امروز : دوشنبه, ۱۰ آذر , ۱۳۹۹
تاریخ : 2020/06/27 - 7:16 ذخیره فایل ارسال به دوستان
یادداشت ویژه:

سهم ناچیز نخبگان بابل از مدیریت کشور، حقیقتی فراموش‌شده!

شهرستان بابل دارای فرصت بی‌نظیر نخبگان و صاحب‌نظران است که از نظر فکری، آرمانی و انگیزشی صاحب فکر و سبک در کشور هستند، بابل دارای ظرفیت‌های عمیق و وسیع انسانی است اما چشم‌انتظار گوشه چشم مسئولان تا قدر این فرصت را بدانند، نه اینکه سهم نخبگان و استعدادهای برترش تنها عکسی در گوشه رستورانی و یا مراسم‌های تجلیل و تشکر باشد.

به گزارش بابل نوین، امروزه رقابت فزاینده‌ای  بین کشورها در توسعه تکنولوژی و پیشرفت وجود دارد و انسان به عنوان یکی از چهار رکن این توسعه {انسان، ماشین، سازمان و اطلاعات} ، دارای نقش محوری و بنیادین در دستیابی به پیشرفت و پیروزی در این رقابت است.

از آنجا که هم در  ابداع و ساخت مدرن‌ترین ابزار و ماشین‌آلات و هم در مدیریت و استفاده از آن به نیروی انسانی به ویژه نخبگان نیازمندیم، جایگاه و نقش پررنگ انسان به عنوان سرمایه یک جامعه مشخص می‌شود به گونه‌ای که رشد و توسعه یک  کشور، در گرو استفاده صحیح از سرمایه‌های انسانی است و اگر جامعه‌ای از این مزیت رقابتی به درستی استفاده نکند، نمی‌تواند به اهداف خود دست پیدا کند.

در ادبیات پیشرفت ایران اسلامی نیز، نقش انسان‌ها ممتاز و منحصربه‌فرد است و تمام سیاست‌ها و برنامه‌ها باید در نهایت به دست سرمایه‌های انسانی اجرا شود .

در میان سرمایه‌های انسانی نخبگان تاثیرگذاری بیشتری دارند،  اگرچه این مهم درک و حتی «سند راهبردی کشور در امور نخبگان»  تدوین شده است اما  سال‌ها مدیریت ناکارآمد نشان‌مان داد که بدنه مدیریت کشور از ظرفیت نخبگان استفاده نمی‌کند.

اهمیت توجه و استفاده از این ظرفیت در سخنان مقام معظم رهبری نیز مشهود است، آنجا که فرمودند: « وقتی جوان نخبه ایرانی، در زمینه مهندسی در تراز جهانی عمل می‌کند و در ساخت دستگاه‌های بسیار پیچیده، کارهای بسیار مهمی انجام می‌دهد، طبعاً حضور او در عرصه‌هایی مانند اقتصاد، حقوق و مدیریت و ارایه راه‌حل برای مشکلات اقتصادی و آسیب‌های اجتماعی، موثر و راهگشا خواهد بود.»

این مهم که رهبری در راس نظام آن را مورد تاکید قرار می‌دهد و راهکارهای مختلفی برای استفاده از نخبگان بیان و همواره با این سرمایه‌ها دیدار می‌کنند، اگرچه در سخنرانی برخی مدیران نمود پیدا می‌کند، اما به وقتِ عمل، اصلی است فراموش شده.

استان‌ مازندران با وجود اینکه دوبرابر میانگین کشوری نخبه دارد به ویژه دو شهرستان ساری و بابل، بازهم در دام این فراموشی قرار دارد و سهم نخبگان مازندران در بدنه تصمیم‌گیری کشور بسیار ناچیز است.

اهمیت حضور نخبگان استان به ویژه شهرستان بابل در امور اجرایی و مدیریتی کشور زمانی مشهود است که دریابیم مرکز نوآوری و فناوری استان در بابل است، بیش از ۷۰۰ نخبه عضو بنیاد نخبگان استان مازندران هستند و رئیس این بنیاد، محسن جهان‌شاهی عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل است.

دانشگاهی که با شش هزار دانشجو ظرفیت بالایی برای پرورش استعدادهای نخبگان سطح کشور را دارد، در جدیدترین رتبه‌بندی موثرترین دانشگاه‌های دنیا، برترین دانشگاه ایران شد و در فهرست تایمز عملکردی بهتر از آکسفورد، استنفورد و حتی کمبریج داشت اما این نخبگان برای قرار گرفتن در سبد مدیریتی کشور چیده نمی‌شوند، استعدادهای برتری که موفقیت‌ها و شکوفایی‌شان بارها در رسانه‌ها بازتاب داشته است، نخبگانی که تنها در عرصه علمی معطوف نمی‌شوند، ستارگان هنر و  ورزش و … بابل همواره، نام این شهر را در کشور  با افتخار و قهرمانی همراه کردند.

سال‌ها به غلط، مدیران تنها وعده حضور جوانان و نخبگان را دادند اما به توانمندی همین جوانان اعتمادی نکردند تا لزوم استفاده از ظرفیت جوانان نخبه در عرصه‌های مدیریتی کشور بیش از پیش احساس شود.

شاید وقت آن است سردار سعادتی و دکتر کریمی فیروزجایی،این نمایندگان تازه‌نفس مجلس یازدهم به وعده‌ها این بار رنگ عمل ببخشند.

در شرایطی که مازندران رتبه دوم نخبگان نوپدید کشور را دارند و نقش نخبگان بابلی در این امر محسوس است، این نمایندگان به ویژه علی کریمی‌فیروزجایی با عضویت در هیئت مهم رئیسه باید اکسیر نخبگی را در بدنه مدیریتی کشور تزریق کنند.

اگرچه ساماندهی نخبگان در این خطه شمالی کشور وضعیت امیدوار‌کننده‌تری در مقایسه با سایر استان‌های کشور دارد و در ردیف سوم ساماندهی است اما سامان‌دهی زمانی معنا می‌یابد که ایده‌ها و ظرفیت نخبگان به صورت عملیاتی مورد استفاده قرار بگیرد.

نمایندگان جدید بابل می‌توانند با حمایت از نخبگان آن هم در عمل، صدای آنان باشند و در پی راهی که به صورت قانونی سهم مدیریتی نخبگان را افزایش دهند و ایده‌ها و اندیشه‌های نخبگان را به بدنه صنعت و ساختار دولت متصل کنند.

اینکه چرا از ظرفیت و توان فکری نخبگان، جوانان بااستعداد و کارآفرین بابل، که با امکانات یک شهرستان در بالاترین پله‌های افتخارآفرینی و مدارج علمی قرار می‌گیرند، در راستای بهبود شرایط جامعه در همه زمینه‌ها استفاده نمی‌شود سوالی است که باید مسئولان به آن جواب دهند.

چرا سال‌هاست نگاه غالب، دستگاهی و بخشی است و نخبگان خارج از بدنه ادارات و دستگاه‌ها هیچ‌گاه فرصت عرض‌اندام نیافتند؟ این بی‌توجهی و به کارگیری نادرست از نخبگان علمی که آسیب‌های جبران‌ناپذریری مانند هدررفت استعدادها و مهاجرت را در پی دارد، از سوی چه کسانی است؟

آیا نخبگان این شهرستان باید شاهد باشند ذی‌نفوذانی با روی کارآمدن هر دولت چانه‌زنی و پای افراد زیرمجموعه خود را به دستگاه‌ها باز می‌کنند اما خود با ذهنی پر از ایده و طرح برای برون‌یافت کشور از مشکلات راه به جایی ندارند؟

مسئولان و نمایندگان علاوه بر جواب باید به دنبال ایجاد فرصت برای این نخبگان باشند زیرا شهرستان بابل دارای فرصت بی‌نظیر نخبگان و صاحب‌نظران است که از نظر فکری، آرمانی و انگیزشی صاحب فکر و سبک در کشور هستند، بابل دارای ظرفیت‌های عمیق و وسیع انسانی است اما چشم‌انتظار گوشه چشم مسئولان تا قدر این فرصت را بدانند، نه اینکه سهم نخبگان و استعدادهای برترش تنها عکسی در گوشه رستورانی و یا مراسم‌های تجلیل و تشکر باشد!

سعادتی و کریمی‌فیروزجایی حال فرصتی چهارساله دارند که بستری برای نخبگان شهرستان فراهم کنند تا در برنامه‌ریزی مسائل کشور سهیم شوند زیرا نقش و تاثیرگذاری نخبگان جوان در برنامه‌ریزی صحیح برای آینده و پیشرفت ایران و جلوبردن مرزهای دانش غیرقابل‌انکار است.

این دو نماینده، مجمع نمایندگان استان و به ویژه کریمی‌فیروزجایی به دلیل قدرت اقناعی که به واسطه کسب موافقت ۱۲۷ نماینده به دست آورده، باید تعامل جدی‌تر، متقابل و دوجانبه نظام و نخبگان را میسر کنند.

این مسئولان از خود شروع کنند! به طور حتم مدیران اجرایی و نمایندگان به دلیل حجم بالای کار، فرصت لازم برای تفکر را ندارند بنابراین در ارائه پیشنهادات و طرح‌های خود بهتر است از ظرفیت نخبگان تیزبین و با فراغ‌بال بابل به صورت مطلوب استفاده کنند.

در امور مختلف باید از نخبگان جوان که توانمندی‌های زیادی در حل مسائل کشور دارند در کنار افراد باتجربه استفاده کرد، تشکیل هیئت‌های اندیشه‌ورز متشکل از نخبگان و یا شهرک‌های تحقیقاتی برای آنان، می‌تواند گام نخست و پله‌ای برای وارد کردن نخبگان به سیستم تصمیم‌گیری کشور شود زیرا بدنه اجرایی دولت از سطوح میانی تا سطوح بالایی باید عرصه حضور نخبگان باشد.

باید این اشکال جدی، این بساطِ  بی‌توجهی، رانت و سیاسی‌بازی در انتخاب مدیران برچیده شود تا نخبگان مازندران به ویژه بابلی در هوایی سرشار از حمایت و عدالت برای رشد و مدیریت کشور نفس بکشند، شاید جوانان نخبه در ابتدا، تجربه سطوح اول مدیریتی را نداشته باشند اما سطوح میانی دولت  به نخبه نیاز دارد.

مدیرانی که حتی توان بلند شدن از میزهای مدیریتی خود را ندارند باید از فکر شکوفا و توانای جوانان مشورت بگیرند، جوانان نخبه‌ای که از جمله اجزای نرم‌افزاری نظام هستند که نباید از نقش‌آفرینی عقب بیفتند، باید فرصت تحرک برای نخبگان فراهم شود.

نمایندگان شهرستان بابل به خاظر داشته باشند مدیریت جهادی تنها از طریق حضور نخبگان و استعدادهای برتر تحقق خواهد یافت زیرا این کار از عهده کسانی بر‌می‌آید که برای تبدیل شرایط نامطلوب به مطلوب و بهبود اوضاع کشور هوشمندی، خلاقیت، توانمندی، نوآوری و انگیزه بالایی دارند بنابراین کمر همت برای افزایش سهم نخبگان شهرشان در امور مدیریتی ببندند.

نویسنده: سمانه صالح‌طبری

دیدگاه بینندگان
  • بي نام

    تاریخ : 10 - جولای - 2020

    این روزها همه ی جهان به یک درد مشترک مبتلا شده اند که از لحظه ی ورودش به هر نقطه ای، نظم آن نقطه را بر هم زده است. با ورود ناگهانی ویروس کووید ۱۹ به ایران و جهان همه چیز شکل جدیدی به خود گرفت. تمام معادلات و برنامه ریزی ها از بین رفت و چیزی نمانده که تحت تاثیر این ویروس قرار نگرفته باشد. از زندگی های شخصی هر فرد گرفته تا زندگی اجتماعی یک ملت. تمام مراکز و سازمان ها، تحت تاثیر این ویروس تغییراتی را در شیوه های اجرایی داشته اند.
    مراکز آموزشی و دانشگاه ها از اولین مواردی بودند که به شدت تحت تاثیر کرونا نظمشان از میان رفت و شکل جدیدی به خود گرفتند. اگرچه گفته بودند همه چیز از شنبه در ایران روال عادی خود را میگیرد (که معلوم نیست دقیقا کدام شنبه مدنظرشان بوده) اما بر همگان واضح بود که چنین چیزی ممکن نیست.
    در تمام این چندماه از معلمین و مدرسین که مسئولیت پذیر بودند و وظایف خود را در شرایط سخت به طور کامل انجام دادند ، سخن گفته شد و به نحوی از آن ها تقدیر صورت گرفت. اما این بار میخواهیم از کسانی بگوییم که گویی مسئولیت و جایگاه خود را ندانسته و اولین و مهمترین وظیفه ی آن ها که ایجاد آرامش و کاهش التهاب دانشجو بوده را انجام ندادند.
    ابتدای امر همه چیز عجیب و گنگ بود تا زمانی که اعلام شد برای این نیمسال، آموزش باید به صورت از راه دور و مجازی باشد. شیوه ای که شاید کمتر دانشگاهی در ایران این پتانسیل و ظرفیت آن را دارا بود و یا حداقل آمادگی لازم برای ابعاد وسیع تر مهیا نبود.
    در همین حوالی، در دانشگاه صنعتی نوشیروانی ، یکی از همین دانشگاه های کشور است که چنین توان ظرفیتی را پیش از کرونا نداشت. مدت زمانی طول کشید تا آمادگی ها و زمینه های لازم را در جهت ایجاد این ظرفیت و سامانه یادگیری الکترونیکی اقدام کنند. دانشگاه نوشیروانی اگرچه یک اسم دهان پر کن است و از بیرون سبب افتخار باشد، اما برای درک واقعیتِ آن باید درون آن شد تا بفهمیم دارای چه کمبودهایی است و چه بر دانشجویان و اساتید آن میگذرد.
    دانشگاهی که همواره پُزِ رتبه بندی های کشوری و جهانی اش را ( که البته در اینکه بر چه اساس و ملاک و معیاری است باید تامل کرد) میدهد در حالیکه خودشان هم به آن چندان باور ندارند و جدی اش نمیگیرند، حتی توان برقراری کلاس های مجازی ( نه حتی آنلاین) را به صورت منظم و با برنامه ریزی دقیق نداشت و این مسئله اضطراب ها را برای دانشجویان در این برهه حساس و متشنج، دو چندان کرد.
    در کنار عدم برنامه ریزی دقیق، مسئله ای که دانشجویان این دانشگاه در نیمسالی که گذشت با آن دست وپنجه نرم کردند، کیفیت پایین تدریس اساتید بود. اساسا انتظار نمی رفت که آموزش های مجازی دروس، به کیفیت تدریس حضوری باشد و چنین قیاسی ممکن نیست. طبیعتا اساتید هم تحت تاثیر شرایط موجود فشار زیادی را متحمل شدند. اما سطح تدریس این نیمسال، سطح قابل قبولی نبود. البته که منکر زحمات و تلاش بی وقفه اساتید مسئولیت پذیر این دانشگاه نمیشویم، اما برخی از اساتید که کار خودشان را راحت کردند و با ارجاع دانشجو به سایت های مختلف و روخوانی از کتاب و جزوه باری دیگر بر دوش دانشجو گذاشتند. برخی حتی راحت تر از این، تا چند هفته قبل از امتحان حتی سری به دانشجویان نزده و هفته آخر مطالب درسی را بارگزاری کرده اند و نهایت از دانشجویان انتظار نتایج بهتری را داشتند. چرا که گمان میکردند دانشجو در خانه لم داده و با خیال راحت (!) آموزش ها را پیگیری میکند و فرصت بیشتری برای تکرار و تمرین و مطالعه دارد. فارغ از اینکه دانشجو در کنار خانواده و درون خانه، به دلیل این ویروس، فشار عصبی و نگرانی های زیادی را تحمل میکند. اما اکثر اساتید بدون در نظر گرفتن جنبه های مختلف، هربار یک بار جدید بر دوش دانشجو قرار میدادند. از تغییر شیوه تدریس و ارزیابی و برگزاری کلاس گرفته، تا پیگیری و تدریس دروس در هر زمان دلخواه خودشان!
    حال جالب است که گفته اند با دانشجویانی که تقلب کرده اند برخورد شده و به کمیته انضباطی معرفی میشوند. صحیح و قابل قبول است اما کاش قبل از این ها، کمیته ای برای اساتیدشان تشکیل میدادند و برخی از آنها را به دلیل کیفیت پایین تدریسشان به این کمیته فرا میخواندند و مورد مواخذه قرار میدادند. آن زمان میتوانند دانشجویان متقلب را مورد بازخواست قرار دهند!
    به گمانم قبل از مسائل آموزشی و تدریس، اساتید محترم بهتر است که کنترل و مدیریت در شرایط حساس و بحرانی را بلد باشند و به کار بگیرند. یک استاد قبل از هرچیز در چنین اوضاعی باید بتواند بحران را مدیریت کند تا کمترین فشار به دانشجو وارد شود. البته در جامعه ای که مسئولین رده بالایش هم مدیریت بحران میدانند، این انتظار زیادی است!

    تمام طول برگزاری یک خط در میان کلاس مجازی، در کنار تمام نگرانی ها و درگیری های اساتید و دانشجویان، یک سوال در ذهن همه بود و آن اینکه امتحانات پایانی قرار است چطور برگزار شود؟ سوالی که خیلی دیر به آن پاسخ گفته شد و همین موجب شد که مجددا زمینه و آمادگی کافی برای برگزاری امتحانات آنلاین وجود نداشته باشد. البته انتظار میرفت مسئولین دانشگاهی پیش از این ها چنین احتمالی را میدادند و خود را آماده میساختند.
    به دنبال این خبر، مجددا تغییراتی در دقیقه نود برای دانشجویان بوجود آمد. برخی از اساتید به علت عدم اعتماد به دانشجویان و برای برقراری عدالت، سوال هارا در دسته های مختلف طرح کردند. برخی از آنها تغییراتی در شیوه طرح سوال و بعضا بالاتر از سطح مطالب تدریس شده ایجاد کردند. البته برخی هم بودند که به دانشجویان اعتماد کرده و تغییری در شیوه برگزاری امتحان ایجاد نکردند که شایسته تقدیرند.
    خود برگزاری آزمون های آنلاین دردسر و دغدغه دیگری برای دانشجویان بود. اگرچه پیش از آزمون اصلی، بارها آزمون های آزمایشی برگزار شد تا دانشجویان و اساتید با چند و چون کار با آن آشنا شوند و هم عملکرد سامانه مورد ارزیابی قرار بگیرد. اما مسئولین و اساتید مجددا با بی اعتمادی به دانشجو، محدودیت هایی از قبیل محدودیت زمانی ایجاد کردند. زمانی که کفاف هم پاسخگویی و هم بارگزاری پاسخنامه را نمیداد. چرا که دانشجو نگرانی جدیدی از جهت زمان بارگزاری و مهلت داشته و هم اینکه اساتید محترم هرکدام پاسخنامه را با فرمت مدنظر خودشان میخواستند! به طور کلی مدیریت امتحان و برگزاری آزمون کاملا بر عهده دانشجویان بوده است. در این میان حتی عوامل محیطی مثل پایین بودن سرعت اینترنت یا حتی عدم دسترسی به آن برای برخی از دانشجویان و… لحاظ نشده بود.
    این بی مسئولیتی و عدم درک ظاهرا عمیق تر از سطح اساتید است و در مسئولین ردهی بالاتر دانشگاهی کشور رخنه کرده است. نشانه اش را می توانیم در تصمیم گیری هایشان در بحبوحه ی کرونا ببینیم. دانشجویان شبانه، در حالی موظف به پرداخت کامل شهریه برای کلاس هایی شدند که ابدا در حد کلاس های حضوری که هیچ، حتی در حد کلاس های مجازی هم نبودند. این هزینه غیر از هزینه تدریس شامل هزینه ها و امکانات دیگر هم بود که عملا به دلیل عدم حضور دانشجو در دانشگاه هیچ به حساب می آمد. در واقع مجبور به برداخت پول برای ” هیچ ” شدند. در ازای هزینه پرداختی چند ویدیو و فایل جزوه نصیبشان شد ( و نه یادگیری) که در سایت های مختلف و یوتیوب به راحتی و به طور رایگان قابل دسترسی است. اگر قرار بود دانشجو خودش با دیدن چند فیلم با توضیحات بی سر و ته دروس تخصصی را ( به خصوص در رشته های صنعتی و عملی) درک کند، دیگر نیاز به رفتن به دانشگاه نبود!. مسئولین و استید باید قبل از هرچیز معنای حقیقی کلاس مجازی و آنلاین را درک کنند. هزینه ای که دانشجویان شبانه به طور کامل پرداخت کردند، برای زمانی بود که کلاس ها در تعداد مشخص و برای کیفیت مشخص بود، نه حالا که اساتید محترم هر زمان که عشقشان کشید فایلی بفرستند و تمام! این هزینه مثال بارز پول زور بود که در فضای بحرانی و ملتهب که شرایط اقتصادی خانواده ها را هم تحت تاثیر قرار داده از این دانشجویان گرفته شد!
    از این مورد بدتر هم، پرداخت هزینه خوابگاه های دانشگاهی بود! خوابگاه هایی که در این نیمسال حضور دانشجو به خود ندید! و بار دیگر داشنجویان برای چیزی که از آن حتی ذره ای بهره نبردند هزینه پرداخت کردند!
    اینترنت دانشجویی هم که فقط در حد خبر بود. تیتروار از کنار آن گذشتند و عملا خبری از آن نبود و در این میان دانشجو برای دانلود مطالب درسی و ویدیوهای آموزشی باید هزینه ی اینترنت را هم اضافه میکرد.

    اندکی پرس و جو و دقت نظر کافیست تا دریابیم که مسئولین و برخی از اساتید دانشگاهی، به طور ویژه دانشگاه مدنظر( دانشگاه صنعتی نوشیروانی) به جای ایجاد آرامش و کاهش استرس دانشجویان، در این چندماه وضعیت را برای آنها و خانواده شان ملتهب تر کردند. بی نظمی ها و و عدم هماهنگی و برنامه ریزی قابل چشم پوشی نیست و مجموعه ی اینها این نیم سال را برخلاف تصور مسئولین و اساتید به یکی از سخت ترین نیم سالهای تحصیلی تبدیل کرد. به نحوی که حالا احتمال مجازی بودن نیمسال بعدی مثل یک کابوس برای دانشجویان شده و هنوز از این نیمسال رهایی نیافته باید نگران آن باشند. نگرانی از این بابت که این بی نظمی ها و بعضا بی مسئولیتی ها ترم آینده هم تداوم داشته باشد.
    این ترم با تمام سختی ها و بالا و پایین هاش گذشت. این بی نظمی ها هم ممکن است در هر دانشگاه دیگر ایران هم بوده باشد. شاید بتوانیم علت برخی از بی برنامگی ها را عدم تجربه مسئولین و اساتید و دانشجویان دانست و بااین توجیه از آن عبور کرد. البته این عبور، شایسته دانشگاهی که همه آن را رنک یک میدانند نیست. اما به طور قطع تداوم آن دیگر توجیهی نخواهد داشت.
    بهتر است مسئولین محترم و اساتید گرانقدر از همین حالا به فکر یک برنامه ریزی دقیق و چارچوب اصولی و تلاش مضاعف برای بالا بردن سطح کیفیت کلاس های آنلاین و تدریس داشته باشند تا دیگر شاهد چنین حجم از نگرانی از جانب دانشجویان نباشیم و آن ها بتوانند آسوده خاطر به مطالعه بپردازند.

    ضمنا، بنده جهت ثبت نظر از ایمیل سایت شما، بابل نوین، استفاده نمودم؛ با تشکر


    پاسخ

ارسال دیدگاه

تبليغات در بابل نوين

تیترامروز

سیمرغ ما

تبليغات در بابل نوين