امروز : چهارشنبه, ۲۷ تیر , ۱۳۹۷
تاریخ : ۱۳۹۷/۰۱/۰۷ - ۱۷:۱۹ ذخیره فایل ارسال به دوستان

شاه کلید قرآنی «حال خوش» به روایت حافظ شیرازی

رضا اسماعیلی در یادداشتی «احسن الحال» را از زبان خواجه شیراز که جان و جهان شعرش با دقایق و ظرایف وحیانی و قرآنی پیوند خورده، روایت کرده است.

به گزارش بابل نوین، رضا اسماعیلی، در یادداشتی «احسن الحال» را از زبان خواجه شیراز روایت کرده و معتقد است؛ تماشای جمال بهار و نوروز پیروز در آیینه غزل‌های حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی، حظی معنوی به انسان می‌بخشد. در ادامه این یادداشت از نظر می‌گذرد؛
«یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ»
ای تغییر دهنده دل‌ها و دیده‏‌ها، ای تدبیر کننده شب و روز، ای گرداننده سال و حالت‌ها، بگردان حال ما را به بهترین حال‌ها.
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی
گر چه راهی ست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی
در این نوشتار می‌خواهیم کلید «حال خوش» را از حافظ بگیریم. این که «حال خوش» چیست و چگونه می‌توان به آن رسید؟ از نگاه حافظ رسیدن به «حال خوش» سه شاه کلید دارد که با به دست آوردن آنها می‌توان در بهشت سعادت و رستگاری دنیا و آخرت به گلگشت و تفرج پرداخت. کلیدهایی که در اکثر آیات و روایات قرآنی به آنها اشاره شده است:
۱ – عبودیت و بندگی
۲ – کناره‌گیری از گناه
۳ – عمل صالح
کلید اول: عبودیت و بندگی
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی‌‌حاصلی و بی‌‌خبری بود

بندگی خدا و پیروی آگاهانه از بزرگان دینی؛ قابلیت‌های انسانی ما را به فعلیت در می‌آورد و از ما انسانی صالح می‌‎سازد. از نظر حافظ نیز اولین کلید برای دستیابی به آرامش و «حال خوش» سر نهادن بر آستان حضرت جانان و تکیه زدن بر مسند «عبودیت و بندگی» و «ذکرالله» است. چرا که خوب می‌داند کلید وارستگی چیزی جز «بندگی» خدا نیست. این دقیقه‌ای است که در آثار منظوم و منثور اکثر شاعران و عارفان مسلمان بر آن تأکید شده است. بندگی حضرت حق انسان را از دلبستگی و وابستگی به غیر آزاد می‌کند و به «وارستگی» می‌‍رساند، و رسیدگی به مقام وارستگی «حال خوش» را به انسان مؤمن ارزانی می‌کند. از همین روست که خواجه عبدالله انصاری در مناجات نامه خود می‌گوید: «الهی! اگر یک بار گویی: بنده من، از عرش بگذرد خنده من.» عین‌القضات همدانی نیز با تأکید بر این دقیقه می‌گوید: «… تا از خودپرستی فارغ نشوی، خداپرست نتوان بودن. تا بنده نشوی، آزادی نیابی.»
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادست
آیه ۲۸ سوره «رعد» نیز مؤید همین معناست: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ: همان کسانى که ایمان آورده‏‌اند و دل‌هایشان به یاد خدا آرام می‌‏گیرد، آگاه باش که با یاد خدا دل‌ها آرامش مى‌یابد.»
از نگاه حافظ حضرت پروردگار بهترین تکیه گاه انسان و همنشینی و همصحبتی با او، سرچشمه آرامش و حال خوش است:
ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتیبان ز توفان غم مخور
حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار
تا بُود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
از همین رو حافظ بندگی واقعی و اصیل را بندگی آزادگان می‌داند که نه از ترس دوزخ و نه به طمع بهشت، بلکه چنان که حضرت علی(ع) می‌فرماید بندگی آگاهانه و مبتنی بر «معرفت دینی» است:
«إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَهً فَتِلْک عِبَادَهُ التُّجَّارِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَهً فَتِلْک عِبَادَهُ الْعَبِیدِ وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکراً فَتِلْک عِبَادَهُ الْأَحْرَار؛ امام علی(ع) می‌فرماید: گروهی خدا را برای چشم داشت، می‌پرستند و این پرستش بازرگانان است. گروهی او را از روی ترس عبادت می‌کنند و این عبادت بردگان است، و گروهی او را سپاسمندانه می‌پرستند و این پرستش آزادگان است.» (نهج البلاغه، ص ۵۱۰، حکمت ۲۳۷)
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده‌پروری داند
کلید دوم: کناره‌گیری از گناه
در آموزه‌های دینی و اسلامی بسیار بر این موضوع تأکید شده است که هر کس از معصیت و گناه کناره‌گیری کند، هر روزش عید و سرشار از امید است. چنان که در حدیثی از امام علی(ع) می‌خوانیم: «کُلُّ یَوْمٍ لَا یُعْصَى اللَّهُ فِیهِ فَهُوَ عِیدٌ:هر روزی که در آن معصیت و گناه و خلاف نشود، عید است.» (نهج‏البلاغه، حکمت‏۴۲۸)
آری، نوروز واقعی روزی است که خانه قلب و روحمان را از گرد و غبار زشتی و پلشتی، و سیاهی «معصیت» و رذایل شیطانی بتکانیم و در مسیر «انسان بودن» و «انسان شدن» گام برداریم. رذایلی مانند: خودخواهی، تفرعن و تکبر، نفاق، دروغ، نفرت، حرص، کینه، خیانت، حسادت، غیبت، تهمت، شهوت، هوسبازی، قدرت‌طلبی، ستم، جهل، خرافه‌پروری، زهدفروشی، مردم فریبی، مردم‌آزاری و… «حال خوش» فرزند «بندگی» و پرهیز از «گناه» است که فطرت انسان را خط خطی و قلب انسان را سیاه می‌کند. «حال خوش» فرزند انسان بودن و زیبا زندگی کردن است. و زیبایی چیزی جز «عمل صالح» نیست. یعنی حرکت در مسیر ارزش‌های اصیل فطری و فضایل و کرامت‌های انسانی. فضایلی مانند: یکتاپرستی، جهاد در راه خدا(مبارزه با کفر و نفاق و شرک)، پارسایی، عزت نفس، مناعت طبع، وارستگی، آزادگی، صلح و دوستی، حق‌جویی، عدالت‌خواهی، ظالم‌ستیزی، مظلوم‌نوازی، مهرورزی، نوع‌دوستی، خدمت به خلق، خیرخواهی، خوش‌بینی، عقلانیت، روشن‌اندیشی، روشنگری، مردم‌داری، امانت‌داری، تواضع، نجابت، ادب، همدردی، حق‌شناسی، راستگویی، خویشتن‌داری، شکیبایی، شجاعت، وفاداری، صداقت، ایثار، مروت، مدارا … و انجام هر کاری که به انسان روشنی، نورانیت و معنویت می‌بخشد.
از نظر حافظ نیز دومین کلید آرامش و «حال خوش»، کناره‌گیری از گناه و حرکت در صراط مستقیم «عمل صالح» است. اما از نظر او که مسلمانی بصیر و دین آگاه است، گناه تنها ترک نماز و خوردن روزه نیست، سرآمد گناهان در چشم و دل حافظ «ریاکاری، زهد فروشی، و مقدس‌مآبی» است که همچون طاعون به جان انسان‌ها می‌افتد و باعث مسخ، انحطاط و فروپاشی اخلاقی و معنوی جامعه می‌شود؛
آلودگی خرقه خرابی جهان است
کو راهروی اهل دلی، پاک سرشتی
***
گرچه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود
***
آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو
***
در میخانه ببستند خدایا مپسند
که در خانه تزویر و ریا بگشایند
***
باده‌نوشی که در او روی و ریایی نبود
بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
***
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
***
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
***
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می‌کنند
حافظ از موضع یک دین‌شناس بصیر و دردآگاه به نقد و آسیب‌شناسی عالمانه رفتار دینی برخی از مسلمانان اسمی و شناسنامه‌ای روزگار خویش پرداخته و با لهجه‌ای طنزآمیز نحوه سلوک دینی متدینین و متشرعین عصر خویش را – با قصد اصلاح‌گری – زیر سوال برده است. برای مثال او بر خلاف دیگران که تظاهر به «روزه‌خواری» را معصیت می‌شمرند، «تظاهر به روزه‌داری» را گناهی بزرگ و دامی برای فریب خلق می‌داند. زیرا روزه خوار در نگاه حافظ قصد فریب بندگان را ندارد؛ اما کسی که دکان زهدفروشی و تظاهر به روزه‌داری را پیشه می‌کند و قصد فریب دیگران را دارد، گناهش سنگین‌تر از روزه‌خوار است.
روزه یک‌ سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست
موقع زهد فروشان گرانجان بگذشت
وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست
در واقع باید گفت که حافظ در سروده‌هایش دکان زهد فروشی را تخطئه کرده و بر مسلمانان دو رو و ریا کاری تاخته است که با «سکه دین» به دنبال «تجارت دنیا» هستند . مسلمانانی که می‌خواهند از نمط اسلام و مسلمانی، کلاهی برای خود ببافند و لا غیر!
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
دیگر این که عرفانی که در اشعار حافظ موج می‌زند، «عرفان‌پرهیز» نیست، «عرفان‌ستیز» است. از همین روست که جسورانه بر شیخ و واعظ و زاهد می‌تازد و به نظربازی و راستی و مستی خویش افتخار می‌کند:
فدای پیرهن چاک ماه رویان باد
هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز
گناه دیگری که به چشم حافظ بسیار بزرگ می‌آید، تجسس در امور شخصی و خصوصی مردم و «مردم‌آزاری» به بهانه حفظ شریعت و دینداری است:
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
***
چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را
غبار خاطری از رهگذار ما نرسد
***
دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم آزاری ست
***
یارب آن زاهد خود بین که به جز عیب ندید
دود آهیش در آیینه ادراک انداز
حافظ بر این باور است که مسلمان راستین باید در دایره «اعتدال» و «میانه‌روی» حرکت کند و پیش از اصلاح دیگران به اصلاح خویش بپردازد تا بنیان جامعه سامان پذیرد.
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران برتو نخواهند نوشت
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
پیامبراکرم (ص) نیز در حدیثی می‌فرماید: «خیرُ الامورِ أوسَطُها: بهترین هر چیز و هر کار میانه آن است». (بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۱۶۶.) آیه ۱۴۳ سوره بقره نیز ناظر بر همین معناست: «وَ کذلِک جَعَلْناکمْ أُمّهً وَسَطًا: و بدین ‌سان ما شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید.»
انسان تراز اسلام، انسانی میانه رو است و با چشم تکریم و احترام به همه انسان‌ها نگاه می‌کند. از همین رو هیچ گاه بدون دانش و بینش در مقام قضاوت بر نمی‌آید و برای دیگران حکم صادر نمی‌کند. او به خاطر تقوا و پروای از خدا، همیشه انگشت اتهام را به سمت خویش نشانه می‌رود و هیچ گاه در اندیشه افشای اسرار دیگران بر نمی‌آید. به خاطر همین مراقبه و محاسبه هیچ گاه در دام گناه نمی‌افتد و همواره در مسیر خیر و فلاح راه می‌سپارد. محصول این سلوک ایمانی و قرآنی آرامش معنوی و «حال خوش» است.
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات؟
بخواست جام می و گفت «عیب پوشیدن»
از نظر حافظ چنین سلوکی باعث آرامش مومن است: مراقبه و محاسبه خویش و فراغت از عیب دیگران.
کلید سوم: عمل صالح
در سوره «والعصر» می‌خوانیم: «وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ، إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ: سوگند به عصر، که آدمی زیانکار است. مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند و یکدیگر را به حق و به صبر سفارش کردند.»
در آیه (۲) سوره مبارکه محمد(ص) نیز می‌خوانیم:«وَالَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ وَآمَنوا بِما نُزِّلَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الحَقُّ مِن رَبِّهِم ۙ کَفَّرَ عَنهُم سَیِّئَاتِهِم وَأَصلَحَ بالَهُم: و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد(ص) نازل شده نیز ایمان آوردند، خداوند گناهان شان را می‌بخشد و کارشان را اصلاح می‌کند!»
انسان صالح در گام اول خودش را اصلاح می‌کند و در گام دوم در قامت یک مصلح اجتماعی به اصلاح جامعه می‌پردازد. لازمه اصلاح، حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب و موعود است، و این امکان‌پذیر نیست مگر این که ما کاستی‌های وضع موجود و برجستگی‌های وضع مطلوب را دریابیم و بشناسیم. بنابراین لازمه تغییر و اصلاح، داشتن معرفت و شناخت است. بدون شناخت امکان هیچ‌گونه تغییر و اصلاحی وجود ندارد، و این یعنی این که انجام «عمل صالح» بدون شناخت و معرفت اصیل دینی ممکن نیست.
متأسفانه امروز بعضی از شاعران و ذاکران آیینی به خاطر توقف در منزل محبت و راه نبردن به ملکوت معرفت اشعاری را می‌سرایند و می‌خوانند که به خاطر تقابل با اصول و محکمات دینی، نه تنها مصداق عمل صالح نیستند، بلکه گاهی در نقطه مقابل عمل صالح قرار می‌گیرند‌.
حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی سومین کلید سعادت‌مندی و رستگاری و رسیدن به سرمنزل «حال خوش» را «عمل صالح» می‌داند که بارزترین مصداق آن «خوشدلی» و «خوش‌بینی» و خدمت به خلق خداست. خواجه شیراز در غزلی می‌گوید:
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد
التفاتش به می صاف مروق نکنیم
خوش برانیم جهان در نظر راهروان
فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم
آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند
تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم
در آیه (۲۲۷) سوره مبارکه بقره نیز خداوند صریحا تأکید می‌کند که «حال خوش» میراث «صالحان» است که به برکت عمل صالح به قلبی مطمئن و آرامشی معنوی دست پیدا کرده‌اند. انسان‌های مومنی که وجودشان از هر گونه غم و اندوه و ترسی خالی است و اجرشان با پروردگار؛
«إِنَّ الَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ وَأَقامُوا الصَّلاهَ وَآتَوُا الزَّکاهَ لَهُم أَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم وَلا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یَحزَنونَ: کسانی که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است؛ و نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین می‌شوند.»
این نشاط و آرامش فقط مخصوص دنیا نیست، از دیگر برکات عمل صالح این است که صالحان در روز قیامت نیز با چهره‌هایی مسرور و با نشاط محشور می‌شوند: «تعرف فی وجوههم نضره النعیم»، در چهر‎ه‎های آنها طراوت و نشاط نعمت را می‎بینی (مطففین/۲۴).
عمل صالح میوه ایمان و «تقوای الهی» است و میوه تقوا نیز بصیرت(قدرت تمیز حق از باطل) است. چنان که خداوند می‌فرماید: «… إن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً… همانا اگر تقوای خدا را پیشه کنید، خداوند وسیله تمیز حق از باطل را برای شما قرار می‌دهد.(انفال/ ۲۹)
عمل صالح با اخلاص کامل و بدون هیچ گونه چشمداشت دنیوی و اخروی برای تقرب به خدا و آرامش درونی انجام می‌شود. عملی که ما را از ظلمات به سوی نور هدایت می‌کند: « یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ». محصول عمل صالح نیز «رضایت و خشنودی و آرامش» انسان مأمن است. مومن واقعی عمل صالح را تنها به قصد راه بردن به بهشت رضایت حضرت دوست انجام می‌دهد و حتا به دنبال پاداش اخروی نیست.
به راستی نیز تنها راه نجات از برزخ اندوه و افسردگی و دلمردگی و رسیدن به سرمنزل آرامش در جهان پر آشوب کنونی «عمل صالح» است. حافظ نیز بر این اعتقاد و باور پای می فشارد که در سایه‌سار «عمل صالح» می‌توان بر سختی‌ها و ناملایمات روزگار غلبه کرد و به حال خوش دست یافت: «غبار غم برود، حال خوش شود حافظ». عملی که از چهار رکن تشکیل شده است:
* نیت الهی وانسانیِ مبتنی بر معرفت اصیل دینی؛ صرف داشتن نیت خوب و الهی برای انجام عمل صالح کافی نیست. عمود عمل صالح «شناخت» است و زمانی نیت پاک الهی به عمل صالح منجر می‌شود که آبشخور آن «عقل» باشد. روایات زیر موید این معناست:
امام کاظم(ع) می‌فرماید؛ «همان گونه که قوام جسم، تنها به جان زنده است، قوام دینداری هم تنها به نیت پاک است و نیت پاک، جز با عقل حاصل نمی‌شود.(تحف العقول، ص۶۹۳) و پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید؛ «من عمل على غیر علمٍ کان ما یفسد أکثر ممّا یصلح: کسى که بدون شناخت عمل کند، خراب‌کردنش بیشتر از درست کردن اوست.‏(المحاسن: ۱/۳۱۴/۶۲۱)‏.»

مصداق بارز احادیث فوق در تاریخ اسلام «خوارج» هستند. گروهی که با نیت پاک و به قصد «قربه الی الله» قرآن‌ها را بر نیزه کردند و با شعار«لا حکم الا الله» قرآن ناطق علی(ع) را وادار به پذیرش حکمیت کردند. در روز و روزگار ما نیز فرقه‌هایی همچون طالبان و القاعده و گروه‌های تکفیری مصداق بارز مسلمانانی هستند که تحت لوای اسلام و با شعار «الله اکبر» و «لااله الا الله» به جنگ با اسلام ناب محمدی برخاسته‌اند و علی‌رغم نیت پاک، به خاطر عمل بدون بصیرت و شناخت، به جای خدمت، جنایت و خیانت می‌کنند.
* اخلاص:(پیامبر اکرم می‌فرماید؛ من اخلص لله اربعین یوما فجرالله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه: هر کس چهل روز ایمانش را برای خدا خالص گرداند، خداوند چشمه‌های حکمت را از قلب او بر زبانش جاری می‌کند(عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۶۹، بحالانوار، ج۶۷، ص۲۴۲.)
* ایمان:(إِنَّ الَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ یَهدیهِم رَبُّهُم بِإیمانِهِم: کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، پروردگارشان آنها را در پرتو ایمان شان هدایت می‌کند. (سوره مبارکه یونس آیه ۹)
* صبر و شکیبایی: تحمل ناملایمات و دشواری‌ها در راه ایفای رسالت انسانی و اجتماعی یکی از مؤلفه‌های عمل صالح است. چنان که خداوند در قرآن می‌فرماید: (إِلاَّ الَّذِینَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَـئِکَ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ کَبِیرٌ: مگر آنان که شکیبایی کردند و اعمال صالح به جای آوردند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن ایشان است.(هود، ۱۱)
علامه طباطبایی عمل صالح را از دیدگاه قرآن چنین تعریف می‌کند: «هرچند صلاحیت عمل در قرآن کریم بیان نشده است، لکن ا ز آثاری که برای آن ذکر شده می‌توان مفهوم آن را فهمید. عمل صالح عملی است که برای کسب رضایت پروردگار با تحمل دشواری‌ها انجام می‌شود؛ چنان که فرمود: «… صبروا ابتغاء وجه ربهم…». (الرعد، ۲۲) یعنی: و کسانی که برای طلب خشنودی پروردگارشان شکیبایی کردند. و نیز فرمود: «… و ما تنفقون إلّا ابتغاء وجه الله…»؛(البقره، ۲۷۲) یعنی: و جزبرای طلب خشنودی خداوند انفاق مکنید. اثر دیگر، آن است که عمل صالح صلاحیت برای اجر و پاداش را دارد، چنان که خداوند می‌فرماید: «… ثواب الله خیر لمن ءامن و عمل صالحاً…»؛(القصص، ۸۰) یعنی برای کسانی که ایمان آورده‌اند و کار شایسته کرده‌اند، پاداش خدا بهتر است. اثر دیگرش آن است که عمل صالح کلمه طیب را بالا می‌برد. چنان که فرمود: «… إلیه یصعد الکلم الطیّب والعمل الصالح یرفعه…»؛ (الفاطر، ۱۰) مراد از کلم الطیب عقاید حق از قبیل توحید است و مراد ازصعود آن تقربش به خدای تعالی است و مراد از عمل صالح هر عملی است که طبق عقاید حق صادر شود و با آن سازگار باشد. (طباطبایی، ۱۳۷۴ش، ج ۱، ص ۴۵۸.)
جان کلام آن که میوه «عمل صالح»، حال خوش، آرامش، آمرزش، رستگاری و عاقبت به خیری است. حافظ نیز با الهام از آیات و روایات قرآنی، در جای جای دیوان غزلیاتش ما را به «عمل صالح» دعوت کرده است:
دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
***
درخت دوستی بنشان، که کام دل به بار آرد
نهال دشمنی برکن، که رنج بی‌شمار آرد
***
توانگرا دل درویش خود به دست آور
که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر
که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند
***
دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند
دریاب ضعیفان را در وقت توانایی
***
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن
***
چو غنچه گر چه فروبستگی ست کار جهان
تو همچو باد بهاری گره گشا می ‌باش
طرحی نو در اندازیم
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
امید آن که همچون حضرت لسان الغیب حافظ شیراز، با فهم درست و عمیق آموزه‌های انسان ساز و اصیل دینی و راه بردن به «سیرت و حقیقت» دین، در مسیر بندگی پروردگار و پیروی از سنت و سیره نبوی و علوی گام برداریم، و با ارائه رهیافت‌های روشنگرانه از دین و آیین، در سال جدید از بیراهه «جهل و جمود و تحجر» برگردیم و با خرافه و گزافه و تحریف باورهای دینی مقابله کنیم. آرزوی دیگر این که در سال جدید پیش و بیش از آن که در «صورت قرآن» متوقف بمانیم، سعی کنیم با تدبر و تعقل قرآن را بخوانیم و«سیرت» آن را دریابیم، تا در سایه‌سار قرآن، ایمان و عمل صالح انسانی دیگرگونه شویم. چنان که خداوند در قرآن می‌فرماید:
«وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ تَصْریفِ الرِّیاحِ آیاتٌ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ: و نیز در آمد و شد شب و روز، و رزق (و بارانی) که خداوند از آسمان نازل کرده و به وسیله آن زمین را بعد از مردنش حیات بخشیده و همچنین در وزش بادها، نشانه‏های روشنی است برای گروهی که اهل تفکّرند. (آیه ۵ سوره جاثیه)».
در مورد فهم درست دقایق و ظرایف وحیانی و قرآنی غزل‌های حافظ شیراز نیز به عنوان نماد آزاداندیشی، حقیقت‌جویی و سالوس‌ستیزی، و همچنین انسانی آرمان‌خواه و مصلحی جسور و تیزبین که در تمام طول زندگی‌اش به دنبال روشنگری و هموار کردن راه «اجتهاد» در دین بود، آرزو می‌کنم که «طرحی نو در اندازیم» و به جای دل بستن به «فال حافظ» که تفننی بیش نیست، به دنبال پیوستن به «حال حافظ» باشیم.
با آرزوی «سالی خوش» و «حالی خوش» برای همه مردم جهان، بخصوص ملت بزرگ، سربلند، نجیب و بافرهنگ ایران – والسلام./ص

ایکنا

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين