گیرد. اسن هم یکی از معضلات اجتماعی است که به آن پرداخته شده و واقعا در جامعه وجود دارد. یکی از عواملی که در ساخت این نوع فیلم ها مانع تراشی می کنند شورای پروانه ساخت است. این شورا باید متشکل از افرادی باشد که از چیزی ترس نداشته باشند و فیلمنامه هایی را که به بیان مشکلات جامعه می پردازند را بپذیرند.
***
شهرام خرازی ها:
ذات ژانر اجتماعی با انتقاد عجین است و ما ملت انتقادناپذیری هستیم

شهرام خرازی ها معتقد است پروسه طولانی تولید فیلم که از نگارش سناریو و پیش تولید آغاز و به اکران عمومی ختم می شود سبب شده تا سینمای اجتماعی فرزند زمان خود نباشد و محصولاتش زمانی رنگ پرده را بر خود ببینند که دیگر زهر تاثیرشان گرفته شده است.
شهرام خرازی ها، منتقد در خصوص جایگاه سینمای اجتماعی در کشور علل ناشناخته ماندن آن به بانی فیلم گفت: چنته سینمای ایران از فیلم اجتماعی خالیست و این سینما هرگز صاحب فیلم اجتماعی در مفهوم واقعی آن نبوده است. سینمای ایران دولتی و بشدت تحت نظارت و مراقبت است، طبیعی است که در چنین سینمایی مجال چندانی به ژانر اجتماعی برای ظهور و بروز داده نمی شود زیرا انتقاد از سیاستگذاری ها و سیاست ورزی ها و طرح آسیب های اجتماعی مسئولین را خوش نمی آید. ذات ژانر اجتماعی با انتقاد عجین است و ما ملت انتقادناپذیری هستیم. فیلم های اجتماعی به سبب تاثیر قابل ملاحظه شان بر تماشاگر و انتقال زیرکانه پیام های انتقادی به آنسوی آبها هیچگاه مجال رشد نداشته اند و متولیان امر از ترس آن که سمت، میز و منصب شان را از دست ندهند ترجیح می دهند فیلم اجتماعی تولید و اکران نشود. شاید فقط سیف الله داد بود که در زمان مسئولیتش به میز و مقام نچسبیده بود و از ساخت این گونه آثار حمایت میکرد.
وی افزود: ترکش های نظارت و ممیزی دولتی، از وزارت ارشاد گرفته تا سایر مراجع غیرذیربط، همواره به پیکره سینمای اجتماعی اصابت کرده است. نمونه خیلی واضح این مسئله فیلم های اجتماعی کیانوش عیاری از جمله آبادانی ها، بیدارشو آرزو، خانه پدری، سفره ایرانی و… است که یا بشدت سانسور شده اند یا اکران شان سالها به تعویق افتاده است. عیاری از معدود فیلمسازان ایرانی است که در ژانر اجتماعی خوش درخشیده است، به همین علت هم ممیزی ترجیح داده به فیلم های او زمانی مجوز اکران بدهند که بیات شده و بعضا تاریخ مصرف شان گذشته است. پرویز شهبازی هم از انگشت شمار فیلمسازان و سناریست هایی است که قلم و تصاویر گزنده و نافذی دارد و با نوعی بی پروایی دور از انتظار به اعماق پنهان جامعه نقب می زند اما او هم با مشکل سانسور و تعویق اکران مواجه بوده است.
این منتقد با اشاره به سابقه انتقاد در سینمای اجتماعی ادامه داد: پیش از انقلاب تلاشهای جسته و گریخته ای برای پرداختن به انتقادات اجتماعی صورت می گرفت که چندان پررنگ نبود. بهترین و قابل دفاع ترین فیلم های اجتماعی قبل از انقلاب را فرزان دلجو و امیر مجاهد به دور از ابتذال ساختند که بعدها در سینمای بعد از انقلاب بارها و بارها مورد کپی برداری قرار گرفتند. سیروس الوند نیز چند فیلم خوب در ژانر اجتماعی دارد و در این حیطه صاحب نظر است.
خرازی ها خاطرنشان کرد: معدود فیلم های اجتماعی سینمای ایران هیچگاه به روز نبوده اند و معمولا زمانی بر پرده می نشینند که کارکرد خود را از دست داده اند. هنوز هم ترس از تبعات جنجال برانگیز اکران فیلم های اجتماعی در دل سیاستگذاران و متولیان سینمایی خانه دارد. بسیاری از ایشان بر این اعتقادند که تولید و نمایش اینگونه فیلمها واکنش منفی، خلق الساعه و گاه خشونت بار نهادها و تشکل های سیاسی خاصی را در پی داشته و این واکنش ها ممکن است به ضرر سینمای ایران تمام شود. در دهه های اخیر فیلم های اجتماعی خوبی در سینمای ما ساخته شده اما پروسه طولانی تولید فیلم که از نگارش سناریو و پیش تولید آغاز و به اکران عمومی ختم می شود سبب شده تا سینمای اجتماعی فرزند زمان خود نباشد و محصولاتش زمانی رنگ پرده را بر خود ببینند که دیگر زهر تاثیرشان گرفته شده است.
وی با بیان اینکه سینمای اجتماعی در ایران کم رمق است و درجا می زند، عنوان کرد: از این سینما حمایت کافی نمی شود و ممیزی نسبت به آن در مقایسه با دیگر ژانرها(بجز ژانر سیاسی) سختگیر است و نگاه خطاپوش ندارد. همچنین چند تلقی غلط همواره از سینمای اجتماعی در ایران وجود دارد از جمله: ۱٫«سینمای اجتماعی ترسیم گر بدبختی ها و در پی سیاه نمایی است» در حالی که فیلم های این ژانر لزوما فقط نقاط ضعف را مطرح نمی کنند بلکه به امتیازات و پیشرفتهای اجتماعی نیز می پردازند. ۲٫«سینمای اجتماعی مردم را به اعتراض و خرابکاری تشویق می کنند» در حالی که تاثیر یک فیلم نمی تواند تا به این حد باشد و بالفرض هم که اینطور باشد این تاثیر ناچیز است و تبعاتش خیلی سریع افت می کند. ۳٫«سینمای اجتماعی همان سینمای سیاسی است و به شدت سیاست زده است» در صورتی که تعریف ژانر اجتماعی با ژانر سیاسی همسان حتی شبیه نیست. سیاست خود به خود با ذات انتقاد اجتماعی عجین است اما نباید خلط مبحث کرد و رگه های سیاسی در فیلم های اجتماعی را به حساب سیاستزدگی گذاشت. ۴٫«سینمای اجتماعی حتما باید راهکار های پیشنهادی را برای حل معضلات اجتماعی ارائه دهد» در صورتی که این وظیفه سیاسیون است نه وظیفه سینماگران. ۵٫«رسانه ها بالاخص سینما در کاستن از آسیبهای اجتماعی کم تاثیر یا بی تاثیرند» که اتفاقا تجربه و تحقیقات ثابت کرده اند که رسانه ها بالاخص رسانه های مدرن از جمله فضای مجازی از ابزارهای مناسب برای کاستن از آسیب های اجتماعی محسوب می گردند.
وی برای برون رفت از وضعیت فعلی، چند راهکار پیشنهاد کرد و گفت: ۱٫تغییر دادن نگرش سیاستگذاران از طریق برگزاری همایش و سمینار با موضوع ضرورت بازنگری در ساختار سینمای اجتماعی ایران. ۲٫ نگارش سناریوی فیلم های اجتماعی بصورت تیمی. ۳٫ملزم کردن سناریست ها و کارگردان ها به مشاوره با جامعه شناسان و روانشناسان حین نگارش و در مرحله نهایی کردن سناریو و تداوم مشاوره ها در کلیه مراحل فیلمبرداری. ۴٫کمرنگ کردن خطوط قرمز ممیزی و برداشتن سیم خاردار ممیزی./ص

بانی فیلم

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين