امروز : جمعه, ۷ آذر , ۱۳۹۹
تاریخ : 2015/06/14 - 4:34 ذخیره فایل ارسال به دوستان

سخنرانی «ویلیام فاکنر» هنگام دریافت جایزه نوبل

peter-stackpole-author-william-faulkner-making-a-speech-upon-receiving-the-national-book-awardفرهنگ و هنر ؛بابل نومه: در سال ۱۹۴۹ ویلیام فاکنر برنده جایزه نوبل در رشته ادبیات شد اما به دلیل عدمِ توافقِ کمیته جایزه جایزه نوبل تا سالِ بعد آن را دریافت نکرد. بنابراین در سال ۱۹۵۰ دو جایزه نوبل به وی اهدا شد. در سال قبل نوعی تشتت و گسیختگی وجود داشت که باعث برانگیختگیِ «ویلیام فاکنر» نیز شد. فاکنر یکی از مهمترین و برجسته ترین نویسنده آمریکا و ادبیاتِ جنوب است، سخنان او برای حضار قابل درک نبود به دلیل لهجه جنوبیِ وی و هم اینکه میکروفون از دهانش خیلی فاصله داشت. اما زمانی که روز بعد سخنانش در روزنامه چاپ شد، بلافاصله به عنوان یکی از پر معناترین مقاله ها در مراسمِ نوبل تلقی شد. این سخنرانی یکی از بهترین سخنرانی ها در طولِ تاریخِ دریافت جایزه نوبلِ ادبیات ثبت شد.

« احساس می کنم این جایزه را نه به من بلکه به کارِ من داده اند، کاری که حاصل عمری از عذاب و عرق ریزیِ روحِ انسان بوده است؛ و این نه برای افتخار و سودجویی ست بلکه بدان روی بوده است که از مایه هایِ آدمی چیزی آفریده شود که پیشتر وجود نداشته است، پس من این جایزه را تنها به امانت نزدِ خود نگاه می دارم. برای وقفِ پولی که همراهِ این جایزه است، بافتنِ موردی که در خورِ هدف و معنایِ اصلی آن باشد کار دشواری نیست ، اما من من می خواهم برای سپاس و ابراز احساساتی که همراه آن بوده است چنین موردی بیابم. این لحظه را چون بلند جایی بدانم که از فرازِ آن صدایم به گوشِ مردان و زنان جوان خواهد رسید که هم اکنون خود را وقفِ این درد و تلاش نموده اند و آنان را که روزی اینجا به جایِ من خواهند ایستاد، شما در میانِ خود دارید.

تراژدیِ ما امروز ترسی جسمی ، جهانی و همگانی است و آنچنان دیر پاینده است که اکنون حتی می توانم آن را بر خود هموار کنم.دیگر از مشکلاتِ روحی خبری نیست. تنها این سوال در میان است؛ چه وقت از هم پاشیده خواهم شد. از این رو مردان و زنانِ جوانی که امروزه در کارِ نوشتن هستند ، مشکلاتِ دلِ آدمی را که با خود در جنگ هستند از یاد برده اند و نوشته خوب تنها زائیده این ستیز خواهد بود، زیرا چیزی جز این در خودِ نوشتن نیست ، در خودِ عذاب و عرق ریزی نیست.

انسان ها باید دوباره این مسائل را یاد بگیرند، باید به خود بیاموزند که ننگی بیش تر از ترس نیست و چون این را آموختند ترس را به سَر فراموش می کنند و در ذهنِ خود جایی برای هیچ چیز باقی نگذارند؛ مگر راستی و حقایقِ دیرینِ جهان که بی وجودِ آنها هر داستانی ناپایدار و محکوم به نیستی است. تا چنین نکنند؛ نفرین بر تلاش هایشان سایه افکنده. سخن از شهوت می گویند نه از عشق. از شکست هایی دم می زنند که در آنها هیچ کس ، هیچ چیزِ ارزنده ایی نمی بازد. از پیروزی هایی که در آن امید نیست و از همه بدتر رحم نیست ، رأفت نیست.غم هایشان از دردهایِ نوعِ بشر مایه نمی گیرد و آهی به جا نمی گذارد، سخن از دل نیست بلکه از غُدّه است. انسانها تا اینها را دوباره نیاموزند چنان خواهند نوشت که گویی در میانِ آدمیان ایستاده و انقراض انسان را می نگرند.
من از پذیرفتنِ انقراضِ انسان سرباز می نهم. به راحتی می توان گفت که انسان تنها بدان است که پایداری می کند جاودان خواهد ماند؛ که حتی پس از محو شدنِ آخرین طنینِ ناقوسِ تقدیر از روی آخرین حنجره یِ ناچیزی که در آخرین شامگاه سرخ و فروغی باز هم طنینِ دیگری باقی خواهد ماند. طنینِ صدایی ضعیف و پایان ناپذیرِ انسان که هنوز سخن می گوید. من به قبولِ این سخن گردن نمی نهم. اعتقاد من به این است که انسان نه تنها پایدار خواهد ماند بلکه پیروز خواهد شد. انسان جاوید است نه بدان سبب که تنها در میانِ مخلوقات تنها او صدای پایان ناپذیر دارد و بلکه بدان سبب که دارای «روح»است. روحی که سرچشمه رأفت و فداکاری ؛ پایداری است بر شاعران و نویسندگان  که در این باره بنویسند. افتخارِ انسان به این است که در دلِ آدمیان شور بر انگیزند. شجاعت و امید و روحِ فداکاری را که فخر ِگذشته های انسان است به او یادآور شوند و به این سان او را در پایداری یاری دهند.حاجتی نیست که صدایِ شاعر تنها وصفِ احوالِ آدمیان باشد. این صدا می تواند همچون تکیه گاهی آنان را یاری دهد تا پایداری کنند و پیروز شوند.»

ویلیام فاکنر، هنگامِ دریافت این جایزه ۵۳ ساله بود. آثاری که او موفق به دریافت جایزه نوبل شد در بخش برندگان جایزه ادبیات نوبل معرفی و شرح داده خواهد شد.

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين